کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد چهارم دربارهی وضعیت ادبی، علمی، دینی، تاریخی و اجتماعی ایران از دورهی تیموریان تا پایان سلطنت شاه اسماعیل صفوی است. ذبیحالله صفا به سبک و سیاق مجلدهای پیشین، در این جلد آثار شاعران و نویسندگان قلمرو زبان پارسی را معرفی میکند و بخشی از اشعار آنها را در کتاب میآورد.
دربارهی کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد چهارم
به نظر شما پادشاهان چرا به سرزمینهای دیگر حمله میبردند و پس از غارت و کشتار بسیار، آنجا را تصرف میکردند؟ بعضی سودای کشورگشایی در سر داشتند و با اینکه به بخشی از این آرزوی خود دست یافتند؛ اما سرانجام روی در نقاب خاک کشیدند. بعضی نیز به نام دین این کار را انجام میدادند؛ مانند جنگهای صلیبی که مسیحیان برای بازپسگیری سرزمین موعود و اشاعهی دین خود، آتش نبردهای طولانی و متعددی را بر پا کردند. در این میان پادشاهان سرزمینهای اسلامی نیز بر جنگهای سلطهطلبانهی خود نام «غزا» میگذاشتند و اعمال خود را با پیامبر اسلام مقایسه میکردند. پادشاهانی که فقط و فقط به فکر جمع کردن غنیمت بودند؛ اما برای حفظ ظاهر خود را مبلّغ دین اسلام معرفی میکردند. سلطان محمود غزنوی که فاتح کشور هند بود، با همین بهانه بسیاری از مردم هندوستان را به بردگی گرفت و خزائن آن سرزمین را به یغما برد. تیمور نیز لقب «جهانگشا» را به یدک میکشید و دقیقاً با همان انگیزههای سلطان محمود به هند یورش برد. او که از نوادههای چنگیز خان مغول بود، بهمانند جدش سرداری بیباک و خونخوار به دنیا آمده بود. کتاب تاریخ ادبیات در ایران – جلد چهارم دربارهی بخشی از دوران حکومت این پادشاه و جانشینانش در سلسلهی تیموری است.

ذبیحالله صفا (Zabihollah Safa) مهمترین فصل در همهی مجلدات تاریخ ادبیات در ایران را فصل پنجم میداند که در آن وضعیت عمومی زبان و ادبیات فارسی بررسی میگردد، به مسائل مرتبط با شعر و نثر فارسی پرداخته میشود و شاعران و نویسندگان ایرانی معرفی میگردند. از نظر وی دورهی تیموریان دورهی گذار است میان شیوهی شاعرانی چون حافظ و سعدی (که به سبک عراقی مشهور است) و سبک هندی. با وجود اینکه تیمور به زبان و ادبیات خدمت قابلتوجهی نکرد (جز اینکه همهی اشخاص صاحبنظر در حرفه، علم، ادب و هنر را در سمرقند گرد هم آورد)؛ اما جانشینان وی علیالخصوص شاهرخ تیموری، خدماتی گرانقدر به فرهنگ ایرانی کرد. دیگر شاهزادگان ایرانی همچون بایسنقر میرزا که شاهنامهی موسوم به او یکی از نفیسترین نسخههای موجود در جهان است، به دانشمندان و هنرمندان این فرصت را دادند تا با هنر خود در تاریخ جاودانه شوند و نام حامیانشان را نیز برای همیشه بر تارک فرهنگ ایران حک کنند. یکی از کسانی که در زمان سلطان حسین میرزا مناصب مهم دولتی را بر عهده داشت، امیر علیشیر نوایی بود که شاعران آن عهد وی را بسیار ستودهاند. کوتاه سخن آنکه زبان فارسی در کشور ایران با حمایت سلسلهی تیموریان به حیات خود ادامه داد و برای تغییری بزرگ در عصر صفویه آماده میشد. در کتاب تاریخ ادبیات در ایران – جلد چهارم دربارهی این دوره سخن گفته میشود و ذبیحالله صفا در جلد پنجم مفصلاً جریان سبک هندی را در دورهی صفویه توضیح میدهد.
انتشارات فردوس مجموعهی هشت مجلدی تاریخ ادبیات در ایران مرحوم صفا را بهتازگی تجدید چاپ کرده است.
