

کتاب صوتی گرگ
برای شنیدن کتاب صوتی گرگ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی گرگ
کتاب صوتی گرگ داستان کوتاه هوشنگ گلشیری، در مجموعه نمازخانه کوچک من، روایت زن جوانی است که همراه با همسر پزشکش در یک روستا کوهستانی و برفگیر زندگی میکند.
این زن در قسمتی از ساختمان کوچک بهداری، اندکی دور از سایر خانههای آنجا، بیشتر اوقاتش را، به اجبار، تنها میگذراند و هربار، به صدای زوزه گرگی از دور یا نزدیک، پشت پنجره میایستد و به تاریکی و خلوت بیرون، و اگر باشد، به چشمهای گرگ داستان، خیره میشود.
در قسمتی از کتاب صوتی گرگ میشنویم:
دکتر گفت: «امشب باید زودتر بروم.» مثل اینکه توی جاده یک گرگ بزرگ دیده بود.
مرتضوی گفت: شاید سگ بوده.
اما خودم به دکتر گفتم، این دور و برها گرگ زیاد پیدا میشود. باید احتیاط کند. هیچ وقت هم از ماشین پیاده نشود.
زنم انگار گفت: دکتر خانمتان چی؟ توی آن خانه کنار قبرستان؟
دکتر گفت: برای همین باید زودتر بروم.
بعد هم گفت که زنش سر نترسی دارد. و تعریف کرد که یک شب، نصفه شب، که از خواب پریده دیده کنار پنجره نشسته، روی یک صندلی. دکتر که صداش زده زن گفته: نمیدانم چرا این گرگ همهاش میآید روبروی این پنجره.
دکتر دیده بود که گرگ درست آن طرف نردهها نشسته، توی تاریک روشن ماه وگاه گداری رو به ماه زوزه میکشد.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی گرگ |
| نویسنده | هوشنگ گلشیری |
| گوینده | مهدی رضایی، مائده مرتضوی، علی شمسی |
| ناشر صوتی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۱۹ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی گرگ
ودر نهایت معما را نویسنده حل میکند و این مطلب را جالب میکند
اینجا آنقدر موارد بی سر و ته را به هم بافته بود که خودش هم نتوانست
از راوی به بگذریم
داستات زیاد گیرا نبود اصل استان در مورد این بود که زن دکتر گم شده و حالا همه دنبالش میگردن همه میدونستند که زن دکتر که معلم بود همش فکر و
بله

















