

کتاب قلب های بی تپش
برای شنیدن کتاب قلب های بی تپش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب قلب های بی تپش
بسیاری بر این باورند که افسران و یا درجهداران پلیس، آدمهایی از جنس دیگر هستند و این مأموران عزیز و زحمتکش به شکل دیگری زندگی میکنند. شاید بعضی از آنها به خاطر پستها و مسئولیتهای حساسشان با باقی افراد فرق داشته باشند اما قاطبه ی این قشر از اجتماع مانند همه ی ما معمولی زندگی میکنند. در این داستان قصد ندارم از قهرمان داستان یک مأمور 007 بسازم. در عین حال اهل داستانهای معمایی و کلاسیک هم نیستم. قهرمان داستانم مثل همه ی ما در تهران یک زندگی معمولی دارد. البته نمیخواهم در پایتخت باقی بمانم و قصدم این است که در داستانهای بعدی میان شهرهای مختلف کشور عزیزم بگردم و شخصیتهای داستانی را از میان اقوام مختلف و دوستداشتنی وطنم انتخاب کنم. همه سعی من بر آن است تا داستانهای نیمه بلندم (به جز رمانهای بلند) به صورت رایگان و آنلاین در اختیار مخاطبان قرار بگیرند تا خوانندگان به راحتی به این آثار دست بیابند. این دومین تریلر پلیسی من است و امیدوارم خوانندگان از آن لذت ببرند.
کشمکش درونی بین بخشش و انتقام سروان سعید صفورا را میآزارد. ایستاده است در دوراهی تردید : بایستم کنار و منتظر باشم یا وارد مهلکه شوم و گناهکار را به سزای عملش برسانم؟ روز و شب یکی پس از دیگری میگذرند و او منتظر است؛ منتظر لحظهایست تا مرهمی بیابد برای خاموشی شعلهی انتقامی که درونش زبانه میکشد. لحظهی سرنوشتساز عاقبت فرا میرسد. میتوان نقطهی پایانی گذاشت بر تمام این کشمکشهای درونی. آیا صفورا میتواند از خودش عبور کند؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب قلب های بی تپش |
| نویسنده | مهرداد مراد |
| سال انتشار | ۱۳۹۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 268 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-7314-58-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب قلب های بی تپش
مرگ شقایق پیش چشم سعید رخ میده و باعث میشه سعید نتونه فراموشش کنه، مرتب در خونه شقایق رو مجسم و باهاش صحبت میکنه و که
ولی شغل پلیسی با همه فراز و نشیب و سختی و آسونی هاش عشقه ❤ وقتی جون یکی رو نجات میدی یه حس وصف نشدنی بهت دست میده و احساس میکنی که واقعا چه کار خوبی انجام دادی.
ممنونم از نویسنده این کتاب که گوشهای زندگینانه یک مامور را آوردند و مارا با این
گاهی تلخ است
گاهی غم انگیز... گاهی... شک بر انگیز
و گاهی درد ناک...
اما به واسطه حقیقی بودنش زیباست...
غمگین شدم اما دوستش داشتم
درک میکنم نوشتن حقیقت چقدر سخته...
پلیسهای کشورم لحظات پر تنش دارند
هم از شما بابت صداقت تان.... وزحمتتان
وهم از اسطورههای کشورم سپاس گزارم
که مداوم در بازی زندگی و مرگ شناورند....
همگی خسته نباشید...
شاید نظرم رو درمورد این کتاب کمی دیر مینویسم ولی با خوندن کتاب الفبای مرگ از همین نویسنده چیره دست به یه سری اشتراکات در مورد چرایی اتفاق و دلیل اصلی قصه برخوردم ولی ادامه داستان ماجرا کاملا شکل تازهای به خودش میگیره و صد البته که ماجرای اون چند جوان و اون دختر هم کاملا عبرت آموز و قابل تأمله
باز هم از نویسنده محترم قدردانی میکنم
کتاب پلیسی اما زیاد به افراد خلاف کار توجهی نمیشد یا چیکاره هستن و اینا فقط یه اسم و نوع دزدی همین ولی در کل کتاب خوبی بود
غم و اندوه یه مرد که زنشو کشته بودن
یه پلیس که دنبال قاتل زنش میگشت و توهم زده بود و هر روز زنشو تویه خونه میدید
اخرشم همون توهم رفت و قاتل زنشو کشت
مرسی از کتابراه
بله













