کتاب قصص موسی (ع) نوشته معین الدین فراهی هروی، نگاه شاعرانه و عرفانی به داستان حضرت موسی (ع) در قرآن دارد. نویسنده در این کتاب شعر و متن را درهم آمیخته و با استفاده از منابع تفسیری، روایتها و قرآن داستانهای حضرت موسی را برای علاقهمندان به ادیان اسلامی و ادبیات دینی بازگو کرده است و تلاش کرده تفسیر عرفانی داستان حضرت موسی (ع) را ارائه دهد.
دربارهی کتاب قصص موسی (ع)
کتاب قصص موسی (ع): تفسیری عرفانی بر پایه آیات قرآن مجید یکی از آثار مهم در حوزه تفسیر عرفانی قرآن است که توسط معین الدین فراهی هروی، معروف به ملا مسکین، در قرن نهم هجری نوشته شده است. این کتاب با تصحیح و اهتمام محسن کیانی و احمد بهشتی شیرازی منتشر شده و مجموعهای از روایتهای قرآنی درباره حضرت موسی (ع) را با نگاه عرفانی، ادبی و تا حدی شاعرانه بررسی میکند.
آنچه این اثر را متفاوت میکند ذوق ادبی و ذهن خیالپرداز نویسنده است که باعث شده کتاب از تفسیر سنتی فاصله بگیرد. او در بخشهایی از این کتاب از شعر، استعاره و اغراق کمک گرفته و به متن حال و هوایی شاعرانه داده است که خواندن آن را لذتبخشتر و البته سختتر میکند. یکی از مواردی که باید در مورد این کتاب گوشزد کرد فاصله گرفتن این کتاب در برخی از موضوعات از نگاه تاریخی است که این موضوع میتواند به دلیل نگاه فراتر از واقعی نویسنده باشد.
یکی از ویژگیهای بارز کتاب قصص موسی (ع)، درهمآمیختن عرفان اسلامی با علم تفسیر است. بهعلاوه نویسنده در کنار داستانهای موسی به آموزههای اخلاقی، آداب عبادت و نکات تربیتی هم اشاره میکند و این موارد را در قالب گفتگوهای موسی با خداوند در کتاب گنجانده است. از همین رو بخشی از کتاب بیشتر به شکل وعظ خواهد بود تا اینکه روایت باشد.
سبک نگارش در این کتاب یکنواخت نیست. همانطور که در ابتدا هم اشاره شد، نظم و نثر در این اثر با هم درآمیخته شدهاند. در بعضی از فصلها نثر روان و ساده بوده درحالیکه در فصول دیگر استفاده از شعر یا جملات سنگین آن را سختتر کرده است. دلیل این تفاوت در روایت کتاب را میتوان استفاده معینالدین فراهی هروی از منابع متعدد دانست به ویژه آنکه نویسنده در برخی از موضوعات از منابع قدیمی کمک گرفته است. بهعلاوه تأثیر عرفان را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
باید توجه داشت که بخشی از مطالب کتاب قصص موسی (ع): تفسیری عرفانی بر پایه آیات قرآن مجید، هرچند اندک، کمی اغراقآمیز یا حتی فراواقعی روایت شدهاند. در مواردی، افسانهها و اسطورههای پیشینیان در متن کتاب دیده میشود که ممکن است امروزه چندان مستند به نظر نرسند. نویسنده گاه برای بیان این مطالب، تنها به عباراتی مانند «الله اعلم» یا «العهده علی الراوی» بسنده کرده، بدون آنکه تحلیل و نقدی در مورد آنها ارائه دهد.
با این حال، آنچه به کتاب قصص موسی معینالدین فراهی ارزش ویژهای میبخشد، جمعآوری منسجم و خلاقانهی تمام آن چیزیست که در منابع تفسیری آن زمان درباره حضرت موسی (ع) وجود داشته است. بسیاری از این مطالب از منابع اسرائیلیات گرفته شدهاند، اما معینالدین فراهی هروی آنها را با لحن و زبان عرفانی خاص خود بازآفرینی کرده است. این کار او هم با سطح فکری و فرهنگی مردم قرن نهم هجری هماهنگ بوده و هم امروز برای مخاطبانی که علاقهمند به روایتهای عرفانی از قصص قرآنی یا تفسیری عرفانی بر قرآن هستند، خواندنی است.
