کتاب قرمز: رموز فروش موفق نوشتهی جفری گیتومر میکوشد تا در خلاصهترین حالت ممکن، به شکلی کاربردی و مفید خواننده را با جنبههای فروش یک محصول آشنا کند و به او بیاموزد تا باید به چه شکل محصول خود را معرفی کرده و با ایجاد احساس نیاز و پرسشگری در خریداران، آنها را به پای میز معامله بکشاند. این کتاب بیش از 5 میلیون نسخه در سرتا سر جهان فروش داشته و در ردیف صد کتاب برتر جذب مشتری برای فروش قرار گرفته است.
دربارهی کتاب قرمز: رموز فروش موفق
در جهان کنونی، همگام با پیشرفت تکنولوژی و علوم مختلف، فروش و حوزهی مارکتینگ نیز تغییر پیدا کرده و شکلی کاملاً نوین یافته است. در گذشته، بیشتر توجهِ فروشنده به محصول خود بود و میکوشید تا با ارائهی محصولی با کیفیت و کاربردی مشتری را به خرید تشویق کند و به سود برسد، اما امروزه، توجهْ بیشتر به خریدار، سلیقهی او و ایجاد احساس نیاز در او معطوف شده و شرکتها و سازمانها میکوشند تا با استفاده از انواع تکنیکهای روانشناسی مخاطب را وادار به خرید محصولات خود کنند. کتاب قرمز: رموز فروش موفق (The Little Red Book of Selling) به همین تکنیکهای روانشناسی و ایجاد احساس نیاز در مخاطب میپردازد.

این کتاب متشکل از 12 فصل میباشد و جفری گیتومر (Jeffrey Gitomer) میکوشد تا در هر فصل، یک اصل مهم فروش را توضیح دهد و آن را به زبانی شیرین و روان تشریح کند. او در این کتاب، بر اهمیت ایجاد اعتماد و ارتباط با مشتریان تأکید می کند. همچنین توضیح میدهد که بهترین راه برای فروش یک محصول، ارزشگذاری و ارائهی راهحل به مشتریان است و صرفاً معرفی یک خدمت یا محصول نمیتواند شیوهی خوبی برای فروش باشد. یکی از ویژگی های برجستهی این کتاب، توانایی جفری گیتومر در شوخطبیعی و ارائهی راهنماییهایی ملموس است. او به جای توضیح مفاهیم فروش به صورت خشک یا صرفاً اطلاعاتی، شخصیت و تجربیات منحصربهفرد خود را به متن تزریق و آن را به مطلبی لذتبخش و جذاب تبدیل میکند.
این کتاب که یکی از پرفروشترین کتابهای تاریخ در حوزهی فروش و مارکتینگ بوده توسط فرخ بافنده به فارسی بازگردانده و در انتشارات پندار تابان به چاپ رسیده است.
نکوداشتهای کتاب قرمز: رموز فروش موفق
- این اثر تنها یک کتاب قرمز نیست؛ بلکه یک نوشیدنی انرژیزا پر از نکات و مشاورههای فروش پرقدرت است. (دیوید دورسی، روزنامه وال استریت ژورنال (3 مه 2006)
- گیتمور معتقد است فروشندگانی که به دستورالعملهایی برای فروش محصولات خود فکر میکنند مهمترین جنبهی فروش را نادیده میگیرند: علت خرید مردم. او فکر میکند که تنها چیزی که اهمیت دارد همین است و کتاب جدیدش نیز بر همین مسئله تمرکز دارد که اصول خرید را برای فروشندگان روشن کند. این کتاب تمام ویژگیهای لازم برای جلب توجه را دارد؛ از جلد قرمز گرفته تا فرمت کوچک و کاریکاتورهای جذاب که در تقریباً در تمام صفحات قرار دارند. نویسنده بهطور آشکاری عاشق فروش است. (پابلیشرز ویکلی)
کتاب قرمز: رموز فروش موفق برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام افرادی که در حوزهی فروش و ماکتینگ فعالیت میکندد و یا علاقهمند به این حوزه میباشند، مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب قرمز: رموز فروش موفق میخوانیم
میگویند که حرف زدن جلوی جمع از مرگ ترسناکتر است. ولی من این حرف را قبول ندارم. من فکر میکنم اگر کسی تفنگی روی شقیقهات بگذارد و بگوید یا جلوی جمع حرف بزن یا میکشمت، مثل بلبل شروع به حرف زدن میکنی. بسیاری از فروشندهها از معرفی محصول خود میترسند. ولی از هر نظر که بگویی، بزرگترین ترسی که فروشندهها دارند، ترس از شکست است. یک عموزاده هم دارد ترس از جواب رد شنیدن. این ترس مَعبَر شکست است، البته اگر از آن بترسی. شکست، خودش واقعی است، ولی ترس از آن ساخته و پرداختهی ذهن است. نوار افسانهای اِرل نایتینگل با نام «عجیبترین راز» میگوید: «تو چیزی میشوی که دربارهی آن فکر میکنی». اگر این مسئله حقیقت داشته باشد، پس چرا همه به « موفقیت » فکر نمیکنند؟ پاسخ آمیزهای است از آنچه ما خود را در معرضش قرار میدهیم، و شیوهای که خودمان را شرطی میکنیم.
ما در دنیای شرطیسازی منفی زندگی میکنیم. سه محرک مهم موجود عبارتند از: «ترس، حرص، و خودبینی». آنها فرایند فروش را پیش میبرند و آنها هستند که محرک فروشندهها هستند. جامعهی ما را عامل ترس تاراج میکند. ترس در 50% آگهیهای تبلیغاتی که میبینیم حضور دارد (در بقیهی آگهیها حرص و خودبینی است). تبلیغات در مورد بیمهی عمر برای مرگ و ازکارافتادگی، کارتهای اعتباری مسروقه، ضدیخ خودروها، تایرهایی که در باران لیز نمیخورند، ترمزهایی که جلوی تصادف با بچهی دوچرخهسوار را میگیرند، و دزدگیرهایی که مانع ورود هر دزدی به خانهات میشوند. اگر این مزخرفات را مدام ببینی، «نسبت به ترس شرطی میشوی». مدام به ما یادآوری میشود که با خودمان چماق برداریم، دزدگیر بخریم و امثال اینها. برای بدتر کردن اوضاع از آنچه الان هست، پلیسها را کنار دستگاههای خودپرداز میبینیم، ردیاب فلزی را در مدارس میبینیم، و میتوانیم روی اخبار محلی برای ترویج این روند حساب کنیم. آنها دقیقهای که روی آنتن میآیند، وظیفهی خود میدانند که مسائل ترسناک را تبلیغ کنند.
بله


























