خب این اولین نظریه که من برای یک کتاب ثبت میکنم و باید بگم واقعا کتاب فوق العاده ایه! اول نقاط قوتش رو بررسی کنیم... ۱. داستان روان و جذاب۲. شخصیت پردازی عالی (واقعا شخصیت گربه رو دوست دارم) ۳. طنز ملایم۴. بررسی بعضی مفاهیم عمیق اجتماعی زیر داستان پردازی ساده و جذابش۵. نقاشیهای داخلش هم واقعا بامزه انو خب بریم سراغ نقاط ضعفش... ۱. با اینکه داستان خیلی قشنگی داره ولی بعد یک مدت فضای داستان یکم تکراری میشه و همین باعث شد تا آخرش رو نخونم (البته شاید یه روز بالاخره داستانش رو تموم کنم. ) ۲. بنظرم میتونست شخصیتهای فرعی جالب تری توی داستان بیاره. در کل واقعا کتاب خوبیه و بنظرم میتونه هدیهی خوبی برای کسایی که دوستشون دارین باشه. میشه گفت یه جورایی از اون کتابای حال خوب کنه که باعث میشه یه مدتی هم که شده از زندگی و سختی هاش دور بشین... مرسی که نظرم رو خوندین امیدوارم براتون مفید بوده باشه:]
ساتورو به خاطر مشکلی جدیای که براش پیش اومده، مجبوره گربهی عزیزش (نانا) رو واگذار کنه، بدین منظور این مرد جوان به همراه گربهاش سفری دور و دراز رو به نقاط مختلف ژاپن آغاز میکنه که به چند نفر از دوستان قدیمی و مورد اعتمادش سر بزنه و سرپرستی نانا رو به فردی که شرایطش بهتر و قابل قبول تر باشه بسپاره. داستان کتاب روان و ساده بود و طنز زیبایی داشت! فکر میکنم این کتاب میتونه دید انسانها رو نسبت به گربهها و به طور کل حیوانات تغییر بده و همینطور کمک میکنه به آدمهای بهتری تبدیل بشیم! یه جاهایی از کتاب از زبان نانا روایت میشه که اگر عشق گربه یا کت پرسُن باشید احتمالا مثل من به شدت از اون بخشها لذت خواهید برد!:))) از روی کتاب فیلمی هم ساخته شده که میتونید با زیرنویس انگلیسی ببینیدش.
کتاب خوبیه. سرگذشت یک عشق گربه و گربه ای که در طول سفری جالب تجر بیاتی از گذشته و حال را بیان می کنند. بخشی از کتاب ((اجازه نمیدن تو مثل من به عنوان یه مسافر سوار بشی.» توضیح داد که اسم من را داخل فرم مسافر نوشته بوده است. وقتی مسئول پذیرش متوجه شده که نانا میاواکی (شش ساله) یک گربه است، حسابی خنده اش گرفته. گاهی اوقات ساتورو می تواند به طرز قابل توجهی کودن و خرفت باشد.)
من چون خودم گربه خونگی دارم و به گربهها علاقه مندم این کتاب رو خوندم نثر قشنگ و جالبی داره داستان روون و شیرینی درباره محبت و عشق عمیق بین انسان و حیوانات کتاب رو خیلی خیلی دوست داشتم با اینکه پایانش کمی غم انگیز بود اما در کل لذت بخش بود خصوصا اگر حیوان خانگی داشته باشید خیلی بیشتر ارتباط میگیرید با کتاب
کتابی هستش که هر کسی ممکنه به اون علاقه نداشته باشه، داستان در مورد گربه ای خیابونیه که صاحبی پیدا میکنه و در مورد سفر این دو نفره برای پیدا کردن خونه ای جدید برای گربه وقتی که صاحبش نمیتونه به دلیل بیماریش از اون نگهداری کنه
خیلی عالی بود. سبک جدیدی دارد راوی داستان یک گربه هست و نویسنده باید همه چیز را از دید گربه بنویسد خیلی عاطفی بود. هم گربه احساسات انسانها و مخصوصا صاحبش را درک میکند و به او مهر میورزد و هم صاحبش. من خیلی گربه هارو دوست دارم
چقدر چقدر چقدر این کتاب عالیه هرچقدر از خوب و پر مفهومیش بگم کم گفتم فلسفه ی عمیقی که پشت کلماتش پنهانن نگاهش به مرگ. چقدر با این کتاب بغض کردم ترسیدم اشک ریختم و خندیدم. یکی لز بهترین کتاب هایی بوده که خوندم
نمیدونم چی بگم ولی کتاب به شدت جذاب و راه گشا هست. خواندن این کتاب امید و مهربانی را یاد میده و روابط انسان و حیوانات را به تماشایی ترین وجه ممکن به تصویر میکشه