خطر اسپویل:
داستان درباره افشین بود که به همراه خانواده قرار بود بروند خانه خاله بزرگترش و انجا پسرخاله سعیدش و دایی بروز اش هم بودند در راه سعید فکر میکرد خاطرات فوتبال بازی کردن با پسرخاله و دایی اش چه قدر خوب بود وقتی به انجا رسیدند افشین این موضوع را به سعید گفت و سعید پیشنهاد داد که بیا بازی کامپیوتری فوتبال بازی کنیم کمی بعد افشین که یاد نداشت زود باخت و دایی بروز با سعید بازی فوتبال رایانه ایی کردند و سرو صدا کردند که باعث شد مادربزرگ و بقیه نوه ها بروند به باغ. در باغ مادربزرگ قصه ایی تعریف کرد و در آن یک دختر کوچولو کاراگاه فهمید که مردم شهر انقدر درگیر موبایل شدند که دیگر شهر داره خراب میشه حتی رفتگر ها هم دست از کار کشیده بودند تا اینکه به وسیله کیکی که مادربزرگ دختر پخته بود همه به خاطر بوی کیک سر از گوشی ها بیرون آوردند و انجا دخترک سخنرانی کرد که شهر به خاطر بی توجهی شما داره خراب میشه. وقتی به خانه خاله برگشتند افشین سریع رفت و یک کاسه قرمه سبزی را در حالیکه سعید و دایی داشتند بازی میکردند پیش آن ها برد و ناگهان آن ها حواسشان از بازی پرت شد و رایانه را رها کردند و سر سفره آمدند همه برای افشین هورا کشیدند و آن شب به خوبی و خوشی در کنار هم جمع بودند
قلم روانی داشت و باعث میشد راحت با جریان داستان پیش بری و از داستان لذت ببری داستان راجب افشین بود که به خانه خاله خودش میره و اونجا پیشنهاد فوتبال میده ولی دوستاش شروع میکنن به فوتبال بازی کردن تو تلویزیون تو طول داستان به کودک ایرادهای فضای مجازی و اشتباه بودن استفاده زیاد از اون آموزش داده میشه که خیلی برای کودکان مفید و مناسبه تصاویر کتاب با کیفیت و بامزه و خوش رنگ بودن که باعث جذابیت بیشتر داستان میشد در کل پیشنهاد میکنم این کتاب رو حداقل یک بار برای فرزندتان بخونید ممنون از تیم کتابراه
موضوع داستان مضرات کار کردن زیاد با تبلت و گوشی موبایل است. ولی متاسفانه اندرز دادن مستقیم بیفایده است و فکر نمیکنم جوابگو باشد. البته که این موضوع، موضوع خوبیست. اما علت این که فقط یک ستاره دادم، اینست که کتاب ناقص است و همه پاراگرافها نیمهکاره رها شدهاند. خب مخاطب چگونه متوجه موضوع بشود. تازه دو صفحه هم کاملا تکراری بود. اصلا به کسی توصیه نمیکنم وقت خود را با خواندن این کتاب ناقص تلف کند، مگر این که مشکل کتاب رفع شده و ایرادات آن اصلاح شود.
واقعا جای تاسف دارداصلا معلوم نبود چی به چیهنوشته ها از هم گسیخته بود البته موصوع داستان مفید وبروز بود اما متن داستان؟ تایپ جملات هم که دیگر نگومن میخواستم برای نوه ام قصه را بخونم هیچیش بجا ودرست نبود مجبور شدم خودم سر هم بندیش کنم که شرمنده نوه ام نشوم از نویسنده داستان و تدوینگر و ویراستار خواهش میکنم خودشون یه بار حاصل کارشون را کامل بخونن ببینن ازچیزی سر درمیارن؟
این محتوا بعید میدونم که بتونه انقدر مستقیم تاثیر بزاره رو بچهها، داستان انقدر تابلوعه که بچههایی که بازی کامپیوتری دوس دارن بیشتر جبهه میگیرن در مقابل این حرفا. اما دوستان کتاب راهی، قبل از انتشار یه نگاه کوچیک به کتاب بندازین، خیلی از سطرها ناقص هستن و یه بخشی از مطلب ادامه ش پاک شده. صفحه ۱۶ و ۱۸ هردو یک صفحه هستن، و مشکل چاپی خلاصه زیاد بود
داستان آموزنده و جالبی داشت ولی اینکه جملهها کامل نبود خیلی بد بود. به خاطر همین یه ستاره کم کردم و گرنه خوب بود.
