کتاب ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی، سفرنامهای مهم و خواندنی است که با تلاش اولیا چلبی، یکی از سیاحان مشهور ترک، به نگارش درآمده. اثری که بخشی از یک مجموعهی بزرگ محسوب میشود و با نگاهی دقیق و توصیفاتی جذاب، تصویر روشنی از شرایط جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی ایران ارائه میدهد.
دربارهی کتاب ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی
سفرنامه ازجمله ژانرهای ادبی پرطرفدار محسوب میشود که از قدمتی طولانی برخوردار است. آثاری که با روایتهای خواندنی، اطلاعات مختلفی در باب جغرافیا، اوضاع اجتماعی و اقتصادی و همینطور آداب و رسوم یک منطقه ارائه میدهند. سیاحت نامه اولیا چلبی یکی از شناختهشدهترین آثار این حوزه در جهان اسلام است که بهعنوان اثری مهم و قابل اعتنا از نیمهی دوم قرن یازدهم هجری به جا مانده است؛ کتاب ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی بخشی از این سفرنامهی بزرگ است. محمد ظلی ملقب به اولیا چلبی (Evliya Çelebi)، نویسندهی این سفرنامه از سیاحان ترک و مشاهیر دولت عثمانی بوده که با ملک احمد پاشا صدراعظم حکومت عثمانی، رابطهی نزدیکی داشته است.
او که به ابنبطوطهی ترکها شهرت دارد از اواسط قرن یازدهم هجری برابر با قرن هفدهم میلادی، در زمانهی سلطنت سلطان ابراهیم سیر و سفر خود را آغاز کرد و به سمت آناتولی، شام، عراق و مصر روانه شد. پس از آن طی یک مأموریت مخصوص به همراه ایلچی دولت عثمانی، به ایران قدم گذاشت. اولیا چلبی در دوران سلطان محمد خان چهارم، به کشورهای اروپایی مختلفی نظیر آلمان، هلند، دانمارک، سوییس، لهستان و روسیه راه یافت.
این سیاح در طی سالها گشتوگذار، سه بار به ایران سفر کرد. به طوری که در اولین سفر از مسیر ماکو به ایران وارد شد و مرند، تسوج و تبریز را نظر گذراند. سپس از مناطق مختلفی مثل مراغه، اوجان (بستانآباد)، اردبیل و کوه سبلان دیدن کرد. سفر دوم اولیا چلبی به ایران، به بهانهی حل مناقشات یک عشیرهی کُرد در نقاط مرزی ایران و عثمانی صورت پذیرفت. او طی این سفر به ارومیه قدم گذاشت و پس از آن به سیاحت در آذربایجان ایران مشغول شد. وی بعد از به سرانجام رساندن مأموریتش، به سمت نقاط دیگر ایران رهسپار شد و شهرهای مختلفی از ماسوله و نهاوند گرفته تا قم، کاشان، آبادان، خرمشهر و کرمانشاه را به تماشا نشست. سومین بار در سفری کوتاه، از باکو به گیلان آمد و خیلی زود به باکو بازگشت.
این سیاح و نویسندهی برجسته، به زبانهای ترکی، فارسی و عربی تسلط داشت و از دایرهی واژگانی گستردهای برخوردار بود. به همین سبب با بهرهگیری از دقتی وافر و نگاهی جزئینگر موفق شد سفرنامهای پر از جزئیات را به نگارش درآورد که در آن از ذکر نام انواع لباسها، خوراکیها و همچنین ثبت تعداد بازارها، حمامها، بازارها و مدارس غافل نمانده است. با توجه به ثبت چنین جزئیات وافری، عجیب نیست که این سیاحت نامه به ده جلد رسیده است. گفتنیست که کتاب ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی، تنها مشتمل بر بخشهایی است که به سفر اولیا چلبی به ایران اختصاص دارد. اثری جامع که نه تنها به ثبت و ضبط ظواهر و ویژگیهای جغرافیایی شهرهای مختلف کشور پرداخته، بلکه به مراودات سیاسی، شرایط مذهبی، زبان مردم، شکل پوشش و مناسبات تجاری نیز توجه داشته است.
سفرنامهی ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی، این اثر خواندنی و شایستهی توجه را داود بهلولی به فارسی برگردانده و انتشارات علمی و فرهنگی، آن را روانهی بازار کتاب کرده است.
کتاب ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی برای چه کسانی مناسب است؟
افرادی که به خواندن سفرنامههای قدیمی علاقه دارند و دلشان میخواهد از زوایای مختلفی به شرایط گذشتهی کشور نگاه بیندازند، از مطالعهی این سفرنامه لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب ایران در سیاحت نامه اولیا چلبی میخوانیم
اوصاف شهر عظیم و بلدۀ قدیم، شهر نوحآوند، یعنی قلعۀ نهاوند
نخستین بانی و وجه تسمیۀ آن، این است که دومین آدم یعنی نوح نبی، علیهالسلام، بعد از طوفان طبق نص صریح «وَاستَوَت عَلَی الجُودی» کشتیاش را بر روی کوه جودی، در نزدیکی موصل، نشاند. چون جملۀ امت نوح نجات یافتند، حضرت نوح شهر جودی را آباد کرد. پس از آن، حضرت نوح اطراف نهاوند را گشت و آب و هوایش را پسندید و پس از بنا کردن شهر نهاوند، به آن با تحریف نوحآوین، نوحآوند گفتند. بعدها به صورت نهاوند درآمد، اما نازکان عجم به اینجا نهراوند میگویند. در لسان مغولی ساره سوری، یعنی قلعۀ ساریه، میگویند.
سپس این شهر به ترتیب به دست کیومرث شاه، نوشیروان، ساریه از سرداران حضرت عمر، رضی اللّه عنهما، هارونالرشید و شاه غیاثالدین آباد و از دولتی به دولت دیگر منتقل شد. پس از چند بار انتقال، در نهایت این شهر و قلعهاش به دست هلاکو، تیمور، ابراهیم پاشا سردار عصر سلیمان خان، جغالهاوغلو در عصر مراد خان ثالث، خلیل پاشا در عصر عثمان خان ثانی و خسرو پاشا در عصر مراد خان رابع و امثال آنها ویران شد.
شهری است عظیم در خاک عراق عجم و جنوب شهر همدان بر روی کوهی بلند که شهر همدان، تختگاه شاهان قدیم، با مهابت و صلابت در سمت شمال آن دیده میشود. قلعهاش بر روی تپهای عالی، حصاری عبرتنماست. محیطش نه هزار گام است. در اطرافش خندق دارد اما چندان وسیع نیست و تنگ است. در قلعهاش چاه آبی دارد. درون قلعه هزار خانۀ بدون باغ و باغچه هست. چهار مسجد جامع دارد که مشهورترینشان مسجد خلیفه عمر، مسجد ساریه و مسجد هارونالرشید هستند. کاروانسرا، حمام و چهارسوق سلطانیاش همگی در رباط است. ۱۵۰ برج و بارو، دو دروازه، دژی استوار، هفتصد نفرات، دیزچوکنآغاسی، یساولآغاسی، داروغه، کلانتر و منشی دارد. خاننشینی مستقل است که سههزار نوکر گزیده دارد. خانی دارد گرجی به نام بوره خان که بسیار صاحبکرم است و حقیر و برادرمان، علی آقا، را در سرایش مهمان کرد و سه روز مصاحبت نمودیم.
بله

















