کتاب چشم، اسرافیل از محسن دادرسپور، یکی از آثار قابلتوجه در زمینهی شعرِ معاصر است که به زبان طنز سروده شده. این کتاب، مضامین عشق، فراق، مدح معشوق و... را با زبانی نو و به شیوهای ملموس بیان میکند.
دربارهی کتاب چشم، اسرافیل
کتاب چشم، اسرافیل مجموعهی اشعار محسن دادرسپور است که 21 شعر کوتاه در قالب کلاسیک را دربرمیگیرد. این اشعار دغدغههای شاعر را با زبانی طنزآمیز انعکاس میدهند. عناوین برخی از شعرها عبارتند از: «داستان عشق»، «ماهروی بهشت»، «دادرس کیست؟»، «پدافند» و...
شعر نیز مانند هر عرصهی دیگری در طول زمان، دچار تغیراتی اساسی شده. به باور ما ایرانیها، حافظ و سعدی و مولانا شاعرانی بیجانشیناند، اما شاید اگر کسی امروزه به زبانِ آنها شعر بگوید، برای ما غریب بنماید. گویی قدمت اشعار بزرگانی همچون حافظ، خیام و عطار، باعث شده تا ارتباط عمیقِ ما با آثار آنها حفظ شود. گرچه اشعار آنها بیزمان و بیمکان هستند، اما نیازِ بشرِ مدرنِ امروزی و گرایش او تغییر چشمگیری کرده است. بسیاری به دنبال واژههای روزمرهی امروزی در زبان شعر هستند. گرچه این موضوع، شعر را به سمت طنز میکشاند، اما طرفداران خود را دارد.
محسن دادرسپور در کتاب چشم، اسرافیل از این تکنیک سود میبرد؛ او زبانِ معاصر و روزمره را با قالبِ شعری ترکیب کرده و احساسی میآفریند که بر جان شنونده مینشیند.
این کتاب توسط انتشارات اهورا قلم راهی بازار شده است.
کتاب چشم، اسرافیل برای چه کسانی مناسب است؟
هواداران شعر معاصر فارسی و دوستداران اشعار طنز، از این اثر استقبال میکنند.
در بخشی از کتاب چشم، اسرافیل میخوانیم
سایهی پلک شما افتاد، بتها را شکست!
مژهی لامذهبت! کفر چلیپا را شکست!
در دو چشم نازیات هیتلر خیال جنگ داشت
رقص اندام ظریفت یک اروپا را شکست!
ابروانت اخم کوفی، سِحر چشمت از یهود
جذر و مدِّ خندهات، اندوه دریا را شکست!
باد چون مجنون زلفت بود، شد صحرانشین
ماهِ رویَت ظلمت شبهای یلدا را شکست!
بله
















