نقد، بررسی و نظرات کتاب اتاقی برای مهمان - هلن گارنر

M001
۱۴۰۴/۰۲/۲۸
کتاب صوتی «اتاقی برای مهمان» اولش یه کم کُند بود، اما کم کم جذاب شد. رابطه شخصیت‌ها خیلی جالب بود و فکر می‌کنم درباره اهمیت خانواده خیلی چیزها یاد گرفتم. بعضی قسمت‌هاش غمگین بود، اما در کل کتاب خوبی بود و ارزش شنیدن داشت. پیشنهادش می‌کنم.
محمودی
۱۴۰۴/۰۲/۱۴
یک مهمان مریض را سه هفته مراقبت و همراهی کنی. آیا میتوانی؟ لجباز باشد وپولش را برای طب مکملی که بدرد مریضی‌اش نمی‌خورد، هدر دهدوبا آنهمه مراقبت، معتقد است احتیاج به پرستار ندارد.، این سه هفته جانفرساست. نویسنده بسیار زیبا بیان کرده بود. اما خود داستان زیبا نبود.
شیرین دهقان
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
امان از دست مهمان که حالا اتاقی برایش در نطر بگیرند و به قدری این مطلب مهم باشد که کتابی هم در موردش بنویسند به هر حال هر کتابی ارزش یک بار خواندن دارد چه نویسنده ایرانی چه خارجی نقش مترجم بسیار بسیار مهم است مترجم می‌تواند گند بزند یا سبز کند
‌پردیس
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
کتاب فوق العاده‌ای هست خوندنش پیشنهاد میشه و اینکه درباره‌ی دوستی بیماری و مرگ است. داستان از زبان راوی اول شخصی روایت میشود که دوست قدیمی‌اش نیک به خونه‌اش نقل مکان میکنه تا در آرامش با بیماریش کنار بیاد این اتفاق رابطه‌ی اونها رو دچار تغییرات میکنه.
دل ارام محمدی
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
برای مهمان داستان عشق و محبتی است عاقلانه توأم با تلنگرهایی تلخ، و همچنین داستان روابط دوستانه و بهت و حیرت در رویارویی با تهور و چاره‌اندیشی انسان‌ها در مواجهه با مرگ که با ظرافت تمام و نثری بسیار صریح و شفاف نگاشته شده. خواندن این رمان را از دست ندهید.
M.Mohammadi
۱۴۰۴/۰۲/۲۶
داستانی با موضوعی جالب در بیان عشق و دوستی در ژانر دیگر. دوستی دو زن و نمایش علاقه میان آن‌ها با وجود اختلاف نظر و روش زندگی. در ظاهر جدال و تنش و در باطن عشق. و در هر لحظه ممکن لذت بردن از کنار هم بودن و تقویت دوستی
خواندنش را پیشنهاد میکنم
شهلا سادات حسینی
۱۴۰۴/۰۱/۲۷
برای کسانی که عزیزانشان دقیقا در چنین موقعیت‌های وحشتناکی قرار دارند و خودشان هم نقش پرستار و مونس وغمخوار بیمارشان را دارند این کتاب مسکنی است که بتوانند این لحظه‌های درد و ناامیدی را راحت‌تر تحمل کنند از کتاب راه بابت این کتاب سپاسگزارم
شهسواری
۱۴۰۴/۰۱/۱۴
پرداختن بسیار زیاد و پراکنده کردن احساسات و دردها و گفتگوهای بی مورد این رمان فقط باعث شده تعداد صفحات زیاد بشه و اصل موضوع که درگیری انیان با رنج‌ها و درد هاست و هر لحظه شرایط عوض، میشه و یک انسان بیمار را به حاشیه میبره بنظرم
ساره راحمی
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
سبک نوشتاری دقیقی معمولاً عاطفی و توصیفی است. او به خوبی احساسات و افکار شخصیت‌ها را منتقل می‌کند و خواننده را به درون داستان می‌کشاند. توصیف‌های دقیق و زنده از محیط و احساسات، باعث می‌شود که خواننده به راحتی با شخصیت‌ها هم‌ذات‌پنداری کند.
ماهور
۱۴۰۴/۰۱/۱۲
نکته‌ی بسیار مهم کتاب، جایی بود که راوی از اهمیت صداقت جامعه‌ی پزشکی در درمان بیماری‌های صعب‌العلاج صحبت میکنه.
