با بعضی از نامه هاش گریه کردم چقدر قشنگ آنا هوای داستا رو داشته و چه عشقی نثار اون و فرزندانش کرده آنا خیلی زن بااصالتی بوده که انقدر تونسته بخشنده باشه کتاب قشنگی بود روح داستا رو و این که چقدر جلوتر از زمان بوده نشون میده.
متوجه نشدم چرا تاریخ پست نامهها انقدر مغایرت داشت، یعنی توی نامه میگفتم به زودی برمیگردم ژنو اما، نامه بعدی یک ماه بعد بود و گویا اصلأ برنگشته بود، اما توی محتوای نامه حرفهایی گفته میشد که انگار نامه قبلی، برای دیروز بوده تاریخش