درود بر کتابراه و دوستان عزیزم، زیور خانم بر خلاف اسمش فقط مقدمه ای از داستان های قدیمی رو در خودش داشت، داستان ناگهانی سرعت زیادی گرفت و رسید به توصیف های زیاد و خسته کننده درباره ی شخصی که نویسنده سعی داشت با توصیف، مخاطب رو غافلگیر کنه که موفق نبود چون مخاطب میتونست به راحتی حدس بزنه! و در نهایت پایانی که دلچسب نبود توصیه نمی کنمش چون به جز مقدمه ارتباطی به گذشته نداره مگر اینکه فقط بخوایین یه رمان امروزی و پیش پا افتاده رو بخونید
قسمت جذاب داستان پایانش بود که دور از انتظار بود و نویسنده بخوبی توانست خواننده را غافلگیر کند. شخصیت دکتر از نظر راوی گونهای تعریف شده بود که انتظار عشق و عاشقی داشتم نه اینکه... از اول کتاب تا اخر از شخصیت زیور حرصم میگرفت که حتی حالا که زنی بالغ شده باز هم کارهایش حساب کتاب ندارد. در کل داستان عشقو عاشقی نبود ولی انقدر جذاب بود که تا لحظهی آخر نمیتوانی آن را کنار بگذاری و منتظر آخر آن هستی.
تاریخها با حقیقت سازگاری نداشت چندین سال قبل از انقلاب نظام ارباب رعیتی برچیده شده بود اینکه زن ارباب ده کنیز از بین دختران روستا با این وصف انتخاب کنه متعلق به دهه ۱۰-۲۰ حداکثر شاید در روستاهای دورافتاده بود؛ نه روستایی نزدیک به تهران!!! رمان پرداخته ذهن نویسنده و بسیار سطحی بود گرچه اتفاقات غیر قابل پیش بینی هم در آن جای داده شده اما در کل بسیار سطحی و مدل سریالهای آبدوخیاری صدا و سیما بود! حیف
اوایل کتاب داستان با سرعت بالایی پیش میرفت ولی از جایی که راوی داستان تغییر میکنه به قدری آروم پیش میره که من دو سه صفحه میزدم بره ولی مگه ریز ریز نوشتن تموم میشه؟!!! تا آخر زدم آخر داستان رو خوندم تا بدونم چی میشه آخر واقعا از حوصله خواندن به دور بود. منتظر کتاب عاشقانهای بودم ولی اصلا نبود. نسبت به قیمتش ارزش نداشت.
اگر علاقه مند به کتابهای عاشقانه ایرانی هستید این کتاب رو بهتون پیشنهاد میدم. مهمترین پیام این کتاب این بود که تقدیر هرکسی اصلا قابل پیش بینی نیست و هر کسی آب قلب خودش رو میخوره تا میتونی خوش قلب باش تا خدا برات بسازه
این کتاب داستان بسیا ر زیبا و جذابی داره که خواننده را مجبور به خواندن و دنبال کردن داستان میکند و دارای غافل گیر کردن و به تعجب وا داشتن خواننده را دارد ودر کل جالب و جذاب و خواندنی بود
اواسط داستان یعنی محیط کاری شرکت، زیاده نویسی داشت، نیازی نبود وارد این جزئیات بشه. درحالی که ابتدای داستان همه چیز خیلی با سرعت بیان شده بود، و میشد این قسمت دقیقتر توضیح داده بشه.
چه بسیار ادمهایی هستن که فرزند واقعی نیستن ولی حس نزدیکی عمیق قلبی به اونها به ادم حس واقعی بودن میده چه بسا که فقط بیولوژیک تعیین کننده حس نزدیکی ما به دیگران نیست
واقعا کتاب جالبی نبود بی مزه و اصلا ادم رغبت به خوندن نداشت نصف کتاب اصلا نخوندم و صفحه آخر تا ببینم چی میشه من انتظار داشتم داستان بر اساس زیور پیش بره نه دخترش
خیلی عالی بود. لحظاتی با کتاب اشک ریختم و جاهایی خندیدم. نویسنده خیلی حرفه ای وارد لحظات زندگی خواننده میشه خیلی قشنگ مخاطب رو تحت تاثیر نوشته هاش قرار میده. موفق باشن
سلام و درود
داستان زیبایی بود. تقریبا تا اواخر داستان نمیشد پایان داستان رو حدث زد و در انتها بسیار زیبا به اتمام رسد به خانم تاج الدین تبریک میگم از نوشتن این داستان زیبا