نقد، بررسی و نظرات کتاب هم زمانی - کارل گوستاو یونگ
یونگ هم زمانی رو به عنوان یک نظریه در این کتاب مطرح میکنه و سعی میکنه از نقطه نظر جامعه ی علمی برای سندیت بخشیدن به نظریه هم زمانی گفته هایی از شوپنهاور، کانت، ابن سینا، افلاطون، لایب نیتس و... همچنین با تکیه بر آزمایشات فراحسی راین رو پشتوانه قرار بده. و به خوبی نظریه هم زمانی را بر اساس روانشناسی خودش (ناخودآگاه جمعی، ناخودآگاه فردی، کهن الگو و...) و عدم قطعیت فیزیک در جهان زیر اتمی پایه گذاری میکنه اما توضیح نمیده یا بهتره بگم به نتیجه ای نمیرسه که چطور و چگونه اتفاق میوفته جز اینکه بر اساس آزمایشات راین و گفته هایی از ابن سینا میگه برانگیختی عاطفی میتونه در وقوع هم زمانی دخیل باشهکتاب شرح تبیین نظریه همزمانی هست نه بیشتر. از کتاب انتظار اینکه با خوندنش هم زمانی رو میفهمم و میرم زندگیمو تغییر میدم، نداشته باشید. برای تمرین و پیاده سازی و درک بهتر هم زمانی در زندگی کتاب قدرت همزمانی از دیوید ریکو رو بخونید. و در آخر مقدمه مترجم رو بعد از خوندن کتاب بخونید که مطالب تثبیت بشه، اگر ابتدا بخونید سر در گم میشید، چون مترجم کل کتاب رو در مقدمه خلاصه کرده. و اینم بگم که به دلم نمونه نمیدونم مترجم چه بدهی ای به کلمه ی"تبیین" داشته که کل کتاب رو از همین یک کلمه پر کرده.
بادرود، البته هنوز این کتاب ارزشمند را مطالعه جامع نکردم، اما باتوجه به مطالعه شرح ذیل کتاب توسط کتابراه دانستم که همزمانی قطعاً علت العلل ارتباط معنادار با روان آدمی دارد، یعنی اینکه قاعده همزمانی بهیچ وجه یک امر غیر عِلّیِ صِرف نیست، بلکه ارتباطات متافیزیک حداقل دو ذهن یا چندین ذهن در یک مورد مشترک دارد، اینکه زمانی ما درحال اندیشیدن به کسی یا چیزی هستیم همان لحظه رشحه ای از آن مورد از نا کجا آباد متجلّی میگردد. مساله مهم اینجاست که غالبا این امر را پدیده ای قطعا تصادفی میدانند حال آنکه اینگونه نیست و گویا این کتاب نیز به همین معنا متذکر است.

خلاصه و تفسیر اصلی:
1. تعریف همزمانی: یونگ همزمانی را بهعنوان "همرخدادی معنادار" تعریف میکند که بین دو یا چند پدیده که از نظر علّی به هم مرتبط نیستند اتفاق میافتد. به بیان دیگر، این اصل زمانی به کار میآید که دو رویداد بدون وجود رابطه علّی، با یکدیگر تطابقی معنادار دارند.
مثال کلاسیک یونگ از این مفهوم مربوط به بیماری است که خواب پروانهای طلایی دیده بود. در همان لحظه، حشرهای شبیه به آن از پنجره اتاق درمان ظاهر شد. این رویداد از نظر یونگ نمونهای از همزمانی بود که نمیتوانست از طریق قوانین علّیت توضیح داده شود.
2. ارتباط با ناخودآگاه جمعی: یونگ بر این باور بود که همزمانیها ناشی از تعامل میان ذهن فردی و "ناخودآگاه جمعی" هستند. ناخودآگاه جمعی مجموعهای از الگوها و نمادهای مشترک میان تمام انسانهاست که از طریق اسطورهها، رویاها، و تجربیات مشترک فرهنگی آشکار میشوند.
3. پیوند با فیزیک: یونگ در این کتاب، برای تقویت نظریه خود، از همکاری با فیزیکدان برجسته آلبرت انیشتین و بعداً ولفگانگ پائولی استفاده کرد. او به امکان وجود اصول غیرعلّی در طبیعت اشاره میکند و معتقد است همزمانیها ممکن است پدیدههایی باشند که در آن ذهن و ماده بهنوعی یکدیگر را منعکس میکنند.
4. جنبههای معنوی: همزمانی بهعنوان پدیدهای فراتر از دانش علمی معمولی، اغلب با معنویت و درک ماوراءالطبیعه ارتباط پیدا میکند. یونگ معتقد بود که همزمانیها میتوانند به انسان کمک کنند تا حس عمیقتری از معنا و ارتباط در زندگی خود پیدا کند.