داستان انگشتر فیروزه، قصه زندگی زنی است که بعد از تجربه یک زندگی شیرین و داشتن همسری حامی، به یکباره و ناباورانه او را از دست می دهد و از ان پس روی تلخ زندگی را می چشد. او باید برای طبیعی ترین حق خود یعنی بودن در کنار فرزندانش، به سنت های غلط خانواده و اجتماع تن در دهد و یا کودکان خود را رها کند و برود و... خواندن شرح زندگی او و فرزندانش، شرح زندگی و افکار خانواده شوهرش، میزان حمایت خانواده خودش، تلاش برای رسیدن به فرزندانش، همه و همه وقایعی هستند که خواندن آن خالی از لطف نیست و خواننده را تشویق به خواندن داستان می کند. در نهایت زمانی که او تصمیم نهایی خود را میگیرد و شرح وقایع زندگی او تا پایان عمر، بسیار جذاب است. در این داستان بعضی از شخصیت ها خاکستری هستن، نه سیاه و نه سفید، آشنایی با افکار و عقاید آن ها هم تامل بر انگیز است.
سلام وقت بخیر ممنون وسپاس از شما نویسنده عزیز خیلی عالی بود رمانتون لذت بردم درس کرفتم وبا شخصیتها شاد شدم وغمگینعجب رمانی بود شرین وروان انگار داری توش زندگی میکنی خیلی خوشم اومد اولش هم خوب بود آخرشم. ی زندگی واقغی توش جریان داشت باهتش خوشحال شدم وباهاش گریه کردم نمیدونم چه جوری بگم که واقعا ارزش خوندن داشت اونم از نوع عمیق اش رسم رسومات قدیم توش هویدا بود که باعث تجدید خاطره میشد خواننده یهوی میرفت توو سالها قبل وذهنش در گیر می شد لذت میبرد و.... شیرین روان وشیوا بدون هیچ مشکل خاصی نوشته شده که هطجان داره توش
واقعیتش وقتی نمونه داستان رو خوندم ترغیب شدم به ادامه اش اما خب به نظرم زیادی کش دار شد و لارم نبود تا مرگ ماه صنم ادامه دار بشه بهتر بود تا جایی که زندگی ماه صنم به یه ثباتی برسه داستان تموم بشه و الکی کش پیدا نکنه داستان نثر روانی داره و روایت زندگی زن روستایی که تقدیر در پیچ و خم زندگی برای او داستان هایی رغم زده. صبور بودن، مطیع بودن و تسلیم سرنوشت شدن ویژگی نقش اول داستان بوده و به نظرم اگه کمی جرآت و جسارت می داشت شاید روایت دیگه ای برای خودش و بچه هایش رقم می زد.
داستان زندگی دختری روستایی قبل انقلاب هستش که با عشق با شیخ قاسم ازدواج میکنه ولی زندگیش اونطوری که انتظار داشته پیش نمیره و دچار سختی های زیادی میشه وحتی با ازدواج مجددش با یه خانواده ثروتمند شهری که زن داشته ولی بچه نداشته و به امید بچه دار شدنش ماه صنم رو گرفته، زندگی ماه صنم همچنات درگیر سختی های زیاد. کلا زیاد کش داده شده وخسته کننده شده شاید اگر در دویست صفحه جمع وجور و کمی واقعی تر نوشته میشد قشنگ تر میشد
در کل کتاب خوبی بود،، فقط بخاطر طولانی شدن صفحات کتاب یک مقداری از اواسط کتاب خسته شدم. ضمنا حس میکنم شخصیت خانزاد به طور اغراق آمیزی خوب و کامل بود طوریکه ما نمیتونیم اصلا نمونه اون رو جایی پیدا کنیم و شخصیت ماه صنم هم خیلی اغراق آمیز بی دست و پا نشان داده شده،، جوریه که هر کدام از کارهایش را به عهده کسی مثل ریحان گذاشته شده،، از پیدا کردن داماد برای دخترش تا کارهای دیگه
کتاب بسیار خوبی بود، از صبر و استقامت ماه صنم، فرشته ای به نام خانزاده که یا یتیم نوازی خود انسانیت را به اوج رسانید از صفات انسانی و اخلاق نیکوی خانزاده لذت بردم، کتاب بسیار خوبی بود با نثر روان و بیان ساده و همچنین داستان زیبا واقعا ارزش خواندن را داشت، تبریک به خانم پاکدهی با آرزوی موفقیت و سلامتی برای ایشان