چون قبل از مطالعه‌ی این اثر، کتاب مرگ با تشریفات پزشکی (نشر ترجمان) را خونده بودم این موضوع برام اهمیت دوچندان داشت.
daniyal naghibi
۱۴۰۴/۰۱/۱۱
داستان عاالی پیشنهادمیکنم حتمامطالعه کنید درمورد روابط ودوستیها وسختیها ومرگ عزیزان. تک تک لحطه هارومیتونید تصورکنید خودتون روداخل موقعیت بزارید همراه یختیها ادیت نیشید ودرخوشحالیهای کوچک، خوشحال. نویسنده خیلی خوب شماروهمراه میکنه
لیلا حاتمی
۱۴۰۵/۰۵/۰۱
هیچ فراز و فرودی ندارد فقط دو شخصیت اصلی و تعریف روزمرگی که با این که فقط سه هفته طول می کشد گویی ماه هاست اما جالب است و شما را به ادامه دادن تشویق میکند و گاهی با این همزادپنداری میکنید و بهش حق میدهید گاهی با آن
مریم
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
متاسفانه خسته کننده و موضوع تکراری بود. احساسات انسان‌ها را صادقانه و قابل درک نشان داده بود. توصیفات بیش از حد و کش دادن یک مسئله، ذهن من خواننده رو خسته کرد. با اینحال زیبا بود اما پیشنهاد نمی‌دهم.
تانیا
۱۴۰۴/۰۲/۱۶
کتابی بسیار جالب وبا موضوعی خیلی خوب نگاشته شده است و ادم ترغیب میشود به ادامه دادن داستان تا اخر قصه رابفهمد. نویسنده با زبان ساده وبدور از هیچ تکلف و سختی داستان را گفته و ما میتوانیم باداستان ارتباط برقرار کنیم.
نرگس پروانه
۱۴۰۴/۰۲/۰۶
بیشتر در باره نگهداری از بیماران سرطانی بود و سختی هایی که داره در کل جالب بود و احساسات افراد رو نشون میداد که باید با مشکل روبرو بشیم حتی اگر ترسناک باشه از دید من جنایی و معمایی نبود و بیشتر درام و احساسی بود
Tayebe Ahmadi
۱۴۰۴/۰۱/۱۴
پرستاری از بیمار بسیار سخته من تجربه‌اش رو داشتم دواحساس متضاد یکی دلسوزی ونگرانی برای مریضت ودیگری اینکه خدا کی میشه زندگی من به روال عادی برگرده انسان رو در هم میشکنه
ترجمه هم عالی بود با تشکر از کتابراه
سید مجید ایزدپرست
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
داستان عشق و محبتی است عاقلانه توأم با تلنگرهایی تلخ، و همچنین داستان روابط دوستانه و بهت و حیرت در رویارویی با تهور و چاره‌اندیشی انسان‌ها در مواجهه با مرگ که با ظرافت تمام و نثری بسیار صریح و شفاف نگاشته شده.
محمدرضا اسفنجانی
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
مواجه با مرگ گرچه ترسناک وخوب انگیزه ولی بی بروبرگرد همه با اون مواجه میشن زندگی مثه قطار درحال حرکت میمونه که درهرایستگاه یه عده پیاده میشن و یه عده سوار تا برسه به مقصد ابدی که همون آقا پرودگاره… کتاب خوبی بود
مریم آقچه لو
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
وقتی پای مرگ و نیستی به میان می‌آید، زندگی با ارزش‌تر از همیشه جلوه می‌کند. شاید به همین خاطر است که آدمیزاد به محض نزدیک شدن به مرگ، خودخواه‌تر از همیشه می‌شود. این کتاب روایتی از مهر و از خود گذشتگی است
صدیقه زهرایی
۱۴۰۴/۰۴/۱۰
سلام و عرض ادب. داستان یک بیمارسرطانی است که به هر دری می زندتاازمرگ نجات پیداکند. دوستش که نویسنده است برای مدتی کوتاه پرستاری او را برعهده می گیرد. که اتفاقات آموزنده ای می افتد. سرگرم کننده است.
