نقد، بررسی و نظرات کتاب آغوش شب - بهنام نامی
hamid jafari
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
01
ابتدا با تشکر از زحمات نویسنده و عذرخواهی بابت اینکه این نظر رو مینویسمکتاب آغوش شب رو به توصیه نویسنده بسیار خوب کرمانی معین فر و برادرش امین فر از انتشارات برادران فر که داستانهای اینچنینی دارند خواندم. اما از آن جا که تمامی کتاب های برادران فر رو خوندم باید بگم این داستان در مقابل آن ها خیلی ساده تر و کسل کننده تر بود بسیاری از قسمت های داستان گُنگ و مجهول بودنویسنده در داستان به جزئیاتی که از نظر من (صرفا نظر شخصی من) میپردازه که جالب نبود و داستان رو بی محتوا خسته کننده تر می کرد. مثلا کلی از خطوط داستان توصیف بیرون آوردن لباس نایرا و طریقه باز کردن دکمه لباس و کفشش بود. چطوری حمام میکنه چطوری میخوره چطوری می خوابه. ورودش به غار زیرزمینی و مدتی که اونجا بود هیچ چیزی به داستان اضافه که نکرد بلکه توی ذهن من چه بی معنی رو نشوند. یهو کارکتر اصلی از یه آدم ساده میشد ابرقهرمان و بعدش میشد دختر ساده. در واقع با رسیدن به قسمتی که دو کارکتر اصلی مجموعه کتاب های آقای معین فر یعنی کرادن و دراسول نام برده شدن احساس کردم این داستان برای روشن کردن موضوعی از اون مجموعه هست که نبود. اتفاقاتی که کارکتر اصلی در تمامی صفحه های کتاب از سر میگذرونه بازم از نظر شخص من خیلی ساده بی معنی گذشت و بدون موضوع و بی تکلیف بود یه اتفاقی شروع می شد و بعد از کلی طول و تفصیل بدون نتیجه گیری خاصی تموم میشددختره افتاد توی غار زیرزمینی فراطبیعی یه مسیری رو رفت که معلوم نشد چی بودیک دفه قبیله افراد مسلح و زبده پیدا میشه یک دختر ساده میشه رهبر بعد فریب میخوره و بعد از چند روز آوارگی از طریق سوراخی میره به شهری که زیرزمین فوق پیشرفته هست که یاده آلیس افتادم.
خدایاااا فصل بیستم اسمش سقوط مرگباره و کلا توی دنیای همون کتابه نمیخوام اسپویل کنم فقط میگم که درست چند ساعت قبل از اینه که کرادن به خواب بره و زایراس بیدار بشه خیلی محشره واقعا وقتی این فصل رو خوندم انگار وارد جلد اول سقوط شدم. افراد کرادن نایرا رو میدزدن و تحویل اربابشون میدن و کرادن شکست ناپذیر تا پای مرگ با نایرا مبارزه می کنه. نمیگم چی میشه چون تا الان هم خیلی اسپویل کردم😁. جدی جدی این کتاب توی تمام زندگیم نفوذ کرده و چون شخصیت اصلی خانمه همش خود رو جاش تصور میکنم، منی که تا قبل از این میگفتم کتابی بهتر از سقوط نمیاد به نظرم باید تجدید نظر کنم، از اونجایی که از انتشارات فرد هست در یک سطح قرار می گیرند.
کتابی متفاوت با فضایی تاریک و آینده نگرانه. روایت نایرا توی دنیای پساآخرالزمانی، هم از نظر احساسی تأثیرگذار بود، هم از نظر مفهومی چالش برانگیز، صحنههای اکشن خارق العاده حرفه ای، جوری توصیف شده که انگار داری فیلم میبینی. ایدهی هوش مصنوعی به عنوان تهدیدی واقعی، با جزئیاتی دقیق و باورپذیر پرداخته شده. اگر دنبال داستانی هستید که هم هیجان داشته باشه، هم شما رو به فکر فرو ببره، این کتاب انتخاب خوبیه. کاش زود تر جلد دوم بیاد منکه خیلی ذوقش رو دارم. واقعاً عالی بود آقای نامیخسته نباشیدبی صبرانه منتظرم تا نسخه صوتی هم منتشر بشه تا دوباره وارد دنیای نایرا بشم.
سلام کتاب آغوش شب داستانی بسیار زیبا با کششی فراوان است که از جهانی پساآخرالزمانه میگوید. قصهای گیرا که شما را تا انتها درگیر تقابل انسانهای باقیمانده با جهان و هیولاهای پیرامونشان خواهد کرد. در این میان سخن از جهانهای موازی نیز بر کشش داستان میافزاید. این داستان راویِ دختری است که قلم و چاقوی جراحی را رها میکند و سلاح به دست میگیرد تا تغییر ایجاد کند و در این راه همراهان و موانع بسیاری را در کنار و بر ضد خود میبیند. مطالعه این کتاب پر فراز و نشیب و جذاب را به تمام طرفداران ژانر فانتزی توصیه میکنم.