اگه قابلیت اینو دارید که متن نصفه رو کامل کنید بخونید ولی اگه حوصله شو ندارید یه کتاب دیگه بخونید.
در هر حال ممنون از پلیس فتا به خاطر این داستان ها
کتاب حول پسری است به نام افشین که در مهمانی همش سرگرم بازیهای رایانه ایی و گوشی و.. است. کتاب آموزنده است اما اصلا متن هاش کامل نبود نصفش بود نصف دیگشو باید با خیالاتت سرهم میکردی. برای کودکان میتونه مناسب باشه به شرط عملی شدن. نه فقط خوندن کتاب. کتاب کاملی نبود.
خییییلی از داستان رو انگار یادشون رفته بود بنویسن و خودمون باید حدس میزدیم. یه صفحه هم که کامل تکرار شده بود. خیلی برام عجیبه کتابی بااین شرایط چطور منتشر شده! حالا فعلا کتاب رو درست کنید تا بعد دربارهی داستانش نظر بدیم.
واقعا اوضاع الان خونهها رو تعریف میکنه که همه سرا توی گوشی یا لب تابه، برای بازی یا دنیای مجازی، مادربزرگ قصه برای مهموناش داستان تعریف میکنه تا بفهمن دنیای واقعی و بازی عملی در دنیای واقعی بهتر از بازی با موبایل و کامپیوتره
سطر بندی خیلی بد بود. پاراگراف ها به هم ریخته بود و اصلا معلوم نبود داستان از چه قرار هست. ضمن اینکه در مورد موضوع مهم گوشی دست نگرفتن تو مهمونی ها، نتونسته بود مطالب پخته ای ارایه کنه
کتاب خوبی است و مفهوم اعتیاد به اینترنت وفضای مجازی را به نمایش میگذارد که امروزه باید بسیار مورد توجه قرار گیرد به خصوص در سنین پایین تر اگر به دنبال کتابهایی در این زمینه هستید مناسب است
این کتاب ۳ جلدی هست و من وقتی جلد اول رو خوندم بعد اومدم این جلد رو هم بخونم خیلی مشتاق بودم و در کل به کودکان ۶ تا ۹ سال پیشنهاد میکنم برای کودکان موضوع جالبی داره
من فقط اولاش رو خوندم خیلی مسخره بود ولی نمی دونم شاید فقط اولاش بد باشه و بقیه اش خوب باشه ولی اگه می خواهین نظر من رو بدونید خیلی مسخره و چرت و بدرد نخور بود
کتاب قشنگ و مفهومی بود ولی بعضی قسمتاش متنش حذف شده بود یا یک صفحه تکراری بود. اصل داستان جالب بود برای بچه ها. من برای بچه ۳ سالم خوندم خوشش اومد و توجه کرد.
خیلی خیلی هم عالی تشکر میکنم از مجموعه مستند که لازم داشتم به صورت کتابهای آموزشی صوتی و تصویری از طریق این وبلاگ بازخورد مقاله هایم نوشه که لازم دارم... مرسی
داستان درباره افشین بود که به همراه خانواده قرار بود بروند خانه خاله بزرگترش و انجا پسرخاله سعیدش و دایی بروز اش هم بودند در راه سعید فکر میکرد خاطرات فوتبال بازی کردن با پسرخاله و دایی اش چه قدر خوب بود وقتی به انجا رسیدند افشین این موضوع را به سعید گفت و سعید پیشنهاد داد که بیا بازی کامپیوتری فوتبال بازی کنیم کمی بعد افشین که یاد نداشت زود باخت و دایی بروز با سعید بازی فوتبال رایانه ایی کردند و سرو صدا کردند که باعث شد مادربزرگ و بقیه نوه ها بروند به باغ. در باغ مادربزرگ قصه ایی تعریف کرد و در آن یک دختر کوچولو کاراگاه فهمید که مردم شهر انقدر درگیر موبایل شدند که دیگر شهر داره خراب میشه حتی رفتگر ها هم دست از کار کشیده بودند تا اینکه به وسیله کیکی که مادربزرگ دختر پخته بود همه به خاطر بوی کیک سر از گوشی ها بیرون آوردند و انجا دخترک سخنرانی کرد که شهر به خاطر بی توجهی شما داره خراب میشه. وقتی به خانه خاله برگشتند افشین سریع رفت و یک کاسه قرمه سبزی را در حالیکه سعید و دایی داشتند بازی میکردند پیش آن ها برد و ناگهان آن ها حواسشان از بازی پرت شد و رایانه را رها کردند و سر سفره آمدند همه برای افشین هورا کشیدند و آن شب به خوبی و خوشی در کنار هم جمع بودند