کتاب معمایی و جنای است که پایانش هم باز گذاشته شده است. جایی که عقل و منطق طی اتفاقاتی مرموز تسلیم تصمیمات شوم و غیر قابل کنترل میشه. اسپویل: ایکاش در مورد اون سنگ و عروسکهای متحرک و یا تاثیرات آن سنگ بر طبیعت بیشتر توضیح داده بود. انگار در بخش انتهایی کتاب نویسنده داستان رو روی دور تند گذاشته و سریع جمع بندی کرده بود.
میان چمنهای بلند که از روش فیلمی هم توسط نتفلیکس درست شده داستان دلهره آور و پرهیجانی رو روایت میکنه که توسط استیون کینگ (پادشاه ژانر وحشت) و پسرش جو هیل نوشته شده تجربه جالبی بود پایان حتی دلهره آورتر بود در حال من که لذت بردم و دوستش داشتم از دستش ندید
واقعا ازخریدنش پشیمون شدم، اصلا معنا و مفهومی نداشت، نه هیجانی بود و نه ترسناک... شاید فقط یک چیز یادم دادبه هرصدایی درجاهای ناشناس توجه نکنم.... بیشتر بخاطر نام نویسنده خریدم ولی با مطالعهاش ناامید شدم
به نظرم پول تونو هدر ندید، گول اسم استفن کینگ رو هم نخوردید😐😂 از چیزی که تصور کرده بودم خیلی ضعیف تر بود. بیشتر از اینکه ترسناک باشه، مبهم و توهمی بود.
داستان بیشتر تخیلی است و اول فکر میکنید با یه داستان وحشتناک و قاتل سرو کار دارید ولی فکر کنم با توهمات سرو کار دارید و زیاد جذاب نیست و سردر گم کننده است