جلد کتاب کتاب مادرم مرجانپشت جلد کتاب کتاب مادرم مرجان
۱۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب مادرم مرجانپشت جلد کتاب کتاب مادرم مرجان
کتاب الکترونیک
35 صفحه
EPUB
انتشارات افسانه نیاکان

برای خواندن کتاب مادرم مرجان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب مادرم مرجان

کتاب مادرم مرجان نوشته‌ی آسمان احمدی بزرگ، نویسنده نوجوان ایرانی، مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه است که پیرامون خاطرات نویسنده نوشته شده‌ است. درواقع نویسنده در این کتاب خاطرات خود را با بیانی شیرین و گیرا و در قالب مجموعه داستان روایت کرده است. احمدی بزرگ این مجموعه داستان را برای مخاطبان نوجوان تاًلیف کرده است. کتاب مادرم مرجان توسط انتشارات افسانه نیاکان به چاپ رسیده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در بخشی از کتاب مادرم مرجان می‌خوانیم

یک هفته مانده به تولد من در روز 16 ماه تیر، داشتم با خودم درباره کادویی که پدر و مادرم قرار بود به من بدهند فکر می‌کردم. ناگهان یاد خریدن حیوان افتادم و از مادرم که کنارم بود سوال کردم که نظر او راجع به این موضوع چیست؟ مادرم کمی مکث کرد و گفت: آره من جدیدا داخل اینستاگرام یک مدل گربه سفید دیدم که خیلی بامزه بود و از اون خوشم اومد. مادرم در آن لحظه گویا قبول کرد. من لبخند بر روی لبانم مانند گلی که تازه شکفته شده ظاهر شد. من مثل همان گل در پایین ساعت نشسته بودم و در انتظار پدرم ذره ذره در هر دقیقه‌ای که می‌گذشت یک دانه گلبرگ از من جدا می‌شد. در لحظه افتادن آخرین گلبرگ ناگهان ساعت روی دوازده ایستاد و صدای زنگ در به صدا در آمد. پدرم بود. گلبرگ در حال افتادن، دوباره شکوفه زد و من آنچنان به سمت او دویدم که متوجه رسیدن به پدرم نشدم.

هنوز پدرم لباس خود را در نیاورده بود که گفتم: پدر میخوام موضوع مهمی را با شما در میان بگذارم. پدرم در خواب و بی خوابی ندانسته گفت فکر میکنم الان زمان خوبی برای صحبت کردن با همدیگر نیست. اما من صحبتم را شروع کردم. پدر موضوع من درباره کادوی تولدم است که مساوی‌ست با آوردن حیوان. اما مشکل این بود که هنگامی که من صحبت می‌کردم احساس می‌کردم پدرم از خستگی حرف‌های من را متوجه نمی‌شود. می‌دانی از کجا به این موضوع پی بردم؟ زیرا پدرم در حین حرف زدن من خستگی‌اش را در می‌کرد، هی پشتش را می‌مالید، سرش را تکان می‌داد و به مادرم میگفت چای حاضر نشد؟ مادرم که چشم هایش از بی خوابی داشت بسته می‌شد سرش را به نشانه نه تکان داد، اما من چشم هایم باز بود و از شوق و ذوق بسیار، حرف هایم را بسیار تند و با لبخند زیاد بیان می‌کردم و از گفتن آن‌ها خسته نمی‌شدم.

فهرست مطالب کتاب

پیشگفتار
دوست خوب رو چطور میشه پیدا کرد؟
کلاکی
هدیه تولد من؛ پیچا
مادرم مرجان

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب مادرم مرجان
نویسندهآسمان احمدی بزرگ
ناشر چاپیانتشارات افسانه نیاکان
سال انتشار۱۴۰۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات35
زبانفارسی
شابک978-622-94026-2-7
قیمت کتاب الکترونیک
۱۵,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه نوجوان

کتاب مادرم مرجان بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات افسانه نیاکان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب مادرم مرجان

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