شعر زبان روح بشر است. کلمات هنگامی که با وزنی نرم و لطیف به رقص درآیند و در کنار یکدیگر ردیف شوند، بهترین شکل و روش برای بازگویی حس و رؤیاهای انساناند. کتاب بوی خون نیز مجموعهای از اشعار نیمایی است که رؤیاها و احساسات مسعود عباداللهی را به شیوهی شاعری مخصوص بهخود، به تصویر کشیدهاند و مخاطبان خود را با نگاهی نو به پدیدهها آشنا میکنند.
دربارهی کتاب بوی خون
شعر نیمایی قالبی است که هر محتوا و مضمونی میتواند به زیباترین شکل و شیوهی ممکن در آن سراییده شود. شاعر در این نوع قالب، به نسبت قالبهای کلاسیکی همچون غزل و قصیده و… راحتتر میتواند تمام آرا و نظرات خود را بسراید، بدون اینکه نیاز باشد شعرش را به وزن و قافیه محصور کند. کتاب «بوی خون» مجموعهای از اشعار نیمایی است که مسعود عباداللهی آنها را سروده و کوشیده است تا مضامین بسیار گوناگونی، از جمله موضوعات فلسفی، اجتماعی و عاشقانه را در اشعار خود بگنجاند.
مسعود عباداللهی در مجموعه شعر نیمایی «بوی خون» از آرایههایی چون تضمین، تلمیح، استعاره و… نیز بهره برده است و میکوشد تا تصویرسازیهای شگرفی از وقایعی چون طوفان، پایان جهان، پاییز و… ارائه دهد. این کتاب بهکوشش نشر مسعود عباداللهی منتشر شده است.
کتاب بوی خون برای شما مناسب است اگر
- به شعرهای نیمایی و آزاد علاقه دارید.
- از خواندن اشعاری با مضامین اجتماعی، عاشقانه و روانشناختی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب بوی خون میخوانیم
خاک بر سَر دنیا
از این همه غم که بر دل من نشانده است
سبز باد دشت بیپایان
آبی، آسمان تو هر روز
کاش روشنایی، ساکن شود در شب تو
به نظاره مینشینم باد را در شاخههای درختان
موج را بر تَن دریا
مَردم را که سرگرم هستند به زندگی
میروند، میآیند، باد میزنند جوجهها را بر سیخ
همگی خوشحالند
ولی دل من تنهاست
رفتن و آمدن با من نیست
بادبزن در دستم نیست
بله

















