میرزا محمدحسین مومنی در کتاب مقدس ظهور، میکوشد تا با استناد بر آیات، روایات و سخنان بزرگان دینی و اولیای الهی، مسیر صحیح انتظار را نشان دهد و روح و جسم منتظران را برای ورود به والاترین دوره بشریت آماده و مستعد سازد.
دربارهی کتاب مقدس ظهور:
این کتاب یکی از آثار پیشگام در پیادهسازی سخنان مقام معظم رهبری (مدظله العالی) پیرامون انتظار صحیح و عاملانه است که با خودسازی، دگرسازی و جامعهسازی میکوشد، ضمن خنثیسازی دسیسههای صهیونیسم جهانی و پروتکلهای دانشوران یهود و نقش بر آب نمودن نقشه دولتهای فراماسونری و استثمارگر غربی در تخریب جوامع اسلامی، روحیه مسلمانان و منتظران را تقویت نموده و ضمن ایجاد آمادگی در منتظران به آنها ابزارهایی در جهت شکلدهی به تمدن نوین اسلامی تقدیم نماید.
این کتاب بدون اغراق یکی از جامعترین و کاملترین کتب تألیف شده درباره امام مهدی (عج) است و جزو کاربردیترین آثاریست که چگونگی یاری رساندن به آن حضرت (عج) را تبیین و ترسیم مینماید. همچنین نحوهی پیوند معنوی بین منتظران و امام زمان (عج) را آموزش میدهد.
اثر پیش رو، ره توشهای برای منتظران منجی (عج)، مددگران و کمک کارهای ایشان است که با ایجاد شناخت، آمادگی و اضطرار در وجود پاک منتظران، آنها را تشنه و مضطر ظهور حضرت مهدی (عج) قرار میدهد. گفتنیست نسخهای از این اثر تقدیم رهبر معظم انقلاب گردیده و به سمع و نظر معظم له رسیده است.
با تکیه بر مطالب گفته شده، کتاب پیش رو در سه بخش تألیف شده است. با شناخت مباحث و مسائل مهم این راه شروع میشود و سپس با ایجاد آمادگی در شخص منتظر، وجود او را مستعد و سپس او را مضطر و نیازمند منجی وعده داده شده، یعنی مهدی موعود (عج) میگرداند.
شما پس از مطالعهی این کتاب به جهانبینی جدیدی دست مییابید و با عمل به نکات و مفاهیم کاربردی آن، به تجربه تازهای از جهان هستی و پیرامون خود خواهید رسید که این از برکات کلام نورانی معصومین (ع) است.
کتاب مقدس ظهور برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به موضوعات مذهبی و منتظران حضرت مهدی (عج) از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب مقدس ظهور میخوانیم:
ایمان به آیندهای روشن، اولین قدمی است که یک منتظر پس از بیداری و زمانشناسی برمیدارد و این است که موقعیت خودش را میبیند. او که از خطر زمان آگاهی یافته، تازه متوجه خودش میشود و میفهمد که این انسان است که در ظرف زمان قرار گرفته است و پس از شناخت زمان به این نتیجه میرسد که اگر حواسش را جمع نکند، زمان با او چه کاری خواهد کرد. آری، از برکات زمانشناسی، این خودشناسی است و هر که خودش را بشناسد، خدایش را هم میشناسد. او که تازه متوجه وجود خودش شده، درمییابد که موجودی همچون او که در گذشته نبوده و حالا موجود شده، حتماً خالقی داشته و آن خالق هم هدفی را از این خلقت دنبال میکرده است.
او میتواند این حقیقت که در گذشته نبوده و حالا موجود شده را از انسانهای اطراف خودش نیز بفهمد؛ از انسانِ در رحم مادر از نطفه تا مرحلهای که به رشد و کمال میرسد یا از انسانِ نخستین که از زاد و ولد به وجود نیامده و درنهایت تفکر در همۀ فرایند خلق تا جایی که انسان از درک آن عاجز میشود و درمییابد که موجودی که نبوده و حالا خلق شده و به توانایی و کمال نسبی میرسد؛ پس حتماً خالق توانا و کاملی داشته است. اینها برترین دلیل ما بر وجود خالقی توانا است. اما خالقی که توانا و کامل است و نقص نیز از ساحت مقدس او به دور است، یقیناً به خلق موجودی همچون انسان نیازی نداشته؛ اما اینکه چرا او انسان را خلق کرده است، سؤالی است که دو جواب دارد؛ زیرا این مسئله دو طرف دارد که یک طرف آن خالق و طرف دیگر مخلوق است:
1. طرف اول خالق است: خلق انسان توسط خالق از روی نیاز نبوده؛ بلکه این اقتضای وجودی خالق است که خلق کند؛ یعنی خالق حکیم که کریم نیز است، بنا بر مصالحی اراده کرده که مخلوقی به نام انسان وجود داشته باشد و آن مخلوق نیز موجود میشود.
علاوهبراین، خالق بسیار توانا و حکیم است و چیزی را بیهوده خلق نمیکند و آن حکیم، خالقی کریم نیز است که با خلق خود، انسان یا هر مخلوق ناچیزی را در هدف خلقتش به کمال نیز میرساند و کمالی جز خود او و غیر از او وجود ندارد.
بله
