ترانه توکلی
۱۴۰۴/۰۱/۲۵
از طریق این کتاب خیلی چیزها راجع به سرطان فهمیدم و اینکه خود بیمار و حتی اطرافیان چه زجر و سختی رو تحمل میکنند. از کتابراه و نویسنده و مترجم توانی این کتاب کمال قدردانی و تشکر رو دارم
مریم کاوه نژاد
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
رمان نسبتا کوتاه و پرمغز و محتوایی بود. درباره تنهایی و روابط عاطفی بین دو خانوم که با هم دوست هستند و یکیشون مبتلا به بیماری سرطان شده و تنهاست و میخواد روزای آخر زندگیش و با دوستش سپری کنه.
محمود اسکندری
۱۴۰۴/۰۱/۱۲
کتاب «اتاقی برای مهمان بد» به شکلی هیجان‌انگیز به کشف رازها و تنش‌های پنهان در روابط انسانی می‌پردازد. این داستان، فضایی پر از تعلیق و پیچیدگی خلق می‌کند که خواننده را تا پایان مجذوب نگه می‌دارد.
سارا
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
سلامکتابی احساسی و در مورد پذیرش مرگ است، ماجرایی از کنار هم قرار گرفتن دو تا دوست قدیمی و صمیمیکنار هم بودن این دو دوست، باعث تحت تاثیر قرار گرفتن عقاید اونها شده است. با تشکر از کتابراه
محمد
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
کتاب به شکلی ظریف این سوال را مطرح می‌کند:
چقدر باید برای کسی که خودش را نابود می‌کند، فداکاری کرد؟ تضاد بین **امیدواری کورکورانه** (نیکولا) و
**واقع‌نگری تلخ** (هلن) بحث‌برانگیز است.
Fatemeh Kamali
۱۴۰۵/۰۱/۰۶
کتابی پر از احساسه. حس واقعی بودن میده. میتونی شخصیت هارو درک کنی.
کوتاه بودن کتاب و نوع روایت حالت خاطره داشت، انگار که داشتیم خاطره کسی رو میخوندیم و جالب بود.
دگار
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
کاری به خود محتوای داستان ندارم. نظرات بقیه بسیار عالی نوشته شده. به قدری از اشتباهات املایی سرخورده بودم که کتاب را ادامه ندادم تقریبا هر صفحه اشکال املایی داشت
پريا رضايي
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
با سلام و تشکر از تیم کتابراه و خوانشگران محترم کسی که برای درمان در اتاقی که متعلق به کسی است سکنی میگزیند و اعمال و رفتارش دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد. ممنون زیبا بود
زهرا
۱۴۰۴/۰۶/۳۰
قشنگ بود ‌‌‌‌‌‌ ‌‌اما جای بیشتری برای بهتر شدن داره‌‌‌‌‌... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ناهید شمس نژاد
۱۴۰۴/۰۲/۱۵
در مورد دو دوست هست که یکیش مریضه و برای مداوا پیش دوستش اومده / داستان جالبی داره / یکم خسته کننده میشه وسطای داستان / ولی خوش به حال کسی که دوستی ارزشمند داشته باشد
ریحانه
۱۴۰۴/۰۲/۰۸
کتاب خوبی بود و به طرز قشنگی احساسات رو در متن نشون داده بود هلن در داستان خیلی رک و بی پرده حرف می‌زد و اصلا از بیان احساساتش خجالت نمیکشید برای همین از کتاب خوشم اومد
Maryam
۱۴۰۴/۰۲/۰۴
داستانی است درمورد روابط انسانی، دوستیهای عمیق و وفاداری. از طرفی داستانی در مواجهه با مرگ. زنی که به سرطان مبتلا شده و هر راهی را برای بهبود امتحان می‌کنه ومرگ را منکر میشه.
ندا
۱۴۰۴/۰۱/۱۳
اتاقی برای مهمان، اثر هلن گارنر، رمانی تأثیرگذار درباره دوستی، مراقبت و چالش‌های عاطفی است. این داستان عمیق به پیچیدگی‌های روابط انسانی و نقش همدلی در مواجهه با سختی‌ها می‌پردازد.
Feyzi Kami Kami
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
برای یه بار خوندن و اوقات فراغت بدنیست، البته این نظر شخصی منه و کتابای تخیلی برام جالب نیست هرچند در همین داستان‌های تخیلی هم درسهایی مدنظر نویسنده هست که مهم همونه
اشکان شکوهی
۱۴۰۵/۰۵/۲۲
داستانی صادقانه و عمیق از دوستی، مراقبت و روبه رو شدن با مرگ. با نثری شفاف و تأثیرگذار، تا مدت ها تو ذهنت می مونه و حس همدلی قوی ایجاد می کنه
mersedeh dadjou
۱۴۰۵/۰۳/۲۹
داستان درمورد دو تا دوست که یکی از اونها بیمار شده و نیاز به مراقبت دائمی داره و دوستی که قرار مراقبت کننده باشه با یه سری چالش روبرو میشه...
