کریستینا آزبورن در کتاب رهبر حرفهای، مهارتهای لازم برای رهبری سازمان را مرور میکند و تکنیکهایی مدیریتی پیشنهاد میدهد که کمک میکنند رهبران معمولی به نیروهایی قدرتمندتر و مؤثرتر تبدیل شوند. این کتاب چالشهای این جایگاه را توضیح میدهد و نکات و دستورالعملهایی میگوید که به فرد این امکان را میدهد تا نقشاش را بهعنوان رهبر سازمان بپذیرد، در جایگاهش رشد کند و در نهایت، به مجموعهاش فرصت شکوفایی و توسعه بدهد.
دربارهی کتاب رهبر حرفهای
چرا بعضی از افراد رهبران بهتری هستند؟ چه چیز باعث تمایز آنها از دیگران میشود؟ این پرسشی است که سالهاست نظریهپردازان حوزهی کسبوکار به دنبال پاسخ آن هستند. گرچه هنوز پاسخ دقیق و قطعیای برای آن پیدا نشده، اما یک موضوع کاملاً مشخص است: رهبری امری ذاتی نیست. یعنی برخلاف تصور رایج و غالب، رهبری را باید مهارتی اکتسابی دانست که با آموزش و تمرین به دست میآید. شاید برای رهبر شدن به پیشنیازهایی احتیاج باشد، ولی این امر هرگز شرط کافی نیست.
برای اینکه به لیدری قدرتمند و مؤثر تبدیل شویم، باید مهارتهای زیادی را در خود ارتقا دهیم؛ از جمله خلاقیت، انعطافپذیری، مدیریت زمان یا توانایی ارتباط برقرار کردن. در چند دههی اخیر و با تغییراتی که در فناوریها و فلسفه کسبوکار بوجود آمده، این مفهوم هم دستخوش تحولات زیادی شده. مهمتر از همه اینکه این تغییرات خیلی سریع و به شکل دائمی اتفاق افتادهاند. بنابراین رهبران باید همیشه خود را بهروز نگه دارند تا بتوانند با جدیدترین مفاهیم آشنا شوند. یکی از منابع مفید برای آشنایی با آخرین تئوریهای رهبری، کتاب رهبر حرفهای (Leadership) نوشتهی کریستینا آزبورن (Christina Osborne) است. این اثر به اصول و مبانی این جایگاه اشاره و به خواننده کمک میکند آن را بهتر درک نماید.

نظریهپردازان امروزی رهبر را کسی میدانند که میتواند تصمیم بگیرد، شرایط را تجزیه و تحلیل کند، بر چالشها غلبه نماید و به زیرمجموعهاش انگیزه و امکان رشد بدهد. به تعبیر بهتر میتوان گفت، رهبر در سازمان استراتژی ایجاد میکند و مسئولیت امور را میپذیرد. نکتهای که باید به آن توجه داشت، تمایز بین مدیریت و رهبری است. طبق تعاریف، مدیر سازمان بیشتر مسئولیت تکنیکی و اجرایی را بر عهده دارد و استراتژیها را پیاده میکند. رهبر خوب حتماً مدیر خوبی هم هست، ولی یک مدیر خوب الزاماً نمیتواند رهبر مناسب و قدرتمندی باشد. برای رهبری به چیزی بیشتر از تواناییهای اجرایی نیاز است. رهبران توانایی انجام وظایف چندگانه را دارند، فرصتهایی نو خلق میکنند و سازمان را به سمت چشمانداز تعیینشده میبرند. کریستینا آزبورن در کتاب رهبر حرفهای، بهتفصیل این موضوع را توضیح میدهد.
نویسنده پس از اینکه مفاهیم اولیه را تشریح کرد، به مخاطبش کمک میکند برای پذیرش نقش رهبری آماده شود. نویسنده در این بخش تکنیکها و دستورالعملهایی را پیشنهاد میدهد که باعث میشود فرد آمادگی بیشتری پیدا کند؛ مثل اینکه چطور بازخورد بگیرد و از آن استفاده کند، خود را پرورش دهد یا بین زندگی و کارش تعادل برقرار سازد. آسبرن در ادامه، رهبری در چالشها را میآموزد و نکاتی در این مورد بیان میکند. مثلاً چطور افراد دردسرآفرین را مدیریت کنند یا چگونه شبکه ایجاد نمایند یا به تیم نیرو بدهند.
کتاب رهبر حرفهای، جلد پایانی از مجموعهی ششجلدی مدیر حرفهای است. این کتاب را وحید دهقان برای انتشارات آریاناقلم ترجمه کرده است.
دربارهی مجموعهی مدیر حرفهای
«مدیر حرفهای»، مجموعهای ششجلدی از انتشارات آریاناقلم است که میکوشد مفاهیم اساسی و بنیادین مدیریت را آموزش دهد و نکات مرتبط با آن را مرور کند. این کتابها به زبان ساده نوشته شدهاند و بهصورت گامبهگام به مخاطبشان کمک میکنند اصول حرفهای مدیریت را فرا بگیرد و به کار ببندد. «ارتباطات حرفهای»، «مذاکره حرفهای»، «ارائه حرفهای»، «اخلاق حرفهای»، «عملکرد حرفهای» و «رهبر حرفهای» عناوین این سری هستند.
کتاب رهبر حرفهای برای چه کسانی مناسب است؟
این راهنما به رهبران سازمانی پیشنهاد میشود. اگر میخواهید قدرت و جایگاهتان را ارتقا دهید، این کتاب را مطالعه نمایید.
در بخشی از کتاب رهبر حرفهای میخوانیم
تحول سازمانی بعدی زمانی رخ میدهد که متوجه میشوید دیگر نمیتوان همۀ موارد را کنترل کرد و به زبان ساده زمان کافی در روز ندارید. متوجه میشوید که اعضای تیم از طولانی شدن زمانهای تصمیمگیری شکایت میکنند. آنها ممکن است آزادی بیشتری برای تصمیمگیریهایشان بخواهند.
در این نقطه، باید اندکاندک به نیاز محول کردن امور به دیگران پی ببرد؛ در حقیقت اگر میخواهید کارمندان را حفظ و به رشدشان کمک کنید، انجام این کار ضروری است. شما باید بیشتر زمان و تلاش خود را به رهبری و ارتباطات تخصیص دهید و کمتر به تخصص خود نظیر حسابداری، فروش، بازاریابی، مهندسی یا دیگر فعالیتهای نامربوط به رهبری بپردازید.
بله

















