کتاب عشق و راز زندگی پاسخی زیبا از علی سربندی به مفهوم چیستی هستی است. این اثر سعی دارد با کمک گزیدههایی از اشعار و نوشتههای عرفانی، حقیقت زندگی را به مخاطب نشان دهد و او را به سرچشمه حقیقت راهنمایی کند.
درباره کتاب عشق و راز زندگی:
شاید شما هم این جمله را شنیدهاید: زنده بودن با زندگی کردن فرق دارد. اما زندگی واقعاً چیست؟ این سؤالی به قدمت تمدن است که بحث درباره آن تا امروز هم ادامه دارد. البته برای فکر کردن به این سؤال لازم نیست حتماً عارف یا فیلسوف باشید، این نیاز در درون نوع بشر وجود دارد. هر انسانی به دنبال این است که حقیقت خود را کشف کند و ناخودآگاه در این مسیر قدم برمیدارد. همانطور که جسم انسان برای بقا نیازهایی دارد، روح نیز از انسان خواستههایی دارد: هستی چیست؟ چطور میشود بهجای زنده بودن، زندگی کرد؟ زندگی انسانی چه فرقی با سایر موجودات دارد؟ و در نهایت، سرنوشت پایانی این زندگی چیست؟
اینها دغدغههایی هستند که میتوانند فکر و روح انسان را درگیر کنند. مفهوم زندگی در عین ساده بودن، به حدی مبهم و گنگ و پیچیده است که بعد از ورود به فکر افراد دیگر نمیتوان آن را فراموش کرد و سؤالی است که میتواند انسان را به سفرهای دور و دراز بکشاند. مردم ایران خوشبختند که عارفانی مانند مولانا، حافظ، سعدی و خیام در این خاک زندگی کردهاند و میتوانند قسمتی از پاسخ خود را در آثار آنها جستجو کنند. اندیشمندانی که هرکدام قسمتی از حقیقت زندگی را به تصویر کشیدهاند و تصور آغاز این سفر بدون خرد نهفته در آثار آنها غیرممکن است...
حال علی سربندی در کتاب عشق و راز زندگی از منابع غنی فرهنگ کشورمان استفاده کرده و مباحث عرفانی و معرفتی را برایمان بازگو کرده است.
کتاب عشق و راز زندگی مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به ادبیات عرفانی و طرفداران آثار علی سربندی از مطالعه این اثر لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب عشق و راز زندگی میخوانیم:
آنتوان، دوسنت اگزوپری، خالق کتاب شازده کوچولو، میگوید: «معنای هر چیز، در خودش نیست که در طرز برداشت، و شیوه نگاه ما از آن نهفته است!»
در حقیقت آینه دل را باید شست، چشمها را باید شست، عینکهای رنگی را باید برداشت، غبارها و تیرگیها را از بیخوبن از میان برداشت، تا هر چه هست، بدانسان که مینماید دیده شود، حال به زندگی و هرآنچه در آن میگذرد نگاه میکنیم، بیگمان هر چیز را بهتر در جای خود و بهصورت واقعی و حقیقی خود خواهیم دید، از این روی ایمان میآوریم به آنچه گفتهاند که: عظمت به آن چیزی که نگاه میکنی نیست، عظمت در نگاه تو نهفته است!
در این صورت میتوان پذیرفت که نوع نگاه میتواند بیانگر کیفیت و چگونگی اشیاء، افراد در طبیعت باشد. چنانکه گفتهاند: دانش در کلام نیست، دانش، طعم مفاهیم است در کلام... چه آنکه وقتی به طبیعت مینگریم هرکسی بهگونهای متفاوت آن را خواهد دید و هرکسی برابر دیدههای خود آن را تصوّر کرده و به تصویر خواهد کشید، بر این شعر خردمندانه توجه فرمایید:
برگ درختان سبز، در نظر هوشیار
هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
بله


