خیلی جالب بود ممنون از نویسنده گرامی و کتابراه که این کتابها در اختیار خواننده قرار میدن. من کتاب مربوط به زمانهای گذشته خیلی میخونم و چیزی که برام جالبه اینه که میگن ایران مهدتمدن و فرهنگ بوده ولی واقعا از نظر رفتار با زن و کلا جنس مونث که خیلی ضعیف بوده و در زمان حال رفتارهای خیلی بهتری از سمت جامعه دیده میشه
کتاب بدی نیست. خیلی از کارهایی که شخصیت اصلی داستان انجام میده اغراق آمیز و غیر قابل باوره. این داستان با دردهای اغراق آمیز و کشندهای که داره باعث میشه که بخوای کتاب رو نیمه رها کنی. ریتم داستان کنده و شخصیتها به شدت غیر واقعی به نظر میرسند. یه جورایی شباهت زیادی به فیلم هندی داشت.
کتاب خوبی بود و تا حدودی شبیه داستان سالهای دوری بود، نویسنده اونو قشنگ نوشته بود فقط بعصی کلمات گاهی زیاد تکرار میشدن که جالب نبود ولی درکل رمان با فضای قدیم رو خیلی دوست دارم،، محبت و عشقی که از اونموقع توصیف میشه ما توی خواب هم نمیبینیم چ برسه به واقعیت، بازم ممنون از نویسنده
داستانی جذاب و پرکشش که اصلا دوست نداشتم خواندن را متوقف کنم، نویسنده یا راوی بیشتر به جزییات غم هایش پرداخته بود در حالی که دربارهی بیشتر شادیها فقط به کلی گویی بسنده کرده بود. غلطهای تایپی هم زیاد داشت. امیدوارم در نوشتههای دیگر این نویسندهی عزیز بیشتر تم شادی و امید ببینم.
سلام وقت بخیرممنون وسپاس ازشما نویسنده عزیز خیلی عالی بود رمانی که خوندم خیلی لذت بردم خیلی شیرین و روان نوشته شده بود انکار در حال خواندن که هستی داری در آن دوره زندگی میکنی باهاش خوشحال شدم وهم گریه کردم واقعا ارزش خواندن دارد باز هم تشکر میکنم از نویسنده عزیز.......
در استان وقتی قرار از بدبختی بنویسه، سیاه هیچ نقطه سفیدی نیست، قهرمان داستان بی دست و پا و فراتر از مظلوم و بدهای داستان ظالم که هیچ خوبی ندارن، آیا نوشتن از سیاهی و بدبختی خواننده زیاد داره،، هر زندگی بالا و پایین زیاد داره و بد و خوب کنار همه.
با سلام و تقدیم احترام کتاب جالبی نبود به نظرم، خیلی زیاد با مظلوم نمایی شخصیت اصلی سعی می کرد دیگر شخصیت ها رو زیر سوال ببره، و همچنین وقایع رو دور از واقعیت جلوه بده، با اینکه خریداری کردم اما تا انتها نخوندم. ممنون از نویسنده
داستانی بر اثاث واقعیت و زیبا چقدر خوب بود که مثل رمانها همه چیز به خوبی تمام نمیشد زندگی واقعی همینه گاهی گریه گاهی خنده گاهی مرگ و گاهی تولد این کتاب رو دوست داشتم به خاطر رئال بودن و قابل لمس بودنش و البته نویسندگی خوب
داستان زیبایی بوود و اتفاقاتی که در زندگی ماه صنم افتاد هرگز دور از واقعیت نبود. فراز و فرود زندگی را به خوبی نمایش میداد از نحوه برخورد ماه صنم چه در شادی و چه در مصیبت لذت بردم. عاقلانه و صبورانه بود. قلم نویسنده پرتوان باد. من لذت برم
کتاب که جریان عشق، لطافت، طبع بلند و ذهن ثروتمند رو یکجا در خودش داشت... ضمن اینکه که تو این کتاب بچهها باز هم با معصومیتشون جایی تو دل بزرگترا پیدا کردن و چاه کردن برای دیگران به نفع و سود افراد نیست
خواندنش لذت بخش بود. پر از لحظات خوب و بد زندگی واقعی یک زن. زنی که بی کس و کار نبود و تنها فرهنگ داغون مملکت باعث در به دری و دور شدنش از بچه هاش بعد مرگ همسرش میشه ولی سرنوشت دوباره اونهارو به هم میرسونه
عالی بود، لذت برم. اینقدر زیبا و واقعی به توصیف افراد، مکان و زمان پرداخته شده بود که تصور میشد در کنار افراد زندگی میکنیم و اتفاقات با تمام وجود لمس میشد. با آرزوی موفقیت برای نویسندهی چیره دست خانم اخوان.
