از هر دست که بدهی، از همان دست میگیری! ریچل برایت در کتاب سمندری که آواز خودش را شنید، داستان یک سمندر کوچک و ازخودراضی را تعریف میکند که فکر میکند از همه بهتر است! این سمندر که نامش گلدی است، مدام با رفتارش همه را آزار میدهد و جز خودش به هیچکس فکر نمیکند...
دربارهی کتاب سمندری که آواز خودش را شنید
همانطور که پژواک صدایت در کوه به خودت برمیگردد، هر کاری هم که با دیگران بکنی، چه بد و چه خوب، دوباره راهش را به سمت خودت باز میکند...
ریچل برایت (Rachel Bright) در کتاب سمندری که آواز خودش را شنید (The Gecko and the Echo) داستان گُلدی را تعریف میکند، سمندر کوچک اما به شدت ازخودراضیای که در دنیا خودش را از هر چیز دیگری مهمتر میداند. اینکه خودتان را دوست داشته باشید و مهم بدانید اصلاً چیز بدی نیست، اما ماجرا وقتی بد میشود که به همان اندازه دیگران را نادیده بگیرید.
گلدی قصهی کتاب سمندری که آواز خودش را شنید هم همینطور بود. او همیشه موقع صبحانه بهترین و بزرگترین انبه را برای خودش برمیداشت و به دیگران چیزی نمیداد، یا وقتی همه میخواستند بخوابند، تازه یادش میافتاد که باید آواز بخواند! البته که صدایش هم اصلاً مناسب آواز خواندن نبود و با آن آواز گوشخراش، همیشه همه را آزار میداد. بالاخره یک روز وقتی بقیه از دستش عصبانی و کلافه شدند و به او گفتند که صدایش اذیتشان میکند، او تصمیم گرفت تا کولهبارش را جمع کند و از آنجا برود...
داستان کودک «سمندری که آواز خودش را شنید» کاری از انتشارات مهرسا است. این کتاب را با ترجمهی کسرا شاهدی در اختیار دارید.
کتاب سمندری که آواز خودش را شنید برای شما مناسب است اگر
- کودکی 4 تا 7 ساله دارید که شیفتهی ماجراهای جذاب حیوانات است.
- دوست دارید مفهوم دوستی و خوبی کردن را به کودکتان یاد بدهید.
در بخشی از کتاب سمندری که آواز خودش را شنید میخوانیم
«به من میگویند گلدی خفن!
اینجا را نگاه! حالا اینور را نگاه! به آوازم گوش کن!
ببین چجوری هنرنمایی میکنم!
من همهفنحریف هستم!
همین روزهاست که مشهور بشوم!
میدانم اگر همینطوری ادامه بدهم،
آوازهام در همهی دنیا میپیچد!»
بله
























