مقصود و مفهوم اصلی کتاب در مقدمه اورده شده و نه در داستان اصلی کتاب... داستان که در واقع اخرین نامههای یک زندانی محکوم به اعدام هست، صرفا برای اشنایی و بیدار کردن حس همدلی و همزاد پنداری ما با یک شخص محکوم به اعدام نوشته شده چیزی که درباره شخصیت اصلی جالبه این هست که ما هیچ سرشت و اشنایی با ان نداریم و نمی دونیم که چند سالش هست اسمش چیه یا اصلا چه جرمی محکوم شده. ویکتور هوگو این کار رو کرده که حکم اعدام رو از بنا و اساس محکوم کنه و مطلقا اشتباه و غیر انسانی تلقی کنه که یعنی اصلا مهم نیست جرم یک انسان چی هست هرکاری هم که کرده باشه یک انسان صرفا به خاطر (زنده بودن و موجودیت داشتن) مقدسه به شخصه اعتقاد دارم که انسانها که همیشه سرشار از اشتباههای وحشتناک و جبران ناپذیر هستند نمیتونن برای انسان دیگری همچنین قضاوت سخت و وحشتناکی کنند و زندگی ان رو ازش بگیرند. تنها یک نفر میتونه زندگی یک انسان رو ازش بگیره و ان هم همان کسی هست که از اول زندگی رو بهش داده، یعنی خدا!
کتابی در باب مضمون اعدام که به خوبی احساسات فردی که به اعدام محکوم شده و میخواهد با زندگی خداحافظی کند را به خوبی نشان داده است، اعدام حکمی است که افراد گناه کار با آن رو به رو میشوند و این کتاب میخواهد به ما نشان بدهد که فرد اعدامی چه روزهای تاریکی را سپری میکند و چه دردهایی را تحمل میکند تا بتواند به مرگ نزدیک و نزدیک تر بشه.
کتاب دارک و ناراحت کنندهای هست اگر از این فضا خوشتون نمیاد سمت این کتاب نیاید.
کلا انتظار نگارش بهتر داشتم اما
فقط اینو میتونم بگم اعدام باعث کم شدن جرم و جنایت تو جامعه نمیشه که اگه میشد خیلی از جرایم نباید توی جوامعی دارای قوانین اعدامن پیدا میشد.
توی کتاب درمورد میدان گرو صحبت شده بود که جمعیت برای تماشای اجرای حکم اعدام جمع میشن
فارغ از اینکه مجرم چیکار کرده باشه نگاه کردن به قتل یک انسان واقعا منزجر کننده است!
در کل کتاب متوسطی بود.
کتاب خیلی خوب و عالی و غمگینی بود انتظار کشیدن بیشتر از هر چیزی آدمو پیر میکنهاینکه منتظر مرگت بشینیو دنیا جلوی چشمات سیاه بشه. تو خیلی از جاهاش بغض گلوی آدمو میگرفت و کافیه یه لحظه خودمونو تو اون موقعیت به جای زندانی تصور کنیم تا بفهمیم چه حس وحشتناک و غمگینی تو اون مدت برای آدم رخ میده. من خودم بیشتر از خودش برای دخترش ناراحت شدم ممنون از کتابراه🙏🏻
کتاب بسیار عالی و با نفوذی خیلی جاهای بغض گلوی آدم رو میگیره درسته که در مورد یک اعدامی ولی باعث میشه قدر چیزهای هر چند کوچیک زندگیمون رو بدونیم و بیشتر بهشون توجه کنیم مثل آزادی اختیار نفس دوری از دغدغههای فکری استفاده از وقت و زمان و.....
برای بار پنجم هست دارم میشنومش خارق العاده ست. اگه آدم یک لحظه خودش رو جای اونها بذاره ساعتها به فکر فرو میره
قلم ساده و روان که همه میتونن راحت بفهمند. گویندگان هم که عااااالی بودند
همه چی تموم
بهترین رمان که خوندم
هزار ستاره هم کمه
کتابی در مذمت اعدام یا مرگی که ما آن را برای دیگری تصمیم میگیریم.... خیلی دردناک بود... من خودم به شخصه دیگر هیچ اعدامی را حق نمیدانم...
مرگ انتخاب هیچکس نیست... آن را به هیچ انسانی تحمیل نکنیم. .
خوندن این کتابو به همهی مردم ایران توصیه میکنم. هرکی فک میکنه با اعدام مجرم، جرم و جنایت از بین میره، هرکی فک میکنه مجرم حقشه اعدام بشه. هرکی فک میکنه با اعدام سایرین امنیتش برقرار میشه
حتما این کتابو بخونه
با خوندن این کتاب ناراحت شدم ولی باعث میشه انسان بیشتر قدر لحظات زندگی رو بدونه. اطلاع داشتن اززمان مرگ سخته و اگه اعدام باشه سخت ترکاش فقط حبس ابد بود. اعدام حذف میشد.