نکوداشتهای مجموعه کتابهای تاریخ ادبیات در ایران
- کتاب تاریخ ادبیات در ایران شایستهترین، مهمترین و جاودانترین تألیف مرحوم صفاست. کتابی که آوازهی جهانی گرفته و صفا بر سر تدوین آن شیرهی جان را مصروف کرده است. (مرحوم ایرج افشار، نسخهشناس و ادبپژوه)
- تاریخادبیات استاد صفا که عنوانش را هوشیارانه، تاریخ ادبیات در ایران نهاده بود، هنوز در نوع خود بهترین اثر دربارهی تاریخ ادبیات به حساب میآید و در نوع خود، جایگزینی در پژوهشهای فارسی ندارد. (نصرالله امامی، استاد دانشگاه شهید چمران اهواز)
- مهمترین و بزرگترین تاریخادبیات ایران، اثر ذبیحالله صفا موسوم به کتاب تاریخ ادبیات در ایران است که یک دورهی تاریخ علم و ادب فرهنگ ایران نیز محسوب میشود. (سید محمدصادق سجادی، عضو شورای علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
- در دوران تحصیلم هیچ استادی را درستکارتر، امینتر و بهتر از مرحوم ذبیحالله صفا ندیدم. او یکی از مشاهیر ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایرانزمین است و کتاب تاریخ ادبیات در ایران او، همانند ندارد. (سید محمد ترابی، استاد پیشین ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی)
- بیاغراق، تاکنون دربارهی تاریخادبیات ایران چه به زبانهای خارجی و چه به زبان فارسی کتابی به این جامعیت و دقت تألیف نشده است. (مرحوم احمد مهدوی دامغانی، استاد پیشین ادبیات دانشگاه تهران)
کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد چهارم برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب تاریخ ادبیات ایران از مرحوم ذبیحالله صفا، یکی از مهمترین منابع کنکورهای کارشناسی ارشد و دکتری رشتهی زبان و ادبیات فارسی است. مخاطبان اصلی این کتاب دانشجویان، استادان و پژوهشگران این رشته هستند. جلد سوم و چهارم کتاب، برای پژوهش در وضعیت ادبی و تاریخی دورهی تیموریان بهترین منبع به شمار میآید.
در بخشی از کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد چهارم: از پایان قرن هشتم تا اوایل قرن دهم هجری میخوانیم
هنگام سخن گفتن از وضع ادیان و مذاهب دورهی موردمطالعهی ما نباید توجهى چندان به ادیان و مذاهب غیراسلامى داشت؛ زیرا آنها که باز بسته به اسلام نبود به درجهاى از ضعف رسید که دیگر اثرى در اذهان و افکار نمیتوانست داشته باشد؛ مگر در افراد معدودى که بدانها اعتقاد داشتند. حکومت مطلقه با اسلام و مذاهب منشعب از آن بود، و حتى کار شیوع و رسوخ اعتقادات دینى در میان مردم به درجهای رسیده بود که غالباً به خرافات و اوهام میانجامید، خواه این اعتقاد راسخ دربارهی بزرگان مذهب سنت و پیشروان تشیع بوده باشد یا منبعث از احترام به مشایخ تصوف یا پیروى از صاحبان مذاهب جدید که خود آینههاى تمامنمایى از شیوع اوهام و عقاید باطل و مبالغه در اشتغال ذهن به مسائل دینى و مذهبى بودند.
یکى از تفاوتهاى تیمور با چنگیز در آن است که فاتح گورکان و همه اطرافیان او مسلمان و در اعتقاد دینى و مذهبى خود راسخ و یا متظاهر به این امر بودند، و حتى تحکیم مبانى شرع مبین را بهانهی جهانگشایى و خونریزى نیز قرار میدادند. چنگیز نامسلمان آزاد منشى بود، و اعقاب او و سران و سربازانشان تا مدتى اعتقادات اصلى خود را محفوظ داشته بودند و کمتر مزاحم اعتقادات محلى مردم میشدند. اما تیمور چنین نبود، او خود را مسلمانى مسلمانتر از دیگران میدانست و مانند عدهای از خلفا و شاهان پیش از خود که به تحکیم مبانى شرع پرداخته یا تظاهر کرده بودند، براى خود به رسالتى و مأموریتى در این باب قائل بود و به عبارت دیگر خود را یکى از «مجدّدان دین» قلمداد میکرد. در تزوکات تیمورى به این مطلب اشارات مشروح مفصلى شده است.
بله






















