کتاب ایران باستان: سیصد سکه طلای خالص (دریک) نوشتهی بدرالسادات عیوقی، تاریخ و تمدن ایران پیش از اسلام را در چهارده بخش و به صورت کامل بررسی و معرفی میکند.
از آنجایی که تاریخ و سرنوشت کشور ایران و یونان باستان طی دو قرن کاملا در هم گره خورده است. برای تاریخشناسان غیرممکن است که بتوانند تاریخ و فرهنگ یکی از این دو سرزمین را بدون بررسی دیگری مطالعه و بررسی کنند. در این کتاب نحوه ظهور سلسله ماد، چگونگی تسخیر بابل در زمان حکومت هخامنشیان، سرانجام کوروش کبیر، فاجعه «لاده»، چگونگی سقوط «ارتریا»، سلطنت اردشیر دوم، فعالیتهای اسکندر مقدونی در بدو تولد، علل شکست ایران در جنگ «گرانیک» جنگ «اسیوس» و نتایج آن، جنگ «گوگمل» و نتایج آن، چگونگی حضور اسکندر در تخت جمشید، علل حضور اسکندر در سیستان، نحوه تسخیر کوه سغدیها به دست اسکندر، مرگ اسکندر و... بررسی شده است.
در یک نوعی سکه زر در دوره هخامنشی، با وزن حدودا 8.35 تا 8.42 گرم بوده که بر یک طرف آن تصویری از یک کماندار هخامنشی در حال دویدن است که کمانی در دست چپ و نیزهای در دست راست دارد. ضرب این سکه را جزو اصلاحات پولی داریوش یکم هخامنشی برشمردهاند، ولی عدهای بر این باورند که این سکه پیش از زمان او هم ضرب میشده است. چیزی که مسلم است این است که ضرب سکههای زر از امتیازهای ویژه شاه بوده و گمان میرود تاریخ ضرب نخستین سکه دریک 514 پیش از میلاد باشد. (فایل کتاب در تاریخ 21 فروردین 1398 به روز رسانی شده است.)
در بخشی از ایران باستان: سیصد سکه طلای خالص "دریک" میخوانیم:
کوروش با سقوط بابل وسعت امپراطوری خود را که از جنوب بینالنهرین و بیشتر منطقه فلسطین بود. چنان که از سواحل دریای اژه از غرب و تا غرب هندوستان در شرق را شامل میشد توسعه داد فقط مصر بود که تنها قدرت باقیمانده خاورمیانه به شمار میرفت و هنوز تحت تسلط ایرانیان در نیامده بود. نقشهاش این بود که تمدن نیل را به امپراطوری خود اضافه کند. کوروش در اواخر سال 530 ق. م قصد داشت پسر خود کمبوجیه را با سپاهی عظیم و آموزش دیده برای فتح مصر اعزام دارد اما عمر نخسین فرمانروای بزرگ ایران کفاف نداد تا به چشم خود این کار عظیم را ببیند زیرا او در همان سال 530 ق. م در نتیجه تهاجم اقوام ساکن استپهای مرکزی آسیا که هرگاه فرصتی مییافتند سیل آسا به جانب بخشهای جنوبی آن قطعه سرازیر میشدند به مشرق ایران لشکر کشید. در این جنگ زخمی شد و درگذشت. او را در پاسارگاد، در مقبره ساده و زیبایی در مشهد مادر سلیمان به خاک سپردند که همچنان به عنوان مزار یکی از بلند آوازهترین و با استعدادترین فرمانروایان روی زمین باقی مانده است به گفته بوسانی «مدارای دینی و رفتار بزرگوارانه و مهربانانهای که با دشمنان مغلوب خود داشت و مهارت و قابلیت فوقالعاده او به عنوان یک فرمانده جنگی. توضیح دهنده ستایشی است که همه جهان حتی بابلیان و یونانیان نسبت به کوروش بزرگ داشتهاند».
در واقع فردی مانند گزنفون یونانی باور داشت «این مرد شایسته همه گونه تحسین است و میافزاید: بلند پروازترین پادشاه بود، چنانکه میتوانست انواع سختیها و خطرات را تحمل کند. فرمانروایانی نظیر کوروش که ستایش فوقالعاده دوست و دشمن را به همراه دارند در تاریخ جهان بسیار کمیابند. این که همهی مردم جهان آن روزگار او را پدر مینامیدند به راستی شایستهی اوست.» ما هم میتوانیم مباهات کنیم به اینکه اولین شخص بزرگ آریایی که احوال او به خوبی در تاریخ معلوم است دارای چنان صفات عالیه و برجسته بوده است.
بله

















