کتاب در قسمتهای مختلف نظرهای متعددی در من ایجاد میکرد که مثلا؛ کتاب خاصی هست، نویسنده تمام تلاشش رو میکنه که داستان در رکود فرو نره اما در قسمت بعدی به قدری داستان اغراق آمیز پیش میرفت که تخیلی فانتزی میشد البته پایان داستان نویسنده خودش رو به عنوان راوی زندگی صنم عنوان کرده بود و در این صورت نمیتونسته زیاد به اصل موضوع که از زبان اقوام صنم تعریف شده دست بزنه و ایشون امانت داری کردن در کل برای پر کردن وقتتون پیشنهاد میدم
و البته غلطهای املایی و مفهومی هم از جمله ناشتا بودن هم داشتن که به ویراستار ایشون مربوط هست
با دردهای شاه صنم بانو بغض میکردم و گاهاً چنان از پست فطرت بودن و توحش بلقیس و مراد و سکینه خشم می گرفتم که بالارفتن فشارخونم رو به وضوح حس میکردم و به روحشون لعنت می فرستادم. در تعجب بودم از این همه وحشی گری این مادر و دخترلذت بردم از شخصیت عباس و عقیل خان. تشکر و قدردانی میکنم از سرکار خانم عاطفه علی عوضی، نویسنده توانا، با قلمی شیوا و روان و انتشارات ندای الهی و مجموعه فرهنگی کتابراه عزیز. به همه عزیزان توصیه می کنم که قطعاً با خواندن اینگونه داستانهای واقعی از قوانین گریزناپذیر این دنیا و سنتهای الهی آگاه شوید.
قلم نویسنده خوب بود خواننده میتونست توفضای ایل خودش رو حس کنه ولی خیلی تناقض تو داستان بود خیلی جاها دور از واقعیت بود مثلا عقیل خان که بخاطر ریختن یه لیوان دوغ کنیزش رو فلک میکنه یه دفعه میشه یه ارباب مهربون ومدافع رعیت؟ ویا اینکه فخرالملوک اول این همه به صنم بها میده به درجه خاتونی میرسونه یه دفعه اون بلا روسر بچه صنم میاره؟ ودیگه اینکه صنم این همه خاطر عباس رو میخواد ولی بعداز اینکه میفهمه عباس زنده است سه ماه خودش رو نشون نمیده؟ کلا داستان دور از واقعیت بود
سلام عاطفه بانوی عزیز رمانتان بسیار زیبا بود انقدر قشنگ نوشته بودید که خواننده هنگام خواندن رمان احساس میکرد صحنه را میبیند به طوری که با غمهای صنم غمگین میشدم وبا شادیهایش شادمان صنم انقدر خوش قلب بود که ان همه بدی بهش شد سعی نکرد او هم مانند انها باشد اما همانطور که دیدم اه مظلوم بی جواب نمیماند و خداوند در همین دنیا اه مظلوم را میگیرد پس بیائد سعی کنیم مثل صنه خوب باشیم و به همه خوبی کنیم ممنون از عاطفه بانو خسته نباشید
کتاب خیلی قشنگی بود واقعا داستان عالی و بی نقص بود شخصیت پردازی بسیار قشنگ بود و در کل تصویرپرداری هم به خوبی انجام شده بود ممنون از نویسنده و داینکت داستان در زمانهای گذشته بود که این جذابیت کتاب رو بیشتر میکرد و واقعا اگه علاقه به داستانهای قدیمی دارید، این یک رمان عالی و بی نقص هست که میتونید در گذشته سفر کنید و واقعا از سفر خود لذت ببرید حتما پیشنهاد میکنم که این رمان جذاب و تاریخی رو بخونید
من داستانهای اوایل دهه ۱۳۰۰ رو دوست دارم و چندین کتاب مثل ماه بانو راحله و.. خوندم اما اواخر کتاب خیلی رویایی پیش رفت اینکه همه جا عقیل خان برای نجات سر میرسید و یا اینکه ۳ ماه خودش رو از عباس پنهان کرد و کلا با توجه به تموم سختیهایی که صنم کشیده اما چرا در هر دو ازدواجش همسر دوم میشد که تو کتاب هم خودش گفت برای انتقام از دختر عموش مجموعا داستان و دوس داشتم
متاسفانه خانم علی عوضی خیال پردازی را با واقعبت اشتباه گرفتن.. بسیار کتاب سطح پایین، بدور از واقعیت و بچگانهای بود که با هیچ عقل و منطقی جور در نمیامد، بخصوص از زمانی که صنم به دلایل واهی، به عمارت خان رفت.. همه چیز به یکباره مثل افسانه شد.. به نظر من این کتاب اصلا ارزش خواندن نداره و هیچ چیز بعد از خواندن کتاب به آدم اضافه نمیشه و فقط اخرش آدم با خودش میگه حیف از وقتی که براش گذاشتم.
