جلد کتاب کتاب بدهی روزگار
۲۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب بدهی روزگار
کتاب الکترونیک
305 صفحه
EPUB
انتشارات متخصصان

برای خواندن کتاب بدهی روزگار و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب بدهی روزگار

کتاب بدهی روزگار، اثر معصومه اکبری، داستان دختری است که زندگی ساده و آرامی در کنار خانواده‌اش دارد. زیبا که شخصیت اصلی کتاب است، دل‌باخته‌ی برادر دوستش شده و این را همچون یک راز در سینه‌اش نگه داشته. اما دوستش متوجه ماجرا می‌شود و از زیبا می‌خواهد که همه چیز را به دست او بسپارد. داستان کتاب به ظاهر خوب پیش می‌رود؛ تا اینکه مادر زیبا به بیماری‌ای مرموز مبتلا می‌شود...

درباره‌ی کتاب بدهی روزگار

یکی از هدف‌های ما از خواندن کتاب، آشنایی با سرگذشت دیگران است. ماجراهایی که آن‌ها در زندگی داشته‌اند و مشکلاتی که با آن‌ها دست‌وپنجه نرم‌ کرده‌اند، هم ما را سرگرم می‌کنند و هم ما را نسبت‌به بسیاری از واقعیات زندگی آگاه می‌گردانند. معصومه اکبری در اولین رمان خود راوی داستان دختری به نام زیباست که در خانواده‌ای چهار نفره و صمیمی زندگی می‌کند. او که در دبیرستان درس می‌خواند، عاشق پسری به نام شهرام می‌شود که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کند. زیبا که دختری خیال‌پرداز است،‌ آینده‌ی خود را در کنار این پسر تصور می‌کند و منتظر است که روزی زندگی خود را در کنار شهرام شروع کند. اما اتفاقی ناگهانی زندگی ساده‌ی زیبا را تغییر می‌دهد.

مادر زیبا که زنی مهربان و زحمت‌کش است، ناگهان بیهوش می‌شود و هیچ پزشکی نمی‌تواند علت مشکل او را پیدا کند. زیبا که دختر بزرگ خانواده است و خواهری کوچک‌تر به نام سحر دارد، تصمیم می‌گیرد که امور خانه را در دست بگیرد. او کمتر به مدرسه می‌رود؛ اما دمی از یاد شهرام غافل نمی‌شود. شیما، دوست صمیمی زیبا، که از قضا برادر شهرام است، از راز عشق این دو نفر خبردار می‌شود و در این میان نقش قاصد را بازی می‌کند. زیبا و شهرام به یکدیگر نامه‌های عاشقانه می‌نویسند و رابطه‌شان جدی می‌شود. اما بیماری مادر زیبا تمام توجه خانواده را به خودش مشغول کرده و هیچ‌کس متوجه روابط زیبا نمی‌شود.

زیبا که زندگی ساده و بی‌دغدغه‌ای داشت، حال هم نگران بیماری مادرش است و هم نگران رابطه‌اش با شهرام. پدر زیبا نیز درگیر هزینه‌های زندگی است و مشکلات مالی روزبه‌روز او را از پا درمی‌آورند. سرنوشت عشق زیبا و شهرام چه خواهد شد؟ آیا بیماری مرموز مادر زیبا درمان خواهد شد؟ آیا زیبا و خانواده‌اش از پس مشکلات دشوار روزگار برخواهند آمد؟ کتاب بدهی روزگار را به قلم معصومه اکبری بخوانید تا به جواب این سؤال‌ها برسید. انتشارات سبزان این کتاب را روانه‌ی بازار نشر کرده است.

کتاب بدهی روزگار برای چه کسانی مناسب است؟

کتاب بدهی روزگار به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های عاشقانه‌ی ایرانی علاقه دارند.

در بخشی از کتاب بدهی روزگار می‌خوانیم

صفحه‌ی سفیدرنگی از لابلای کاغذهای دیگر کندم و روی دفتر گذاشتم؛ بعد خودکارم را توی دستم گرفته و شروع به نوشتن کردم. «شهرام عزیزم». با نوشتن اسم شهرام، قلبم به شدت شروع به تپیدن کرد و نفس‌هایم به شماره افتادند. چهره‌ی شهرام در مقابل چشمانم ظاهر شد. انگار همان‌جا روبروی من نشسته بود. همان چشمان پاک و عاشق که قشنگ‌ترین نگاه دنیا را به من تقدیم می‌کردند و صورت مردانه‌اش را زیباتر و جذاب‌تر کرده بودند. بی‌اختیار لبخندی دوست‌داشتنی روی لب‌هایم نقش بست. یاد شهرام به من آرامش می‌داد. خوشحال بودم از اینکه در این دنیا غیر از پدر و مادرم و سحر، کسی هست که او را با تمام وجود دوست دارم و عشقش برایم ارزشمندترین چیز دنیاست. نگاهم را به صفحه‌ی روبه‌رویم که اسم شهرام در آن به زیبایی می‌درخشید، برگرداندم و دوباره زیرلب خواندم: «شهرام عزیزم». سپس ادامه دادم: «امروز یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی من است و من بیشتر از هر وقت دیگری به بودنت محتاجم. بارها و بارها از پنجره به سمت خانه‌تان نگاه کردم تا شاید تو را ببینم اما از بخت بدم این اتفاق نیفتاد و من موفق به دیدنت نشدم. شهرام جانم، نمی‌دانی که امروز بر من چه گذشته است؟ چه اتفاقات آزاردهنده‌ای که برایم رخ نداده است. از زمانی که با چشمان زیبایت خداحافظی کردم، لحظه‌ای در آرامش نبوده‌ام. شهرام من، خدا را شکر که تو را دارم و می‌توانم با تو و خیالت آرام بگیرم...»

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب بدهی روزگار
نویسندهمعصومه اکبری
ناشر چاپیانتشارات متخصصان
سال انتشار۱۴۰۱
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات305
زبانفارسی
شابک978-622-2927-13-4
قیمت کتاب الکترونیک
۲۵,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب بدهی روزگار بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات متخصصان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب بدهی روزگار

ز . مالکی
۱۴۰۲/۱۲/۰۷
داستانی معمولی و کش دار که حوصله آدم رو سر می‌بره اول های داستان خیلی تکراری و با جزییات نوشته شده بود ولی آخرهای داستان خیلی خلاصه‌ و مختصر
ادامه نقد و نظرات کتاب بدهی روزگار...
👋 سوالی دارید؟