شروع قوی داشت وساطش یه کوچولو زیاده روی کرده تو توضیحات، پایانش رو دوست نداشتم چون بازه، وگرنه حسابی خلاقانه ست و اصلا نمیشه حدسش زد و از این جهت پایان مناسبی هم داره، خب شاید بایستی بگم که نحوه تربیت فرزند خیلی مهمه این که به بچه محبت کنی نه اینکه به حال خودش رهاش کنی نمونهاش هم همین کتاب، خانوادههای اشفته و و انسانهایی با خشم و نفرت، اعتراف میکنم که لذت وافری بردم از خواندنش و رمانهای این چنینی رو (متاسفانه) خیلی میپسندم به خاطر همین موضوع خشم، نفرت، فشار درون، من توی این داستانها خلا و تنهایی و احساسات منفی شخصیتها با تمام وجود میچشم و لمس میکنم، میرم تو بحرش و لذت میبرم.
اما نکته دیگه این که داستان بیشتر حول روابط بین دو نامزد، دو دوست، دو هم دانشگاهی، خیانت، قتل، خود مهم پنداری، یکی شخصیتها گمان میکند که بایستی دنیا را از انسانها اضافی حذف کند، به نظرم تموم احساسات منفیم رو دوباره بیدار کرد و امروز از سر ناچاری اومدم سراغش چون باقی کتابام نمیتونستن مثل این کتاب جذبم کنند.
به خوبی توضیح داده، ویژگیها اشیا و مکانها رو توصیف و بیان کرده، به نظرم تو انتخاب اسمها هم یه جور خوش ذوقی به کار رفته، در مجموع پسندیدم اما از پایان بازش خوشم نمیاد، وگرنه داستان قویای هست.
یه کتاب قبلاً خوندم نویسندهاش ایرانی بود، شخصیت اصلیش شباهت زیادی به شخصیت اصلی این قصه داره، کتاب روانپریش خوب اونم یه ادمی بود تقریبا شبیه این منتها اون ایرانی بود؛ این دوتا کتاب به نظرم شباهتها و تفاوتهای ظریفی دارند و این برام جالب بود.
این کتاب در ژانر معمایی و جنایی اثر بسیار خوب و قابل قبولی بود. داستان مردی که متوجه شده همسرش بهش وفادار نیست و با خشم و دل شکستگی دنبال انتقام از اونه. بطور تصادفی خانمی رو ملاقات میکنه که اون رو به کشتن همسرش تشویق میکنه و این سرآغاز ماجراهای جالب و پیچیدهای میشه که فصل به فصل از زبان شخصیتهای مختلف روایت میشه. کلیات داستان، سیر حوادث و منطق اونها همه قابل قبول و جذاب هستن. تنها نقطه ضعف کتاب به نظر من نسبت دادن بی دقتی و کم هوشی از جانب قهرمان کتاب در اواخر داستان هست که کاملا متناقض با شخصیت باهوش و تیزبین اون هست و کلا نویسنده داستان رو خوب تموم نمیکنه علی الخصوص که پایان کتاب باز هست و دقیقا معلوم نمیشه چه اتفاقی برای اون قراره بیفته.
یه رمان روانشناختی خوب درباره زندگی سه نفر دو زن به نامهای فیت ولی لی ومردی به اسم تدی. داستان به سبک دافنه دوموریه با کندی وارامش ولی جذاب و پرکشش پیش میره. نویسنده با هنر و مهارت خودش اینقدر زیبا نوشته که شما داستان رو با اشتیاق میخونید وهر صفحه با چهره و شخصیت جدیدی از لی لی و تد وفیت میبینید ومتوجه میشید ادمها چقدر میتونن خطرناک و چند چهره و اب زیرکاه باشند. شخصیت تقریبا اصلی داستان لی لی بسیار پیچیده و جالب وشما به خاطر فهمیدن رازهای زیاد زندگی لی لی داستان رو با اشتیاق دنبال میکنید و هرچی جلو میرید ریتم داستان تندتر وپر هیجان میشه و متوجه میشید چندین بار غافلگیر شدید
همین اول بگم تا جلد دوم این کتاب رو نخوندید هیچ قضاوتی نباید بکنید اما انچه نظر منو جلب کرد: داستانی گیرا و پر پیچ وخم هست که تا اخرین لحظه خواننده را در تعلیق نگه می دارد شخصیت های رمان هسته ی اصلی جذابیت و پیچیدگی های ان هستند دروغ/ پنهان کاری / و بازی های هویتی از ارکان مهم داستان محسوب می شوند هنر نویسنده در طرح داستانی خلاقانه و شخصیت پردازی گیرا و تعلیق های قوی و بازی هوشمندانه با انتظارات خواننده است توصیه میکنم ادامه این رمان را در کتاب به نجاتش می ارزد از همین نویسنده بخوانید با تشکر از کتابراه.
داستان واقعا فوقالعادهای بود، به ندرت میتونم همچین کتابهایی پیدا کنم و بخونم که با روحیم سازگار باشه. این احساس شعف هنگام خوندن کتاب رو با هیچکاک، کریستی و دویل تجربه کرده بودم اما با سوانسون هم تجربه شد.
اتفاقات در این کتاب بشدت غیر منتظره و بی نظیر بود، حتی نامه آخر کتاب هم بشدت من رو سر شوق آورد. با مرگ عدهای موافق نبودم اما با مرگ عده دیگه کاملا موافق بودم و بنظرم شخصیت کار درستی انجام داد.
