نقد، بررسی و نظرات کتاب ما برای شما یک گربه تجویز میکنیم - سی یو اوشیدا
5
3 رای
رها نعمتی
۱۴۰۵/۰۲/۰۳
00
«آبینو حرف های زیادی داشت که موفق نشده بود به خود چی توسه بگوید. فقط یه مدت کم با هم بودیم، اما من خوشحال بودم. متأسفم که ازت مراقبت نکردم. ممنونم که پیش من اومدی. دوستت دارم. دوستت دارم. ازت ممنونم. خدانگهدار. دوستت دارم. دوستت دارم.» تمام مدت کتاب داشتم لذت میبردم و میخندیدم، تا به آخرین صفحات رسیدم. آبینو رو خودم تصور میکردم چون من هم مجبور شدم گربم رو واگذار کنم و دیگه بعد از اون به خاطر حس گناهم گربه ای به سرپرستی نگرفتم و هیچوقت فراموش نکردم. از اینجا به نلی، نور زندگیم: «دختر کوچولوی نازم، ما دوسال خارق العاده رو باهم گذروندیم و تو به من هدیه هایی دادی که زندگیم رو برای همیشه عوض کردن. معذرت میخوام که نتونستم تا ابد مراقبت باشم. معذرت میخوام. مرسی که منو انتخاب کردی. دوستت دارم. دوستت دارم. ازت ممنونم. خدانگهدار. دوستت دارم. دوستت دارم.»
