نقد، بررسی و نظرات کتاب تلههای زیر برف و داستانهای دیگر... - امیر عربلو
آذرخش
۱۴۰۴/۱۱/۱۹
20
داستانِ شوخی جذابیتِ بقیه داستانها رو نداشت اما بطور کل کتاب خوبی بود. مرگ چقد راحت و به اشکال گوناگون میتونه رخ بده؛ حتی در شوخیها! مسئله ای که به هیچ طریقی نمیشه ازش فرار کرد و هیچگونه راه بازگشت و جبرانی نداره و معمولا هم بهش فکر نمیکنیم. اما با اینحال جنگها، اخبار مرتبط با مرگ و غیره خواه ناخواه بر ذهن تأثیرات گوناگونی میذاره. در عده ای بی تفاوتی ایجاد میشه؛ مثل زنی که در میدون افتاده بود و رهگذران تلاشی برای نجاتش نکردن و از کنارش بی تفاوت گذشتن و به مشغله هاشون پرداختن، عده ای هم می اندیشن بعضی افراد مستحق مرگن؛ پس براحتی برای تسویه حساب هم که شده انسانی رو میکشن، مثل تعمیرکاری که اشتباهاً آقای اورنگی رو با نقشه ای که کشید کشت فقط بخاطر شباهتش به مرد متواری ای که سالها ازش عقده به دل گرفته بود! برای عده ای از رهبران هم که جان انسانها بی ارزشه، سربازان نگونبخت رو به جان مردم میندازن و مردم هم انتقامشونو از سرباز میگیرن، سربازایی که به اجبارِ فرمانده ها دست به کشتار میزنن؛ چون سرپیچی باعث مرگ خودشون میشه، هر چند بعضیها از شدت عذاب وجدان خودکشی میکنن. بهرحال مرگ حقه؛ اما مرگ چرا و به چه قیمتی؟!. سپاس.
مجموعه داستان کوتاه آقای عربلو خوب بود نویسنده از موضوعات ساده که ممکن است تیتر یک خطی اخباریاروزنامه باشد آنهاراتبدیل به داستان کرده بودبیشترموضوعات جنگ مرگ قبرستان زندان وووووبود نویسنده از موضوعات دیگری برای شادگردن فضا میتوانست استفاده کندفضاهاغمگین وسرد بود داستان تعمیرگاه مرا به بهت فروبرد چقدر راحت میتوان کسی رابخاطرشباهت به برادرش ازبین برد بخاطر کینه و انتقام!!!! و داستان بدشانسی پیرمرد و پیرزن مریض ازروی بیکسی و استیصال دست به خودکشی میزند اول همسرش رامیکشدبعدنوبت به خودش که میرسد تپانچه خالی است!!!! و داستان آن دیگری زندانی که هم بندش قاتل جانی بود ولی مرد زندانی نمیدانست ودوباربرایش آرزوی موفقیت و آزادی کرده بودباآرزوی موفقیت برای نویسنده وبا تشکرازکتابراه
