هژیر رسول پور در کتاب خوانش معمارانهی فضا دیدگاههای فلسفی مختلف را دربارهی ماهیت فیزیکی فضا مطرح کرده است. نویسنده در فصول مختلف کتاب سعی داشته پیچیدگی ظاهری فرایند خلق مکان و شناخت معماریِ فضا را برای خوانندگان روشن کند و اثرات آن را بر جوامع انسانی نشان دهد.
دربارهی کتاب خوانش معمارانهی فضا
در روزگار ما معماری از جمله رشتههاییست که با علومی چون فیزیک، ریاضی، هندسه، هنر، روانشناسی، جامعهشناسی و دیگر دانشهایی که با زندگی انسان مرتبط هستند، در پیوند است. بنابراین لازم است معماران برای درک درست فضا مبانی فلسفی آن را بشناسند و با احاطه بر عواطف انسانی و شناخت فرم فضا بتوانند مکانهایی متمایز خلق کنند. هژیر رسول پور در کتاب خوانش معمارانهی فضا، سیری بر رویکردهای باستانی و معاصر پیرامون مفهوم معماری فضا خواهد داشت.
در فصلهای مختلف کتاب حاضر دربارهی مباحثی چون ماهیت فیزیکی فضا، دیدگاه نظریهپردازان باستان و معاصر در حوزهی فضا، تشریح فضا در باب معماری، گذر از فضا به مکان و عوامل شکلگیری آن و... اطلاعات جامعی مطرح شده است.
کتاب خوانش معمارانهی فضا بهتازگی از سوی انتشارات شهرسازی منتشر شده و در دسترس علاقمندان به هنر و فلسفه قرار دارد.
کتاب خوانش معمارانهی فضا مناسب چه کسانی است؟
دانشجویان رشتههای معماری، فیزیک و فلسفه میتوانند از یافتههای علمی این کتاب بهره ببرند.
در بخشی از کتاب خوانش معمارانهی فضا میخوانیم
شاید بتوانیم فضای بینابین در معماری را فضای متن بخوانیم. آن را همچون یک تصویر زمینه در یک نقاشی و یا یک موسیقی متن در یک تنظیم ارکسترا درک کنیم. تصویر زمینهای که حامل طرحها و نقاشیهایی است با رنگها و فرمهای مختلف، وظیفهی حفظ روابط بین این فرمها و طرحها را نیز بر عهده دارد. فضاهای خالی بین تصاویر، فضای خلاء یا تهی نیستند؛ این فضا عامل پیوستگی میان فرمها و حفظ انسجام کلی طرح است. این مقوله در موسیقی نیز چنان عمل میکند، موسیقی یا آلتی که در پسزمینهی یک قطعه نواخته میشود همان پسزمینهی نقاشیی است که بر روی یک بوم طرحی را خلق میکند. در معماری نیز فضای بینابین بناها چنین بازخوردی پیدا میکند و توجه مضاعف طراحان و معماران را میطلبد.
فضای بینابین در طراحی فضاهای داخلی و چگونگی روابط فضایی بخشهای مختلف یک بنا نیز به همان اندازه حائز اهمیت بوده و دارای نقشی برجسته است. در یک بنای مسکونی بخشهای مختلف بنا با کارکردهای متفاوت وجود دارند، این بخشها معمولاً در سه دستهی عمومی، خصوصی و خدماتی دستهبندی میشوند. اما این فضاها توسط یک عنصر دیگر فضایی به نام فضای بینابین تفکیک و همزمان متصل میشوند. نقش این فضای بینابین که دو وظیفهی متضاد (تفکیک و اتصال) را بر عهده دارد، نقشی مهم و بسی دشوار است. فضای بینابین در سیرکولاسیون فضایی بناها نقش رابطهی فضایی بخشهای متفاوت بنا را مفصل گونه ایفا میکند. این فضاها دارای معانی خاصی هستند، در بسیاری از طراحیهای بنا ما اینگونه فضاها را فضاهای خلأ مینگریم و گاهی نیز آنها را به عنوان فضای منفی قلمداد میکنیم، این یک تعبیر اشتباه از این گونه فضاها است که در فرهنگ طراحی ما وارد شده است.
بله

















