کتاب خوبی بود دلم برای سعید خیلی سوخت چونکه واقعا عاشق نسیم بود همان جور که نسیم دیوانه وار عاشق امیر بود این راباید نسیم میفهمید ولی متاسفانه نفهمید فقط فکرش پی عشق امیر بود............ وسعید هیچ گناهی نداشت فقط عاشق بود تشکر از نویسنده عزیز
خوب بود، موضوع رو دوست داشتم، اما چیزی که کتاب را خیلی خسته کننده میکند استفاده از بن مضارع برای بیان اتفاقات است، میرود، مینشیند، عمه پری میگوید و از این قبال... که برای من با حجم کتاب خسته کننده بود
تا هنوز کتاب به این خسته کنندهای نخونده بودم سبک نوشتاری و استفاده از فعلهای ماضی خیلی حال گیری بود،، متاسفانه من اصلا با تمام تلاشی، که کردم نتونستم کتاب رو تموم کنم خیییییلی بد بود و خسته کننده
داستانش رو دوست داشتم اینکه صبور باشی و از خود شهید حاجتت رو طلب کنی خیلی حرفه خیلیها نمیتونن.... سعادت میخاد که شهید شفاعت کنه... خدا همه مارو عاقبت به خیر کنه ان شاء الله
بامطالعه کتاب نظرم درباره شهدا وبخصوص شهدای گمنام وخانوادههای آنها ارتقاءپیدا کردواحساس دین بیشتری به آنها میکنم از خدامی خواهم آنهاراشفیعمان درآخرت کند. آمین