داستان جالبی بود. لیلی چندجا لا تصمیماتش غافلگیرم کرد ولی غافلگیری آخر داستان واقعا عالی بود، جوری که وقتی تمومش کردم گفتم وااای لعنتی! ولی از لیلی انتظار داشتم در مورد براد بالغتر عمل کنه و از همون لوکیشن چت استفاده نکنه، به هرحال اونجا خونه پدریشه و بالاخره یه روزی استخونا پیدا میشن. شخصیت اول یکم زیادی خونسرد و باهوش و یه قدم جلوتر از دیگران نمایش داده شده بود ولی بازم داستان دلپذیزی بود.
درود؛ کتابی عالی بود و کشش زیادی داشت. چهار چوب داستان برای من تازه بود. در هر خط این کتاب اتفاق تازه و هیجان انگیز متفاوتی رخ میده. بعضی از نقاط داستان شاید به خاطر ترجمه کمی گنگ بود ولی چیز زیادی نبود که من ستاره کم کنم. یک چیز که نمیدونم جزو نقاط مثبت این کتاب هست یا منفیش این بود که پایان بازی داشت ولی نه اونقدر باز که نشه اتفاقات بعد رو حدس زد. سپاس.
کتاب داستان جالبب داشت از اواسط کتاب روند داستان قابل پیشبینی بود ولی وجود معماهای بین کاراکترها باعث کنجکاوی و ادامه داستان میشد و نکته جالب داستان نداشتن کنترل خشم و حس انتقام تا چ حد خطرناک میتونه باشه ک به قیمت جون انسانها تمام شه تنها بخشی که دوسش نداشتم پایان باز اون بود و اینکه آیا در نهایت راز لی لی افشا میشه یا خیر
درود بر همگی کتابراهیهای گرانقدر اگر دنبال داستان معمایی هستین که این کتاب پاسخگوی شما نیست چون از ابتدا هیچ راز و رمزی نداره
تعلیق در داستان بسیار زیاد بود کتاب رو میشد به آهستگی پیش برد تا در نهایت متوجه بشی که قرار هست سرانجام داستان به کجا ختم بشه واقعا کتاب ساخته شده بود برای ساختن یک فیلم جنایی
داستانی جذاب و از بُعد روان شناختی بسیار زیبا و در قسمتهای مختلف با، در گیر کردن ذهن و روان خواننده تا پایان قصه همچنان گیرا و غیر قابل پیش بینی در انتها، پایانِ بازِ داستان هم به تعلیق بیشتر آن میافزاید، البته پایانی که با ذهنِ خلاقِ خواننده، زیباتر و جذابتر هم میشود.
ماجرای قشنگ و هیجان انگیزی بود بعضی جاهاش غیر قابل پیش بینی بود و واقعا جوری بود که وقتی شروع به خوندنش میکنی نمیتونی کنار بزاریش. در کل خوب بود و پیشنهادش میکنم به بقیه 👌🏻🌸
پیام کتاب این بود «اگه با کسی حال نمیکنید معطل نکنید، دخلش رو بیارید» البته نویسنده یکی دوتا راهکار هم برای اینکه گیر نیفتید ارایه میده حالا اینکه تو دنیای واقعی هم راهکارها مفید باشه یا نه رو نمیدونم؟!؟!؟
کتاب بسیار دلپسند و زیبایی بود جنایی هست اما معمایی نیست میدونی تو داستان چه اتفاقی میافته ولی دوست داری داستات رو دنبال کنی و اخرش رو بفهمی به دوستدارای رمان جنایی پیشنهاد میکنم
ترجمه خوبه داستان هیجانش بالاست و آدم رو وادار میکنه تمومش کنه ولی اینکه آدم میره تو جلد قاتل و باهاش همراه میشه زیاد واسه روحیه خوب نیست خشونت رو تو وجود آدم زیاد میکنه
داستان تا حدی غافلگیرکننده میکنه و برای یکبار خوندن بد نیست اما شاید کتابی نباشه که تو یادتون بمونه اگه کتاب همسر دوست داشتنی من رو خونده باشید تا حدی شبیه به اونه
کتاب متوسطی بود کشش زیاد خاصی نداشت و من تقریبا توی یک ماه خوندمش. اصلا به بررسی روانشناسانهی قاتل نپرداخته و هیچ معمایی هم وجود نداره همه چیز کاملا برای خواننده روشنه.
اما نکته دیگه این که داستان بیشتر حول روابط بین دو نامزد، دو دوست، دو هم دانشگاهی، خیانت، قتل، خود مهم پنداری، یکی شخصیتها گمان میکند که بایستی دنیا را از انسانها اضافی حذف کند، به نظرم تموم احساسات منفیم رو دوباره بیدار کرد و امروز از سر ناچاری اومدم سراغش چون باقی کتابام نمیتونستن مثل این کتاب جذبم کنند.
به خوبی توضیح داده، ویژگیها اشیا و مکانها رو توصیف و بیان کرده، به نظرم تو انتخاب اسمها هم یه جور خوش ذوقی به کار رفته، در مجموع پسندیدم اما از پایان بازش خوشم نمیاد، وگرنه داستان قویای هست.
یه کتاب قبلاً خوندم نویسندهاش ایرانی بود، شخصیت اصلیش شباهت زیادی به شخصیت اصلی این قصه داره، کتاب روانپریش خوب اونم یه ادمی بود تقریبا شبیه این منتها اون ایرانی بود؛ این دوتا کتاب به نظرم شباهتها و تفاوتهای ظریفی دارند و این برام جالب بود.