در کل داستان بدی نبود ولی مث هر کتاب دیگهای نکات ضعغی هم داشت مثلا یکی از نکات ضعف داستان بیش از حد مثبت و ساده و مذهبی و فداکار بودن ماه صنم بود نویسنده کاملا تو این موارد اغراق کرده بود مثلا اونجایی که اشکان برمیگرده ماه صنم جوری برخورد و فکر میکنه که انگار همه چیز تقصیر اونه درصورتی که راحت میتونست به اشکان در مورد برخوردهای اهانت امیز مادر اشکان بگه و اینکه تقریبا مقصر اصلی همون مادر اشکان بود. یکی دیگه از اغراقهای نویسنده موارد مذهبی بود اخه ادمی مث کورش چجوری یهو تنها با دیدن نماز خوندن یکی دیگه اینقدر عوض میشه یا به قول خودشون ارامش میگیره.... دیگه از نکات منفی دیگه ش اینه که صنم فک کرده پیامبره به هرکی میرسه میخواد هدایتش کنه کوروش و میگوئل و.... و اون قسمتش هم که به خاطر یه جراحی پوست و زیبایی داشت وصیت نامه مینوشت زیاد جااب نبود. از دیگر ضعفهای داستان اون قسمتهایی بود که به این اشاره میکرد که پدر کورش تابلوهای ناتمام زیادی داره... خب سوال پیش میاد واسه ادم که چرا باید یه نقاش تعداد زیادی تابلو رو شروع کنه و بدون تموم کردن یه سریشون بازم کارهای دیگهای رو شروع کنه به نظرم نویسنده میتونست یه خورده بیشتر کار کنه روی اثرش.
دو ستاره کم کردم بخاطر اینکه نویسنده کلا یادش رفت که از عامل بزرگترین فاجعهی داستان حرف بزنه. تو یه خط کوروش میگه که عامل اسیدپاشی رو تنبیه کردم، همین.. کی بود و از طرف کی مامور شده بود و انگیزهی این کار معلوم نشد و مابقی داستان رو بعد از اون ماجرا تحتشعاع قرار میداد بطوری که همش منتظر بودیم به این موضوع مهم پرداخته بشه. از سرنوشت سحر هم چیزی نفهمیدیم و اینکه میخواستن ماهان رو با خودشون ببرن خارج از کشور خیلی ایدهی مسخره و دور از عقل بود که نویسنده اینو هم در نظر نگرفته بود... میشد خیلی بهتر از این نوشته بشه. سوژه خوب انتخاب شده بود ولی خیلی آماتور دنبال شد. با تشکر از کتابراه دوست داشتنی.
قشنگ بود فقط یکی خیلی کشدار و طولانی شده بود میتونست کوتاه تر باشه.. محتوا بد نبود در مجموع کتاب خوبی بود ولی این نقش اول" ماه صنم "چرا زود جا خالی میداد؟ چرا اصلا یک جایی از قصه میگفتند دور باشیم تا هم و پیدا کنیم. به نظر تو واقعیت دو نفر که همه و این جوری پاک و خالصانه دوست دارند اینقدر دور نمیشن ازهم خلاصه به جایی از داستان از واقعیت دور بود خیلی
ماه صنم شخصیت ضعیفی داشت و هر اتفاقی میافتاد به جای فکر کردن به راه حل نگرانی و گریه میکرد. و کوروش هم اولهای کتاب به نظرم خیلی شخصیت رو مخی بود ولی بعدها این طور نبود. چیزی که من در این کتاب نپسندیدم شخصیت ضعیف ماه صنم بود. در کل اونقدر هم بد نبود.
سلام کناب زیاد قشنگی نبود نویسنده اغراق زیاد بکار برده بود مثلا یکی این بودصورت ماه صنم که اسید روش پاشیده بود یک دفع خوب بشه اصلاند همچن چیزی نیست یکی هم یک داستان را میبره توی کارسیاسی اگر میخوام مثال بزنم خیلی چیزها بود روی هم داستان جالبی نبود ممنون از کتابراه
من دوست نداشتم اغراق آمیز بود و اصلا یه سری مسائل مثل اسید پاشی اصلا معلوم نشد کار کی بوده و خیلی سریع ازش رد شد و صحبتهای بین خواهر و برادر خیلی مسخره بود بیشتر مناسب سن ۱۴ سال بود
کتاب قشنگی بود ارزش یکبار خوندنو داشت ولی ماه صنم واقعا شخصیت ضعیفی داشت که همش پشت با خدا بودنش و ایمانش قایمیش میکرد، در عبادت و حجاب داشتن هم بیش از حد اغراق داشت.
سلام
کتاب بسیار عالی، جذاب، دلنشین بود واقعا لذت بردم. بسیاربیان شیوا وروانی داشت موضوع کتاب خیلی خوب و عامیانه بود توصیه میکنم که حتما بخونیدممنون از نویسنده محترم و کتابراه
بیشتر به دفتر خاطرات یک دختر چهارده ساله شبیه بود، مثبت نشون دادن آدمهای مذهبی، مسلمون شدن یک جراح موفق تحت تاثیر یک دختر محجبه، واقعانویسنده خواننده کتاب رو چی فرض کرد.
رمان قشنگی بود ، پیشنهاد میکنم بخونین. با خوندنش انگار به چالش کشیده میشیداینکه نویسنده براش خیلی زحمت کشیده بود هم خیلی واضح بود. خسته نباشید به خانم کشیری🙂