ممنون از نویسنده محترم بنظرم کتاب یکم اغراق آمیز پیش رفت خانی که به رعیت سخت نگیره مالیات نگیره ولی مقتدر باشه همه ازش بترسن یکم دور از واقعیته یا بخواد به رعیت سر یه حساب کتاب ساده مقام مباشر بده دور از ذهنه ولی خب زندگی عشایر و سختیهای اون زمان رو خیلی خوب توصیف کردن این کتاب ارزش یکبار خوندن رو داره
داستان واقعی و عالی اما بعضی مواقع رفتار ش خیلی متمدنانه میشد و لیل رفتار و نوع گویش از دختر اهل ایل اقرار آمیز بود این که ذات خان و صنم خوب بود و اینقدر اذیت میشدن دل به درد می آورد عباس خیلی گناه داشت اول فکر کردم خان رسول اجیر کرده که عباس رابکشه خلاصه که کارما همین دنیا، کار خودشو میکنه
کتاب خوبی بود نویسنده قلم زیبایی داشتندولی سراپای داستان متناقض بوداز یک طرف معصومیت و مظلومیت نقل شدهاز طرف دیگر دل در گرو مرد زن دار داشتن نشان از معصومیت نیست و قد و بالای اون رو با جزئیات تعریف کردنامیدوارم نسل زنانی که آوار میشن رو زندگی دیگران منقرض بشه
داستان جالبی بود.. اولین باری بود که می دیدم یک زن بدون معذب بودن ترجیح میدهد سوگلی مردان زندار دیگری باشد و حتی برای دلبری کردن نهایت تلاش خودش رو میکند... در بقیه داستانها بیشتر اجبار و ناخواسته بودن مطرح می شد که یک زن وارد زندگی زن دیگری شود
این داستان واقعا زیبا بود و البته این دنیا دارمکافاته می دونستم شاه صنم خاتون بالاخره روی خوش دنیا رو می بینه و خدا رو شکر اونقدر در کنار عقیل خان خوشبخت بود که تاب دوریش را نداشت و بعد از چهل روز به همسرش پیوست روحش شاد و یادشان گرامی باد!
