داستان روانشناختی جالبی که از قول چند زن گفته شده و پیچیدگی خاصی داره. سلنا زنی با زندگی خوب ومرفه و دو پسر زیبا و دوست داشتنی و همسری خوش تیپ. سلنا عاشق همسر و زندگیش اما این ظاهر زندگیش واون چیزی که در صفحههای مجازی نمایش میده و یه روز که سوار مترو میشه کنار زنی جوان ومرموز وزیبا مینشینه که خودش رو مارتا معرفی میکنه و به سلنا میگه با رئیس خودش که متاهل رابطه داره و سلنا هم درباره راز بزرگ زندگیش که همسرش با پرستار بچه هاش رابطه داره میگه هر دو زن شگفت زده و پریشون از افشای رازشون از هم جدا میشن ولی ماجراهای زیادی بعد این گفتگو اتفاق میفته که به این دیدار ربط پیدا میکنه و داستان وارد تعلیق زیاد و ماحراهای مرموزی میشه و با رازهای زیادی اشکار میشه و.... داستان خیلی جالب و شخصیتهای مرموز وپیچیدهای داره وبه خوبی پرداخته و نوشته شده و خواننده رو تا اخر داستان مشتاق به خوندن نگه میداره و هر صفحه پشت دستتون میزنید و میگیدای وای عجب ادم موذی یا پیچیدهای بود این😁
داستان کتاب از زاویه دید افراد مختلف بیان میشه و در حین داستان فلش بکهای زیادی به گذشته داره. فضا سازی و توصیفات خوبی هم داره و مکانها و ظاهر افراد رو به خوبی توضیح میده به نحوی که خواننده میتونه اون تصاویر رو در ذهنش بسازه.
اوایل داستان با خیانت مرد به همسرش شروع میشه و رفته رفته معماهایی توی داستان پیدا میشن.
ازنقاط ضعفش میتونم به این اشاره کنم که داستان و معما و حتی پایانش قابل حدس بود و نکتهی نفرت برانگیزش این بودکه عقاید متعفن فمنیستی، تهمت به مردان و شیطان انگاری اونها به صورت پیشفرض به شدت در داستان تبلیغ شده و همهی جنایتهای شخصیتهای زن داستان هم به نحوی لاپوشونی و توجیه شده که به همین دلیل امتیاز یک دادم.
درود؛ کتاب جالبی بود. چهار چوب نسبتا جدیدی داشت. کشش داستان بسیار زیاد بود. در کل قابل حدس نبود اما میشد با تجاربی که از کتابهای قبلی کسب کردم بعضی موارد رو حدس بزنم. در کل کتاب بسیار عالیی بود. سپاس.
کتاب خوبی بود. تکتههای روانشناساتهی خوبی داشت اینکه ِآسیبهای کودکی چقدر بزرگسالی آدمها رو شکل میده و اینکه در چه محیطی بزرگ شده باشی. داستانش رو دوست داشتم ترجمه هم خیلی خوب بود
داستان متفاوت و جالبی داشت اما اوایل داستان کمی کند پیش میره و در آخر انگار نویسنده فقط میخواد داستان رو زودتر تموم کنه ولی در کل داستان و قلم خوبی داشت و خوندنش توصیه میشه