کتاب بدی نیست، تا حدودی قشنگه، ولی زن ستیزی توش موج میزنه، درسته که با توجه به اون زمان تا حدودی این طرز فکر توی جامعه نرمال بود ولی به نظر من محمد خیلی بیشتر مهناز مقصر بود و با توجه به روشن فکری که نسبت به زمانه واسه خودش داشت واسه مهناز عین یه پیرمرد متعصب بود و کارای خودش و حساسیت هاش شیرین و عاقلانه توصیف شده بود کارای مهناز از دم بچگانه و احمقانه و اینکه حتی خود مهناز هم صرفا خودش رو مقصر میدونست خیلی ناراحت کننده بود با اینکه به طور مثال وقتی آرایش کردن همسر واسه محمد جای اون همه حساسیت و دعوا داشت چطوری مرتب با دوست اجتماعی رفت و آمد کردن واسه خودش انقدر نرمال بود؟! یا برای اون دوست اجتماعی میگفت سفر رفتن تنهایی دختر خیلی عالیه ولی برای زن خودش با اکرم خانم خرید رفتن رو حروم میدونست؟! بعدم میگفت اخلاق مهناز بچگانهس که خب دقیقا چون بچه بود! خلاصه که خیلی حرص خوردم ولی نسبت به اون زمانه بخوای بگی و از یه داستان عشقی نوجوانانه خوشت بیاد گزینه بدی نیست.
من بخاطر تعریف دیگران این کتاب را خواندم.... کتاب جالبی نبود و من واقعا بزور میخوانم... داستان درباره دو شخصیت به نام مهناز و محمد هستند که مهناز در سن ۱۶ سالگی با محمد ۲۰ ساله عقد میکند... تمام صفحات درباره این بود که مهناز اشتباه کرده.... تمام تقصیرها بخاطر مهناز است... درسته مهناز اشتباه کرده است اما از یک دختر ۱۶ ساله چه انتظاری باید داشت؟؟؟ بنظرم بیشتر تقصیرها بخاطر محمد بوده است... محمد از دختر ۱۶ ساله میخواست مثل ثریا ۱۸ ساله عاقل باشه... محمد خودش را عقل کل میدانست در صورتی که بعضی رفتارهای محمد نشان میداد که محمد آدم سمی است... میخواست زنش مهمانی های زنانه نرود، آرایش نکند و.... در صورتی که محمد بیست و چهار ساعته با دوستانش بود. بنظرم داستان جالبی نبود.
از این نظر که چشم رو به روی واقعیت های زندگی باز میکنه و تصویر فانتزی از عشق رو تعریف نمیکنه خیلی خوب بود ولی برای من که بعد از ۱۵سال دوباره این کتاب رو خوندم بنظرم کمی دختر خود تحقیری میکنه و همسرش رو بی عیب و نقص و خودش رو مقصر تمام مسائل میدونه. هردو میتونستن با کمی تغییر زندگیشونو درست کنن همینطور که مهناز میتونست بجای گریه و قهر منطقی حرف بزنه و نزد و محمد میتونست وقت با کیفیتش رو کمی با همسرش بزاره که باعث نشه دختر فکرکنه اولویت نیست. مهناز فقط عشق امن میخواست ولی شوهرش تو روتین دوران مجردی خودش غرق بود و فقط میخواست مهناز رو باخودش همراه کنه نه اینکه با هم زندگی جدید بسازن.
اینجا هرکسی نظر شخصی خودشو میگه و من با احترام به نظرات دیگران بگم اصلا خوشم نیومد از کتاب چون حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ صفحه فقط از عشق و عاشقی میان یک زوج گفت و بعدش دختر بخاطر یک حسادت زنانه کل اون عشق رو نابود کرد و یه مدت با نامزدش بشدت سر موضوعی میجنگید که اصلا بهش نمیگفت دلیلش چیه و فقط میجنگید و زمانی دلیل دلخوری هاش رو گفت که کار از کار گذشته بود و یک دختر فوق العاده مغرور که بجای حرف زدن فقط حرس میخرد و اشک میریخت که نمیخوام بگم چنین آدمایی وجود ندارن شاید چون خودم اینجوری نیستم و همیشه حرفمو زدم از این شخصیت خوشم نیومد و داستان جذابی برام نبود
این کتاب رو سالها پیش در اوایل دهه ۲۰ زندگیم خونده بودم اون سالها عاشقش شده بودم و الان بعد دیدنش تو کتابراه به یاد اون سالها دوباره خوندمش دیدم خیلی متفاوت تر از گذشته بود قلم تویستده زیبا و روانه اما به نظرم اینبار محمد یه جوون عاشق پیشه و بی گناه نه که یه مرد خودرای و تا حدودی تاکسیک اومد درسته مهناز بچه بود و اشتیاه کرد اما محمد هم همون اندازه مقصر بود و اینکه نویسنده سعی کرد بیشتر اشتباهها رو گردن مهناز بندازه به نظرم درست نبوده اما ارزش خوندن داره و در کل خوبه
کلیت داستان قشنگ بود ولی نقدی ک ب نویسنده دارم اینه که نتونسته بود کاراکترای جداگونه خلق کنه مثلا کاراکتر امیر ک شوخ بود با نرگس که اونم شوخ بود ادبیات و بیانشون کامل مثل هم بود و نویسنده نتونسته بود دوتا کاراکتر شوخ طبع متفاوت ازهم بوجود بیاره. درمورد بقیشونم همینطور. یعنی تمام کاراکترهای عاقل مثل هم بودن تمام شوخا مثل هم ادبیاتشون عین هم بود.
