لارن به سختی زیاد در بیمارستان به کمک داروهای بی حسی وانبرک، دوقلو به دنیا میاره. دو تا پسر چشم آبی خوشگل. لارن با خونریزی زیاد وخستگی مفرط ومیل به خواب واستراحت مجبور به نگهداری ومراقبت از دوقلوهاست. شب در بیمارستان اتفاق عجیب ودلهره آوری برای لارن میفته وزنی رو میبینه که دوقلو داره اما زن عادی نیست و به شدت کثیف و بوی لجن وبد میده و تمام دندون هاش ریخته و قیافه ترسناکی داره و از لارن میخواد یکی از بچه هاش رو با بچههای اون عوض کنه وگرنه هر دو تا رو میبره و طوری عوص میکنه بچهها رو که قابل تشخیص نباشه. وقتی این داستان رو میخونید مو به تنتان سیخ میشه و از دلهره نفستون بند میاد. زن لارن رو تا خونه تعقیب میکنه و در هر فرصتی خودش رو به لارن نشون میده اما وقتی لارن با پلیس تماس میگیره وکمک میخواد همه فکر میکنن دچار توهم و عوارض روانی بعد زایمان شده و شما هم که داستان رو میخونید مرز بین واقعیت وخیال رو گم میکنید و نمیتونید بفهمید آیا لارن دچار فروپاشی روانی شده یا همه اتفااقات و دیدههای لارن واقعیت داره😑داستان به قدری هیجان و ریتم تند و ماجراهای پشت هم و زیاد نفس گیر داره که چشم از خوندن برنمیدارید و یاد تمام داستانهای ترسناک جن و روح که تو بچگی از بزرگترهاا و دوستان تون شنیدید میفتید. اگر یه داستان روانشناختی پر دلهره وترسناک میخواهید معطل نکنید با لارن به دنبال دوقلو هاش و واقعیت بگردید
کتاب جذاب و پرکشش که انتهایی باز داشت. من رو بیست و چهار ساعت مشغول نگه داشت به نحوی که حتی در ساعاتی که نمیتونستم بخونمش هم در ذهنم داشتمش. خیلی امروزی بود و دیدگاههای جدید جنسیتیاش برای سن و سال من خیلی جدید بود ولی چیزی از جذابیت داستان کم نمیکرد. کاش فیلمش هم ساخته بشه که محشر میشه.
اوایل داستان کش دار و تقریبا کسل کننده بود تا اینکه خط داستان با گم شدن بچهها مشخص شد خیلی برام جالبه که در فرهنگها و کشورهای مختلف جهان مثل خودما داستان زن زائو و آل و تنها نگذاشتن زن زائو و بچش وجود داره در حالی که امکان تبادل این داستانها در گذشته به راحتی الان نبوده
دوستش داشتم صحنه های ترسناک داستان خوب توصیف شده بود و پایانش هم جذاب بود بخاطر شباهت به خرافه ها و داستان های قدیم فرهنگ خودمون باور پذیرتر بنظر میرسید
خیلی دوستش دارم اسپویل نمیکنم ولی رمانی جنایی، ترسناک و یکم ماورایی هست نحو گفتارش رو خیلی نسپندم ولی برای من پایانش باز تموم شد میتونست بهتر باشه پایانش
بد نبود، یک داستان که کمی با خرافات آمیخته شده بود، کمی هیجان داشت که فکر میکردی دستی درکاره ولی اینجوری نبود، ترجمه بد نبود ولی در برخی جاها اسامی جابجا میشد.