سرنوشت جالبی داشتن و طاووس چه نقش مهمی در سرنوشت ماه صنم داشت و چقدر داشتن مردی مثل خانزاده برای هر زنی لازمه چقدر خوشحال میشم که همچین مردهایی رو میبینم اینجور مردها تا همیشه قابل احترام هستن ممنون از نویسنده عزیز
بسیار جذاب و آموزنده بود. صبر و توکل کلید حل همه مشکلات است. با خواندن این کتاب، انگار دارید به یک فیلم نگاه میکنید. به نظر من که از بسیاری از سریالهای تلویزیون جذاب تر بود. ممنون از کتابراه.
عالی بود، یه هفته داستان تموم کردم ولی انگار زندگی کردم هر لحظه از داستان تو ذهنم خطور میکنه و تصور میکنم واقعا قلم فوق العادهای دارید بسیار لذت بردم مرسی خدا قوت بهترینها براتون آرزو میکنم
درود بر خانم پاکدهی عزیز من همیشه از خوانندگان کتابهای زیبای شما هستم با اینکه داستان در اواسط خیلی کشدار شد اما به قدری شروع و نقطه اوج خوبی داشت که این نقص رو برطرف می کرد
داستانی پر از رنج وعذاب وسختی یک زن ویک مادر که تمام عمرش به نگرانی واسه بچه هاش گذشت یک زن با دل بزرگ ومهربان که البته وجود همسری به خوش قلبی شازده داشت عالی بود
کتاب خیلی قشنگی بود واقعا انگار بعد از، تموم شدن کتاب و مرگ نقش اصلی قصه که ماه صنم بود دلم خیلی گرفت حتی بعد مرگ خانزاده حس کردم چقد پریوش، و ماهصنم و بچهها بی کس و کار شدن
کتاب خوب و کاملی بود مشخصه نویسنده تمام وقت خودش صرف نوشتن داستان کرده کم کاستیهایی هم وجود داشت مثل وجود همسر اول خانواده و زن دوم نه به این شوری شور نه به این بی نمکی
عالیی
حتما بخونید مگه داریم به این زیبایی
خسته نباشین بانو اخوان بی نظیر بود
واقعا از این که تموم شد دلم گرفته با داستان زندگی کردم
با شادی هاشون
با غم هاشون
با درود به نویسنده محترم و تیم کتابراه، بنظرم کتاب جذابی بود در کل فراز و نشیب یک دختر روستایی را به تحریر درآوردن فقط بخشی از کتاب که بیماری راضیه و حواشی آن، غیر واقعی بود.
این کتاب واقعا عالی بود و مغز خواننده رو به چالش کشید. همچنین ارتباط عمیقی بین شخصیتهای داستان و افرادی که در دنیای واقعی میشناسیم و با آنها سروکار داریم دیده میشد.
این کتاب عالی بود ممنون ازنویسنده خانم اخوان جامع وکامل بود من که خیلی لدت بردم از خوندن این کتاب واقعا ارزش وقت گذاشتن وخوندن داشت وبه همه پیشنهاد میکنم