رمان خوبی بود دوتا ایراد داشت فقط: اول اینکه من به دلیل نثر کاملا فارسی کتاب خیلی حس افغانستان رو ازش نگرفتم، بهتر بود یک مقدار اصطلاحات و عبارتهای دری هم در متن به کار گرفته میشد. انگار داشتی سرگرشت یه دختر روستایی توی ایران رو میخوندی. دوم اینکه موضوع نازی و مرجان و احمد برادر ملک خان و انگ تجاوزی که به احمد و ملک خان زدن و زندان رفتنشون و اینها خیلی مبهم بود توی داستان جاای میگه قراره مرجان عروس فردی به اسم ابراهیم بشه اینکه چطور یکباره با احمد خان ازدواج میکنه و اینها رو اصلا توضیحی نداده بودن ممنون از نویسنده و کتابراه عزیز
داستان خوبی بود. اضافه گویی نداشت که حوصله سربر باشه. نثر روان و سادهای داشت که باعث میشد راحت باهاش ارتباط برقرار کرد. فقط قسمتی از داستان که مربوط به مرجان بود سردرگم بود و انگار پرش داشت و من متوجه نشدم. درکل خوب بود. تشکر از نویسندهی محترم و کتابراه عزیز
داستان جذاب و دلنشینی بود. ظلم و اجبار در جامعه افغانستان علیه زنان مظلوم که اشتیاق برای ادامه داستان رو بیشتر می کرد واگه با زبان شیرین افغانی هم همرا میشد قطعا قصه را جذاب تر میکرد