عبدالرضا شریفی نیا در کتاب حوری نساء ماجرای عاشقانهای را روایت میکند که در جریان ملاقات دو خواهر پس از سالیان دراز رخ میدهد. این کتاب از برگزیدگان مرحلهی داوری مسابقهی خودنویس بوده است.
دربارهی کتاب حوری نساء:
مرگ برادر باعث میشود دو خواهر بعد از سالها یکدیگر را ملاقات کنند، خواهرانی که سالها پیش یکیشان ازدواج کرده بود و به مشهد رفته بود و به همین خاطر از دیگری دور افتاده بود. حالا هر دویشان ازدواج کردهاند و فرزندانی دارند، و در کتاب حوری نساء، بر سر مزار برادر همدیگر را میبینند. این ملاقات ماجراهایی را برای دو خانواده رقم میزند.
عبدالرضا شریفینیا، در نخستین کتاب خود، داستان ملاقات جایز و ماهی، و فرزندانشان، حوری نساء و رضا، را از زبان حوری نساء روایت میکند.
کتاب حوری نساء برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای عاشقانهی ایرانی علاقه دارید، این کتاب مناسب شماست.
در بخشی از کتاب حوری نساء میخوانیم:
این صدا همان صدایی بود که سالها امید شنیدنش مرا زنده نگه داشته بود. صدایی که گاه سرشار از ذوق میشدم و گاه، کرختی دردناکی را با تمامی وجودم لمس میکردم. لمس این دو حس باهم در فضای تنگ کپر، نمیگنجید. در را باز کردم و خودم را پرت کردم بیرون. چشمهایم را بستم و نفسی به لذت آزادگی با تمام وجودم سرکشیدم و بعد آرام چشمهایم را باز کردم.
بله

