داستان عالی بود بیچاره مهناز سنی ندلشت اگر آخر داستان محمد اعتراف نمیکرد که سن اونم کمه و … تمام حق را به مهناز میدادم اما حضور مادر مهناز در زندگیش کم رنگ بود آخه محمد دختر ۱۶ ساله را باخودش و دوستای هم سنش میبره بیرون و انتظار داره مثل اونا باشه آخه چرا اون ابتدا مهناز تحقیر میکرد و با ثریا مقایسه میکرد
خیلی تعریفش رو شنیده بودم اما اصلا سلیقهی من نبود
بیشتر به درد دخترای دبیرستانی میخوره. اونا هم بعید میدونم این کتابا رو بخونن. اگر کتابهای فهیمه رحیمی رو میپسندید این کتاب میتونه مورد سلیقه تون باشه.
خیلی قشنگ بود از خوندنش لذت بردم و از اینکه شخصیت مهماز شبیه خودم بود لحظه لحظه باهاش همدری کردم و خوندش بقدری برام لذت بخش بود که انگار در حال دیدن فیلم بود تصویر سازی قوی به من میداد از نویسنده سپاسگزارم عالی بود عااالی
متن روان کتاب خیلی خوب بود اما اینکه فقط مهناز خودش گناه کار میدونست خیلی درست نبود به نظر من محمد هم کم بیگناه نبود اون کاش یه جای داستان هم از زبان محمد بیان میشد اینجوری قشنگتر میشد کتاب
من این کتاب را یکبار در ۱۶ سالگی و حالا در ۳۷ سالگی و درحالیکه مادر سه فرزند هستم خواندم و هر دو بار لذت بردم علاوه بر کشش داستان مطالب آموزنده ای برای زوج های جوان داشت به امید اینکه هیچکس بخاطر غرور و بچه بازی در حسرت یک عشق واقعی نماند...
در کل رمان قشنگی بود ولیکن من هم با گفتهایه M. S موافق هستم، از عشق و روابط عاشقی خیلی بیش از حد توضیحات شده. بنظر من تو تمام کتاب های رمان ایرانی از حسادت بعنوان نشان عشق بیان می شود ولی تو این داستان حسادت باعث خرابی یک رابطه شد و من خوشم آمد
کتاب پیش رو حکایتی آموزنده برای نسل جوان هست، بنده از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم و نکتههای آموزنده یاد گرفتم، خوندن این کتاب رو به همه پیشنهاد میکنم چون در کنار سرگرمی داستان حقیقی زندگی رو بیان میکنه، ممنون
به نظر من آدم باید با خوندن یه کتاب خوب بتونه همهی حسهای زندگی رو تجربه کنه از جمله حس غم حس شادی حس ترس حس درد و... و همهی این حسها رو تو اوج خودش تجربه کنه .
به با خوندن این کتاب همهی حسهای زندگی رو تو اوج خودش تجربه کردم.
کتاب خوبی بود افکار مهناز رو نویسنده خیلی خوب بیان کرده بود و به نظرم واقعی بود، فقط با توجه به اینکه برای دهه ۷۰، ۸۰ هستش برام غیر قابل هضم بود که در دوران عقد پسر کلا خونه دختر زندگی کنه،
سلام به دوستان کتابراهی نثر این کتاب خیلی ساده و روان هست داستان رو خیلی کش دادن میشد بیشتر به خواننده حس بهتری بده با توضیح دادن نه اینکه همش قهر و دعوا باشه ولی درکل شخصیت محمد خیلی دوس داشتنی بود
کتابی بسیار زیبا با نوشتاری عالی و توصیفهایی بی نظیر که دوست داری سریع بخونی و به آخرش برسی و بدونی چطور تموم میشه واقعا جذاب بود با گریه هاشون گریه و با خنده هاشون خندیدم
رمان خوبیه درمورد دختری که تو سن پایین عقد میکنه ولی نسبت به دوستان شوهرش حساس میشه و عکس العمل شدید نشون میده که در نهایت باعث جدایی از عشقاش میشه ولی تازه بعد از جدایی متوجه خطای خودش میشه و عاقبت شیرینی پیدا میکنه