کتاب بررسی تطبیقی آیین، سنت و جشنهای آریایی قبل از اسلام به قلم الهه بارانی اثری شگفتانگیز و غنی در رابطه با آداب و فرهنگ ایرانیان پیش از اسلام است. در این کتاب مهم با نکاتی جالب راجع به جشنها و سنتهای گذشتهی خود آشنا خواهید شد که احتمالا نظیر آن را در جایی دیگر نخواهید یافت.
درباره کتاب بررسی تطبیقی آیین، سنت و جشنهای آریایی قبل از اسلام:
هنر، فرهنگ، آیین، تاریخ و آثار گذشتهی هر ملت، برگ برنده و پروندهی افتخاریست برای آن کشور و علم تاریخ در زمرهی علومیست که نمیتوان از آن جدایی یافت؛ چرا که سرتاسر زندگی انسان به آن گره خورده است. به همین دلیل میتوان نتیجه گرفت که زندگی انسان امروزی بدون آگاهی از تاریخ بیمفهوم خواهد بود.
همهی ما انسانها با فرهنگها و سنتهایی که از گذشتگان خود به همراه داریم، روزگار خود را پیش میبریم. از بهپا داشتن مراسمهای مذهبی گرفته تا برگزاری روزهایی به عنوان جشن، سرور و نیایش. در فرهنگ ایران نیز آیینها، جشنها و سنتهای زیادی وجود دارد که از پیش از اسلام به جای مانده و به نوعی یادگار دوران کهن است. گرچه اقوام مختلف مدام بر پیکر این خاک زخم وارد کردهاند، این سنتها از بین نرفته و هنوز برپا داشته میشوند.
با توجه به تحولات و دگرونیهای فراوان فرهنگی در ایران امروز، بررسی مجدد مسائل مربوط به تمدن و فرهنگ این سرزمین کهن بیش از پیش احساس میشود؛ چرا که این امر به ما کمک میکند هویت، خاستگاه و سرنوشت خویش را بیشتر درک کنیم. الهه بارانی در کتاب بررسی تطبیقی آیین، سنت و جشنهای آریایی قبل از اسلام به پژوهش در باب منش و سنت ایرانیان پیش از اسلام پرداخته است. با مطالعهی این اثر ارزشمند به زیبایی فرهنگ ایرانیان پی میبریم و میبینیم که آنان چطور با الهام از طبیعت و در خور هر فصل و ماه، سنت و جشن و آیینی ویژه داشتند تا روزگار را به شادی سپری کنند.
کتاب بررسی تطبیقی آیین، سنت و جشنهای آریایی قبل از اسلام مناسب چه کسانی است؟
اگر به کتابهای تاریخی علاقه دارید و میخواهید از آیین و سنتهای آریاییها پیش از ورود اسلام بیشتر بدانید، این کتاب به شما پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب بررسی تطبیقی آیین، سنت و جشنهای آریایی قبل از اسلام میخوانیم:
در شاهنشاهی پهناوری که کوروش بنیاد نهاد و داریوش اول دوباره به آن وحدت بخشید، تمامی ملتهایی که تحت فرمانروایی هخامنشیان بودند، آزادی دینی داشتند. پادشاهان بزرگ دین التقاطی داشتند و ملتهای دیگر را به پیروی از دین خود وادار نمیکردند، بلکه خدایان ملتهای بیگانه را میپرستیدند و آنها را تحت حمایت خود میگرفتند. گروه مادی- پارسی اقوام شاهنشاهی هخامنشی سه دین جداگانه داشتند: یکی دین پادشاهان که متن کتیبهها بدان شهادت میدهند، دیگر دین مردم و سرانجام دین مغان. نخستین دین از این ادیان سه گانه، اهورامزدا را که از خدایان دیگر بزرگتر بود، در راس جهان قرار میداد و او بود که زمین و آسمان را آفریده بود. شاه به فضل او فرمانروایی میکرد و چنانکه داریوش در کتیبه بیستون میگوید، اهورامزدا پادشاه را در فرو کوفتن شورشیان یاری میدهد.
این امر که او بزرگترین خدایان بود، میرساند که خدایان دیگر نیز بودهاند، اما از این خدایان نه اسمی برده شده است و نه به صراحت، از اعتماد پادشاه برخوردار بودهاند. با این همه در نزد پادشاهان اولیه هخامنشی، خدای بزرگ آفریدگار همه، و ولی نعمت همه آفریدگان زنده بود. او بود که به اراده خویش اعمال شاه را، که خود قدرت به او عطا کرده بود، هدایت میکرد. پادشاه هخامنشی (داریوش) به نام خود، شمشیر خویش را، آن هم دور از سرزمین خود، به کار نمیبرد، بلکه فقط در راه اجرای فرمانهای الهی، اعمال پادشاه مورد تصویب و تجویز خدای بزرگ بود. این امر، مبین اطاعت و انقیاد محض است. ایران هخامنشی مملکتی نبود که بر بنیاد دین استوار باشد؛ آن چنان که در زمان خلفای عباسی حال بدان منوال بود. هرچند داریوش قدرت خود را از خدا (اهورامزدا) میگرفت، در عین حال مسئله به شکل معتقداتی که صورت دین داشته باشد، وجود نداشت. عقیدهای شاهی تحقق نداشته، اما همین عمل شاه که به اراده اهورامزدا بر تخت نشسته نوعی وحدت به عالم پارسی داده بود.
بله
















