سلام. موضوع کتاب و سیر داستان خیلی بد بود. داستان کتاب اینجوریه: طرف چون خوشگله دم به ساعت با یه پیرمرد پولدار ازدواج میکنه بعد دوستشو راه میده تو خونه تا شوهرش رو بکشه و بعد روز از نو، روزی از نو تو دادگاه هم میگه من بیماری روانی دارم و اعدام نمیشه و میره شوهر میکنه (با ۴تا قتل و یک اقدام به قتل و مثلا بیماری روانی) از ۲۰سالگی تا ۵۰سالگی هم مثل قالی کرمان رو زیباییش خش نمیفته و مدام شوهرای مردم رو از راه به در میکنه.
این کتاب اولین مشکلی که داشت از همون اول داستان و از اولین قتل با یقین میدونستی که چه کسانی قتل رو انجام دادن و این از هیجان کتاب خیلی کم میکرد و تنها هیجان کتاب این بود که پلیس بین الملل کی قراره کشف کنه قاتل کیه و فقط همین باعث میشد شوق خوندن کتاب رو داشته باشم و آخر کتاب رو اصلا انتظار نداشتم با یه قتل به پایان برسه و اینکه سوال تو ذهنم موند که آیا قاتل هرناندز هم لیزا بود یا یک شخص دیگه؟
من خوندن آثار جنایی معمایی رو با کتابهای سیدنی شلدون شروع کردم و به شدت از بعضی آثارش لذت بردم بااینکه به سبک داستان های شلدون بود ولی هیجان و کششی که قلم شلدون داشت تو این کتاب ندیدم بااینحال خوندنش خالی از لطف نبود ممنون از کتابراه
کتاب یک موضوع مشخصی رو زیاد طفره رفته بود در کل اسامی زیاد و به زور داستان رو کش داده بودن و خسته کننده بود شاید اگر موضوع راجع به کرده بودن خیلی جذابتر هم میشد به هرحال ممنونم از کتابراه
عالی بود... موضوع داستان و روندش طوری بود که نمیشد به راحتی ازش گذشت... نمیتونستم به شخصیتها و اینکه عاقبت داستان چی میشه فکر کنم.. بی نهایت لذت بردم
من خودم به طور کلی از کتابهای سیدنی شلدون خیلی لذت میبرم و وقتی کع شروع به خواندن آثار ایشان میکنم تا وقتی که کتاب تمام نشده اصلا نمیتونم کتاب را زمین بگذارم
پر از جذابیت و کشش قصه عشق و جنون بسیار عالی. فقط اینکه اگه خیلی کتاب معمایی و جنایی خونده باشید یک چهارم اخر کتاب کاملا واضح هست ولی همچنان جذابیت داره