کتاب صوتی حسن کچل، نوشته محمدعلی جمالزاده، داستان پسر تنبلی است بنام حسن کچل که بلاخره یک روزی توسط مادربزرگش قرار است تغییر کند.
در کتاب صوتی حسن کچل میشنویم:
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود. پیرزنی بود که یک پسر کچل داشت به اسم حسن. این حسن کچل ما که از تنبلی شهره عام و خاص بود از صبح تا شب کنار تنور دراز میکشید و میخورد و میخوابید.
ننهاش دیگه از دستش خسته شده بود با خودش فکر کرد چیکار کنه که پسرش دست از تنبلی برداره و یه تکونی به خودش بده. تا اینکه فکری به خاطرش رسید بلند شد رفت سر بازار و چند تا سیب سرخ خوشمزه خرید و اومد خونه...
بله

















دقیقا چی رو گوش کردی دوست عزیز؟ بچه ۵ ساله هم متوجه شد که حسن با شکست دادن سلطان دیوها با هوش و ذکاوتش تونست قصر و ثروت دیو رو تصاحب کنه. لطفا قبل از درج نظر کمی فکرتون رو بکار بندازین!!😶