نقد، بررسی و نظرات کتاب به رنگ پاییز - زهرا اخوان پاکدهی
Maryam foroozandeh
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
00
خیلی قشنگ بود... این رمان اجتماعی از جهت آشنایی با تاریخ اواخر قاجار و دوران پهلوی کتاب ارزندهای هست و با خوندنش آدم میفهمه که چقدر حقوق زنها در اون دوران ناچیز و ابتدایی بوده... خداروشکر که زمانه و نگرش مردم عوض شده و الان زنها به اندازه یا حتی خیلی بهتر از مردها کار میکنند درامد دارند مستقلن... کتاب کشش خوبی داشت و قابل پیش بینی نبود نثر روان و مناسبی داشت... نقد من به این کتاب اینه که چطور ممکنه یک نفر انقدر بی دست و پا و توسری خور باشه؟ با هرکس هرطور خودش بخواد رفتار میشه جیران تو سری خور بود پس یه عده آدم روان پریش از جمله مادرشوهرش توسرش میزدن... بهتر بود نویسنده محترم اجازه میدادند در بعضی موقعیتها هم جیران عصبانی بشه و از حق خودش کاملا دفاع کنه اینطوری داستان باورپذیر تر بود... بنظرمن بایرام با اینکه خیلی تو نظرات بهش انتقاد شده اما درست تر و عاقلانه تر رفتار کرد شاید اگر ارث و میراث جیرانو هموناول بهش میداد این دختر با بی دست و پایی و بی زبانیش همون روز اول تقدیم این و اونش میکرد درحالیکه بایرام حداقل کارکرد و کلی آدم رو سرسامان داد... اما اینکه بعدا هم خودش غرق ناز و نعمت و سفر مکه و... شد و به خواهرش کمک نکرد واقعا ظلم بود واقعا نمیدونم آیا این سفر مکه از اینجور آدمها قبول میشه؟؟؟ ً نقد دیگرم هم به چند مورد غلط املایی در متن هست
این داستان را با عشق خواندم گویی برایم آشنا بود احساس جیران و بیان زیبایش انتظار داشتم بایرام خیانت در امانت کند ولی انتظار نداشتم خانواده سوسن که به دروغ دختر بیمارشان را به ارسلان داده بودند حتی بعد از مرگ پسرشان هم پشیمان نشوند در هر صورت این زندگی نامه زیبا بود روح جیران و بیژن شاد البته لازم به ذکر است میرزا علی مرد بسیار خوبی بود روحش در آرامش و اما بیوک نوکر میرزا علی امیدوارم قبل از مرگش توبه حرده باشد نه مثل بایرام برادر جیران که حق و حقوق اورا پله حرد تا به ثروت عظیم برسد و حق خواهرش را نداد اینها بخشی از تاریخ ماندگار ماست امیدوارم با خواندن این گونه سر گذشتها یاد بگیریم دیگر حق را نا حق نکنیم که نیاز به حلالیت گرفتن داشته باشیم بایرام تا ابد روحش در عذاب خواهد بود
از اولم وقتی فهمیدم جیران میخواد ارثشو به دست بایرام بده، تو دلم میگفتم من اینکارو نمیکردم چه دلو جرئتی داشته، اما من واقعا فکر میکردم بایرام بلایی بدتر سرش بیاد، اگه همون موقع که جریان پولشو خواست که باهاش یه خونه بگیره و یه زندگی بسازه، آنقدر تحقیر نمیشد، هیچ کدوم از مشکلاتش سر راهش نبود، خیلی نامردی کرد خیلی زودتر و بدتر باید تاوانشو پس میداد، ممنون از نویسنده محترم
کتاب خیلی خوبی بود و دوسش داشتم و تو دو روز تمومش کردم. کاش جیران در برابر ظلمهای مادر شوهر و شوهرش و برادرش بایرام اینقد بی زبان و بی دست و پا و صبور نبود. به نظر من بایرام باید تقاصی سخت تر از سکته کردن و مردن داشت باید زنده میموند و نتیجهی ظلمی که به خواهرش کرد و با چشمای خودش میدید.
خیلی قشنگ بود این کتاب فقط از گذشت زیادی و ساده بودن جیران خیلی حرص خوردم بالاخره ادم باید یجایی به خودش بیاد ولی خوب نشون از ذات پاکش داشت اینجور ادما خیلی نایابن ولی خوب همیشه هم زندگی بهشون سخت میگیره امادر نهایت سرنوشتشون میتونست مایه عبرت باشه. ممنونم از زحمات نویسنده
