دن لافی در کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها به شرح و تفسیر نظریات رسانه میپردازد و عقاید و آثار نظریهپردازان بزرگی مانند بودریار، مکلوهان، آدورنو و فوکو را بررسی میکند. لافی در این کتاب سعی میکند علاوه بر مطرح کردن نظریههای کلیدی رسانه، خوانندگان را برای مطالعه و تحقیق جدیتر در زمینهی علوم ارتباطات و رسانه آماده کند.
دربارهی کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها
نظریهپردازان رسانه در طول سالیان گذشته سوالهای بسیاری را مطرح کرده و تلاش کردهاند به آنها پاسخ بدهند؛ از جمله اینکه «رسانه چگونه بر اعمال، عقاید و باورهای ما اثر میگذارد؟»، «رسانه چگونه و از چه راههایی به خدمت قدرت درمیآید؟»، «مصرفگرایی رسانهای چه خطرها و امکاناتی پیش روی ما قرار میدهد؟»، «اشکال مختلف رسانه از چه نظر بر هم برتری پیدا میکنند؟» و پرسشهای دیگری از این دست. دن لافی (Dan Laughey) در کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها (Key themes in media theory) تلاش میکند در عین بررسی پاسخهای نظریهپردازان بزرگ رسانه به این سوالات، به شرح و تفسیر انتقادی تئوریهای گوناگون رسانه که در طول سالیان اخیر طرح شدهاند، بپردازد. او مسائلی که در این حوزه مطرح میشود را شرح میدهد و مخاطب را به مطالعه و تفکر عمیقتر در مورد پاسخ این سوالات دعوت میکند.
نظریهی رسانه، یکی از مهمترین شاخههای مطالعات علوم ارتباطات و علوم اجتماعی است که در سالهای اخیر و با گسترش و شخصیسازی محتوای رسانهها به یکی از پویاترین و بااهمیتترین بحثهای مطرح در مطالعات جامعهشناسانه بدل شده است. امروزه، با اهمیت و نقش عمدهای که ابزارهای رسانهای در زندگی روزمرهی ما بازی میکنند، به دشواری میتوان به مسالهای در حوزهی علوم انسانی پرداخت و نقش و تأثیر رسانه را در روند تحلیل آن نادیده گرفت.

در کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها، ابتدا با تعریف و بحثی حول چیستی رسانه و نظریهی رسانه آشنا میشویم و سپس در طی ده فصل کتاب به بررسی مسائل مختلف مطرح در مطالعات رسانه میپردازیم. در خلال این بحثها، شرح انتقادی مکتبهای مختلف مطالعاتی و تئوریهای معرفیشده به وسیلهی اثرگذارترین نظریهپردازان رسانه مانند بوردیو، آدورنو، مکلوهان، هابرماس، ویلیامز، لیوتار و فوکو را نیز مطالعه میکنیم. نویسنده، فصل نهایی کتاب را به راهنماییهایی به علاقهمندان به مطالعهی عمیقتر در زمینهی نظریات رسانه اختصاص داده، و خوانندگان را برای تفکر عمیقتر در این زمینه تشویق و راهنمایی کرده است.
این کتاب، به قلم دن لافی، مدرس ارتباطات و رسانه در دانشگاه لیدز بکت نوشته و به همت دکتر یونس نوربخش، استاد دانشگاه تهران، و به کمک گروهی از دانشجویان وی، ترجمه شده و به دست شما رسیده است. مترجم، در مقدمهی کتاب مینویسد که ترجمهی این کتاب، محصول تدریس دورهی «جهانی شدن و ارتباطات»، در دورهی دکتری علوم ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم است. هم نویسنده و هم مترجم، این کتاب را به عنوان منبع جامع و دقیقی برای آمادگی برای مطالعات دانشگاهی و آکادمیک به دانشجویان و علاقهمندان پیشنهاد میکنند.
در نکوداشت کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها
- کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها از گستردگی موضوعی بینظیری برخوردار است و سزاوار آن است که به یکی از منابع اصلی دانشجویان مطالعات رسانه تبدیل شود. (پروفسور جان استوری، دانشگاه ساندرلند)
کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها به تمام دانشجویان و علاقهمندان حوزههای علوم ارتباطات، جامعهشناسی، و مطالعات فرهنگی توصیه میشود.
در بخشی از کتاب موضوعات کلیدی در نظریه رسانهها میخوانیم
رسانهها در دورۀ مدرنیته چگونه سبب تغییر ویژگیهای افکار عمومی شدند؟ این پرسشی است که یورگن هابرماس در کتاب دگرگونی ساختاری حوزۀ عمومی به آن پرداخته است. هابرماس بر این اعتقاد است که روشنفکران حوزۀ عمومی بورژوایی (طبقۀ متوسط) که به ریشهکن کردن اشرافسالاری قرون وسطی کمک کرده و در خدمت یک کارکرد سیاسی مهم در قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم در کشورهایی مانند انگلستان، فرانسه و آلمان بودهاند، در دوران مدرنیتۀ متأخر یا سرمایهداری پیشرفته، کارایی خود را از دست دادند. دیگر برای یک حوزۀ عمومی که از شهروندان خاص خود ساخته شده است امکانپذیر نیست که در یک بحث انتقادی احتمالاً دارای پیامدهایی برای سیاست و هنر معاصر مشارکت کند. با این حال، در قهوهخانهها و باشگاههای اجتماعی قرن هیجدهم لندن و پاریس به منزلۀ نمونهای از مراکز قدرت و مبارزه این نوع بحثهای انتقادی و نتایج سیاسی آن بسیار رواج داشت. این حوزۀ عمومیِ متشکل از دانشگاهیان، کسبه و دیگران ایدهها و سیاستهایی را از طریق گفتوگو با همتایان اشرافی خود خلق کرد که غالباً از طریق نشریات خودجوش معروف به هفتهنامههای اخلاقی منتشر میشد که به طور مؤثری مسیر سیاست، علم و مدرنیته را در جهان خارج و فراتر از آن هدایت کرد. نهادهای حوزۀ عمومی مانند قهوهخانهها و باشگاهها سه معیار مشترک داشتند: همۀ شرکتکنندگان در بحث برابر و همشأن تلقی میشدند؛ مباحث بر موضوعاتی متمرکز بود که بهندرت مورد پرسش اشراف زمیندار قرار میگرفت؛ «هر کسی باید قادر به شرکت» در این حوزۀ فراگیر مباحث میبود.
بله

















