هیچوقت با کتابهای استیفن کینگ نتونستم ارتباط برقرار کننم. خیلی گنگ، مبهم، که نه تنها ترس ودلهره نداره بلکه ادم رو خسته میکنه. داستان بی سر وتهی از نمایش قلدری پسر بچه ها. جیم و برادرش توسط قلدرها در نوجوانی اذیت میشدن و در آخر برادر جیم به طرز وحشسانهای با چاقو توسط قلدرها میمیره واین مسئله باعث فرو پاشی روانی جیم میشه و....
نسبت به بقیه قصه های آقای کینگ زیاد درگیر کننده نبود. آخرش هم به سوالاتی که برای خواننده پیش میاد جواب نداده بود (البته مثل اکثر آثار استیفن کینگ) اما در کل نسبت به کوتاه بودن داستان، قصه جذاب و گیرایی داشت.