در بخشهایی از کتاب قصص موسی (ع) که معینالدین فراهی هروی از شعر هم استفاده کرده است، او گاه از سرودههای خود و گاه از اشعار شاعران دیگر برای تأکید روی مضامین عرفانی و اخلاقی به متن استفاده کرده است. همین ویژگی باعث شده تا این اثر رنگوبویی ادبی هم داشته باشد و با تفاسیر سنتی متمایز باشد.
نکتهای دیگر آن است که همهی بخشهای کتاب به داستان حضرت موسی در قرآن مربوط نمیشوند. نویسنده گاه به موضوعاتی چون آسمان، عرش و سایر مفاهیم دینی پرداخته که بیشتر رنگ تعلیمی و تربیتی دارند تا ارتباط مستقیم با ماجرای موسی (ع). این بخشها را میتوان تلاش نویسنده برای تکمیل جنبههای عرفانی و معنوی کتاب دانست. این کتاب توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.
کتاب قصص موسی (ع) برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب قصص موسی (ع) را میتوان اثری دانست که در مرز میان ادبیات دینی، تفسیر عرفانی و روایتهای شاعرانه حرکت میکند. این کتاب برای خوانندگانی که علاقهمندند قرآن را از زاویهای متفاوت و با طعم عرفان و ادبیات کلاسیک فارسی بخوانند، گزینهای بسیار مناسب است.
در بخشی از کتاب قصص موسی (ع): تفسیری عرفانی بر پایه آیات قرآن مجید میخوانیم
مستبصرانِ نصوص و اخبار و مستخبرانِ قصص و آثار در کتبِ عالىمقدار چنان اظهار فرمودهاند که چون آن دُرّ گرانمایه دریاى نبوت و آن درّ بلندپایه سماءِ فتوت علیه الصلوات و السلام را آن بانوى عُظمى از تابوت بیرون آورده در کنار گرفت و مهر و محبتش در درون جان جاى داد، خاطر عاطرش به تربیت آن نهالِ بوستان رسالت و گلدسته گلستانِ بسالت متعلق گشت. از براى حضانت آن حضرت، به اطراف و جوانب مملکت فرستاد و به احضارِ [زنان مرضعات] آن ناحیه فرمان داد. گویند چهارصد دایه که از جمله مخدّرات مصر بودند به ملازمت آمدند و حضرت نبوتپناهى به فرمان الهى جلّ و علا که فرموده بود: «وَ حَرَّمنا عَلَیهِ المَراضِع» (قصص: 12) پستان هیچکدام از آن مرضعات را در دهان نگرفت. و مادر موسى را در آن اوان از احوال فرزند و کیفیت واقعه به هیچگونه آگاهى نبود و خاطر فاتر وى از ممر فرزند محزون، چه حال و مآلِ وى نمىدانست. خواهرش را که مُسمّاة به مریم بود از براى تفقد حال برادر فرستاد. مریم به استخبارِ اَخبار و استعلام آثارِ برادر خویش موسى علیهالصلوات و السلام به اطراف و جوانب تردد مىنمود، درین اثنا گذرش به بارگاه فرعون افتاد، گفتوگوى این واقعه در میان آن قوم شایع گشته، چون تفحص و تجسس نمود دید که برادرش را مخدّرات مصر چون گلدسته دست به دست مىبرند و چون تاج و دیباج بر سر و تن مىنهند و هر یک را تمنا آنکه وى میل به پستان او کند و او از همه اعراض مىکرد تا هرگاه که مرضعه پستان در دهان وى نهادى موکّلِ قضا مُهرى بر لبانِ وى نهادى تا از اَلْبان آن دایگان اعراض مىنمودى، کما قال اللّه تعالى: «فَبَصُرَتْ بِه عَن جُنُبٍ اى عن بعد وَ هُم لا یَشعُروُنَ» (قصص: 11). چون خواهر موسى علیهالصلوات و السلام این معنى مشاهده کرد پیش آمد و با ایشان به گفتوگو درآمده خطاب کرد که «هَلْ اَدُلُّکُم عَلى اَهلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُم وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ» (قصص: 12). یعنى شما را دلالت کنم به خاندانى که به کفالت و حضانت وى کما ینبغى قیام نمایند و در ارضاع و تربیت وى تقصیر نکنند.
بله
