فاطمه بابایی
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
داستان از اینجا شروع میشه که نیکولا دوست هلن تصمیم میگیره برای درمان سرطانش در یکی از اتاق‌های مهمان خانه هلن بمونه و هلن روز و شب از او مراقبت میکنه
Zorfa
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
بنظرم نویسنده سعی بر این داشت که که سر گذشت خود را در کمک کننده به دوست اش گفته گذشت فداکاری های انجام داده و احساسات و عواطف که به کار گرفته را بیان کرده
kamal rahmani
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
کتابی بی نظیر و داستانی زیبا ازفداکاری و از خودگذشتگی زنی میان سال برای دوست بیمار و درشرف مرگش، بابیانی شیوا از احساسات درونی هلن در کمک به دوستی لجوج و خودخواه.
هدیه ،ر
۱۴۰۴/۰۴/۳۱
نتونستم کتاب رو تا آخر بخونم. حال و هوای خودم این روزها غمگینه و واقعاً حال و حوصله‌ی غصه‌ی دیگران رو نداشتم. شاید زمان دیگه‌ای بهتر بتونم باهاش ارتباط بگیرم.
Behshad
۱۴۰۴/۰۳/۱۵
کتاب بدی نبود در کل
ولی خب کتاب‌های بهتری هم هست که ادم وقت بذاره. سرعت کتاب اخر سر تند شد و یهو سرهم شد در حالی که میتونست جذاب تر نوشته بشه
hosein
۱۴۰۴/۰۳/۰۴
خوشم نیومد، تو‌ این زندگی به حد کافی بدبختی و گرفتاری داریم که دیگه جایی برای غصه خوردن برای شخصیت‌های داستان برامون باقی نمی‌مونه.
۴۰ صفحه بیشتر نتونستم بخونم.
فاطیما نوروزی
۱۴۰۴/۰۲/۲۹
کتاب همدلی و انسانیت و مهربانی رو در دنیای جدید به چالش میکشه. شاید برای کسانیکه با چنین مشکلات و پرستاری بیمار دست به گریبان هستند خوب باشه
....
۱۴۰۴/۰۱/۱۷
کتابی خوب ولی کشش خیلی خاصی نداشت مثل کتاب‌های فریدا مک فادن. میتونست بهتر باشه. اما خب چون من کتابای نویسنده‌ی قوی تری رو خوندم، چنین نظری دارم.
سمیه شهریور
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
راوی این رمان زنی به نام هلن است که می‌خواهد از دوست خود مراقبت کند. دوستی که به سرطان روده مبتلا شده، حالش وخیم است و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند.
S.h
۱۴۰۴/۰۱/۱۰
داستان خوبی دارد و پر از احساسات است از نظر من.
توجه به مفهوم‌های زیادی دارد مثل روابط دوستانه، مرگ و یا...
یک بار خواندنش حتما توصیه می‌شود.
مهدی خضری
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
کتاب به صورت ساده از زندگی روزمره دو تا رفیق صحبت میکند اما میزان ارتباط گیری و همزادپنداری با شخصیت‌های داستان زیاد است و احساسات را برمی‌انگیزد
اوستا میر
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
کتابی است که به ما نشان میدهد زمان چقدر با ارزش است وقتی میفهمیم نزدیک مرگ هستیم تازه میفهمیم زمان چقدر بارزشه و از لحظه لحظه‌های زندگی سعی میکنیم استفاده کنیم
محدثه
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
این کتاب قلم روانی داشت و خیلی خکب باهاش ارتباط گرفتم از طرفی تلاش نویسنده برای شکستن تابوها و به این زیبایی اشاره کردن به مفاهیم زندگی رو تحسین میکنم
Sare
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
واقعا فکر نمی‌کردم با قلمی به این روانی به شکست بعضی عرفها داشته باشه، توصیه میشود اگر نیاز به گفتگوی ساده و پر معنا و شعبده باریغ بین مخاطبین داستان دارید.
<< 1 2 3 4 5 >>
👋 سوالی دارید؟