این کتاب با سایر آثار نویسنده تفاوت داشت و ارتباط با آن کمی برام سخت بود، در طی خواندن کتاب ذهنم مشغول پیدا کردن ارتباط بین همسایه ها بود، که البته تا انتهای کتاب هم این رابطه برام در ابهام باقی موند. مورد دوم اسم کتاب بود. پالاس که همان مجتمع بود اما چرا شپش پالاس؟ بخاطر قدیمی بودن و کثیف بودن یا نگاه نویسنده به افراد ساکن مثل شپش بود؟ به هر حال من کتاب را تمام کردم اما مثل بقیه کتابهای الیف شافاک حس خیلی خوبی در ذهنم باقی نموند. برای افرادی که علاقه مند به آثار خانم شافاک هستند توصیه میکنم این کتاب انتخاب آخرشان برای مطالعه باشه.
الیف شافاک نویسنده مورد علاقه من است، کتابهایش معمولا دو موضوع را به طور موازی دنبال میکند، یکی داستانی عشقی و دیگری موضوعی تاریخی یا اجتماعی، مذهبی
کتاب شپش پالاس کمی برایم عجیب بود، اطلاعاتی که باید هضم میکردم و تعداد افرادی که باید ماجراهایشان را دنبال میکردم زیاد بود، ولی از آن جا که داستان زندگی روزمره آدمهای معمولی را بیان میکرد خیلی قابل لمس بود، در این کتاب آثار سوء جهل و خرافات بیشتر از همه چیز جلب توجه میکند
این کتاب اولین کتابیه که از الیف شافاک خوندم... شروع کتاب خیلی کند پیش میره و در اواسط داستان، به بعضی از زندگیهای تعریف شده، علاقه مند میشین ولی اونقدر ساخته و پرداخته نمیشن که بلهاشون همذات پنداری کنین... به عنوان یه کتاب در حال گذر بهش نگاه کنین... انگار که نویسنده از جایی عبور میکرده و خاطرات اون عبور رو روی کاغذ آورده... در این صورت شاید از خوندنش لذت ببرین
این کتاب در مورد زندگیهای متفاوتی اشاره کرده و واقعا ادمو گیج میکنه ولی میخواد به بهمون بفهمونه هر کس تو زندگیش مشکل داره که بالاخره باکمک کردن به خودمون رفع میشه و شپش پلاس واقعا کتاب عالی بود و از نویسنده آن الیف شافاک واقعا نهایت سپاسگذاری بابت نوشتن این کتاب زیبارو میکنم
از بین تمام کارهای الیف شافاک که از نویسندگان مورد علاقهام هست، با یکی دو موردشون کمتر ارتباط برقرار کردم، این کتاب یکی از همون هاست. خوبه، ولی در عین حال به اندازه کارهای دیگه نویسنده ملموس نیست