فک کنم نویسنده به جلب توجه مردهای متاهل و زن دوم شدن علاقمنده😐این نوع کتابها چیزی به آدم اضافه نمیکنن، خیلی فانتزی! چیشد همه عاشق صنم شدن؟ 😂چرا از خونه مشدی رفت اصلا😐از صنم فقط یه شخصیت دنبال جلب توجه و خونه خراب کن ساختید و داستان بشدت دور از واقعیت
سلام داستان واقعا جذاب بود. چه عشقهای نابی در قدیم بودن. حین خوندن داستان همش دوست داشتم عکسی از شاه صنم ببینم. حتما توصیه میکنم بخونین خیلی زیبا و جذاب. قلم هم عالی بود به دور از پرت گویی و شاخ و برگ الکی فقط به اصل داستان پرداخت بود
صنم زن زجرکشیدهای بود اما دلیل نمیشه که هردفعه آوار بشه رو زندگی یه زن دیگه. زنهایی مثل صنم آدم رو از اعتماد و خوبی کردن پشیمون میکنن واقعا دلم به حال زن اول عقیل خان خیلی سوخت. خدا زنهای خونه خراب کن مثل صنم رو از زندگیمون دور کنه
از خوندنش خوشم اومد و بسی لذت بردم حقیقتا اولش به چشم یه داستان که از ذهن نویسنده ترواش کرده بهش نگریستم ولی در انتها مبهوت این جمله شدم که این داستان برگرفته از زندگی حقیقی هست. ممنون از نویسنده عزیز و قلم شیوای ایشون 🙏
در کتاب قالی هزار نقش نویسنده خیلی سختیهای بسیاری رو به تحریر درآورده بود که بیشترش برام قابل درک نیست شاید من اون موقع نبودم تا درک کنم ولی درکل خوب بود کسانی که به قصههای اجتماعی علاقه دارن خوبه این کتاب و بخونن
یه مورد دیگه که خیلی سطح پایین هس مکالمات علیار بچه دو ساله هست که طوری حرف میزنه که بچه ۱۵ ساله هم نمیتونه اینجوری جملات رو کنار هم بذاره بنظرم نویسنده باید متناسب با سن افراد داستان متن رو بنویسه،
خیلی جذاب بود کشش داستان زیاد بود. نویسنده جوری نوشته انگاری گوشه وسط ایل ایستادی و نظاره گری من تمام رمانای ایشونو مطالعه کردم و عاشق سبکشونم و حال و هوای روستایی، خسته نباشید عالی بود.
واقعا بد بود دور از باور شبیه یه نوشته زاییده ذهن یه دختر بچه خیال باف قهرمان داستان از یه دختر توسری خور ذلیل تبدیل شد به یه زن که همه جذبش میشدن و مباشر خان شد
این داستان هم به من یادداد اگر خدا بخواد هر غیر ممکنی ممکن میشه؛ سختی در برابر تلاش و صبر وخواست خدا همیشه تسلیم میشه. و همین اینکه داستان مربوط به دوران برده و خان بود هم داستان رو جذاب کرده بود
سرگذشت زنی که ناملایماتی زیادی را تحمل میکنه و بخت باهاش یارنبوده و مشکلاتی براش پیش میاد که خودش هم سر درنمیاره سحر و جادو واقعا در این داستان سرگذشت آدما را تحت تاثیر میزاره
عالی بود.. و با خوندن این کتاب به حقانیت وجود خدا و کارما پی بردم و بیت " این همه شهد و شکر کز دهنم می ریزد/ اجر صبری است کز آن شاخه نباتم دادند" مصداق همین کتابه
نمیتوانم توصیف کنم که چگونه یک کتاب چنان با روح و روانم بازی کرد و چنان من را در خود غرق کرد به جرات میتوانم بگویم شاهکار بود و لحظه به لحظه با ساه صنم خندیدم و گریه کردم
بسیار جذاب و خواندنی خیلی لذت بردم قلم روان و شیوای نویسنده و درد و رنج واقعی زنان در گذشته به تصویر کشیده شده بود درست همرنگ قالی داستان زندگی زنی که از پای ننشست و ماند
سلام و درود این داستان بسیار زیبا بود. متن داستان روان و عامه پسند بوداز خواندنش لذت بردم. به خانم عاطفه علی عوضی تبریک میگم بخاطر نگارش این داستان زیبا
سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز. داستان قشنگی بود اما یه نکتهای که دور از ذهن بود اینکه آخرای داستان خیلی بزرگنمایی شده بود. ممنونم از سایت کتابراه🌹
و البته غلطهای املایی و مفهومی هم از جمله ناشتا بودن هم داشتن که به ویراستار ایشون مربوط هست