این کتاب واقعا زیبا و دلنشینه. حدود ۱۵ سالی میشه که حیوانات و محیط زیست برای من مفهومی متفاوت دارند. گربههای تو حیاط و گربه خودم بهترین اتفاقهای زندگی بودند که معنایی شگرف در زندگی برای من داشتهاند و این کتاب میتونه به این معنا رنگ و بوی متفاوت ببخشه. در قسمتی از کتاب نوشته: "آن روز بارانی که چابی را نجات دادم، به یاد آوردم. البته آن موقع چنین باوری داشتم. در واقع این من بودم که نجات پیدا کردم. "خوشحالم بابت مطالعه این کتاب
من خودم گربههای حمایتی دارم و گاهی فکر میکنم واقعا همچین دنیایی باهم ساختیم و این واقعا خوشحالم میکنه، بعلاوه اینکه اون قسمت نقاشیش منو یاد زمانی که نقاشی میکنم و گربه هام با قلم موها بازی میکنن میندازه
احساساتی که با ورود حیوانات به زندگی انسانها تغییر میکنند، چطور این گربهها باعث شادی انسانهای اطراف خود میشوند.
با کتاب «او و گربه اش» همراه باشید.
با تشکر از کتابراه