بنظرم تناقض در داستان زیاد بود اتفاقاتی که افتاد در خور شخصیت خانوادگی مها نبود و یا مها در مقابل ظلمایی که از طرف مینو یا زیبا یا حتی پدرام در حقش میشد زیادی سکوت میکرد و قابل درک نبود و درمورد گذشته مادرش خیلی سربسته اشاره شد با اینکه یه جاهایی از داستان خیلی جریان رو مرموزانه نوشته بودند و خواننده منتظر بود بالاخره داستان مادر مها و سهراب هم باز شه که نشد و یا شخصیت آرزو خیلی خیالی و اغراق آمیز بود بالاخره ارزش یبار خوندن رو داشت
نمیتونم بگم خیلی خوب بود. در واقع کمی اغراق آمیز نوشته شده بود... چون اصول اخلاقی که تو داستان مها بهش معتقد بود اصلا اجازه خیلی عملکردها رو بهش نمیداد.. و بعد هم عکس العملهای مرد داستان که بیشتر گیجت میکرد... خلاصه که همشون تو این رمان انگار به شدت خود درگیری داشتند