شماره 118 مجله راز منتشر شد.
در شماره 118 دوهفتهنامه راز میخوانید:
داستان واقعی راز، همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، تابلویی از جنس آرزوها، کتابهایی که دیر نوشتم یا ننوشتم، بیزینس به زبان ساده بازاریابی و دیگر هیچ، نکتههایی برای جمع کردن پول، فرهنگ و شخصیت، آشتی با رنگها، کافه کتاب چند خطی از یک کتاب، هنر بیخیال شدن، راز و پیدا کردن عشق زندگی، انتخاب درست و...
در راز اول میخوانید:
هرکدام از ما ویژگیها و خصوصیتهای اخلاقی متفاوتی داریم که یا از زمان کودکی با ما بودهاند یا آنها را در طول سالهای عمر، در شرایط مختلف و اتفاقات گوناگون کسب کردهایم؛ ویژگیهای خوب یا بد، عاداتی موفقیتآمیز یا شاید هم مخرب. به همین دلیل میگویند بد نیست هر از چند گاهی مروری بکنی و نگاهی به کارنامه این سالها بیندازی و ببینی به اصطلاح، با خودت چند چندی! تا اگر چیزی به تغییر نیاز داشت، برایش وقت بگذاری و هرچه زودتر از دستش خلاص شوی تا دوباره به تو ضربه نزند.
واقعیت این است که هر چیزی بهایی دارد و برای رسیدن به تمام موفقیتها و خواستههایمان باید هزینهای پرداخت کنیم؛ حال یا از سرمایه یا زمان یا سالهای عمر یا... اما یادمان باشد که تجربهها، حتی سختترین و گران قیمتترینشان به شدت ارزشمندند و هرچند برای به دست آوردن آنها بهای بالایی دادهایم، اما باز هم دلیل شکست و ناامیدی نیستند؛ اتفاقاً برعکس.
اگر برای به دست آوردن این تجربهها چند سال از بهترین سالهای عمرمان یا حتی بخش بزرگی از سرمایهمان به باد رفته باشد، دست کم باید بزرگترین درس زندگی را از آنها بگیریم؛ یعنی، ببینیم چه شد که این اتفاق افتاد و ما چه کار کردیم و چه کار نکردیم. باید از این تجربههای سخت و این به ظاهر شکستها یا موفق نشدنها درس بگیریم و یاد بگیریم و اینبار با قدرت بیشتر و مهارت و توانایی و اعتماد به نفس بالاتر برای رسیدن به خواستههایمان تلاش کنیم.
همرازم، فراموش نکن: تجربه خوب یا بد وجود ندارد. مهم این است که ما از آن تجربه چه درسی میگیریم و مهمتر اینکه حواسمان باشد هیچ اشتباهی را دوبار تکرار نکنیم.
بله










