داستانی تخیلی، جالب و عاشقانه در مورد دنیاهای موازی که در آن زن و مردی ناشناس و دور از هم از طریق یک لپ تاپ با هم ارتباط برقرار میکنند، عاشق هم میشوند و با هم قرار میگذارند و در ادامه رازهایی در مورد زندگی آنها کشف میشود که باعث میشود سرنوشت آنها تغییر کند. در کل ایده داستان جالب بود و همین خواننده را راغب میکند که آن را دنبال کند. نویسنده خیلی خوب افراد و شخصیتها رو توصیف کرده، هر چند در ابتدا ریتم داستان کند بوده و هیجان خاصی ندارد ولی در ادامه کم کم پرده از شخصیت افراد و واقعیت برداشته است. ولی دو نکته مورد سوال است: اول این که وقتی نیت همسر مرد از ابتدا مشخص بوده چرا باید چند سال صبر میکرده و از همان ابتدا قصد خود را عملی نکرده است. دوم عشق مرد به زن در پایان داستان و بدون هیچ مقدمهای شکل گرفته که بهتر بود نویسنده کمی روی این بخش کار میکرد و فرصت شناخت و برخورد بیشتر به شخصیتها میداد.
داستانهای مربوط به سفر در زمان رو با فکر آزادانه میشه پذیرفت، از این نظر کتاب فردا نقصی نداشت، ولی من توصیفات زیاد و تکراری خصوصا در مورد خیابانها و هوای سرد رو دوست نداشتم؛ شاید اگه هنرمندانه تر توصیف میکرد برای بیست سال پیش مناسب بود. صرف نظر از این جنبه که سرعت داستان رو کند میکرد نویسنده ایدههای بکر خوبی برای جلو بردن داستان داشت که خیلی لذت بردم و شگفت زده میشدم. در کل بنظر میاد اولین کتاب از نویسندهای باشه که در آینده داستانهای خوش تراش تری خلق میکنه.
بخوام حس واقعیم رو بعد تموم کردن این کتاب بگم؛ معرکه بود، من کتابای زیادی رو خوندم ولی این کتاب خیلی خاص بود و بیشتر از هر کتابی منو جذب کرد، با خوندن این کتاب قراره هر لحظه بیشتر از قبل شوکه و سورپرایز بشید، چون موضوعش جوری نیست که تو یه فصل تموم بشه، تا لحظه اخر اتفاقات جدیدی پیش میاد که با اتفاقات قبلی پیوند عمیق میخوره و شاید چند لحظه به دیوار زل بزنید و با خودتون بگید مگه میشه
به شدت خوندن این کتاب رو پیشنهاد میکنم
درود بر همه کتابراهی ها گرانقدر کتاب شروع خوبی داره و جاذبه ی قلم نویسنده شما رو چندین صفحه پیش میبره طوری که فضای جهان موازی رو خیلی ماهرانه براتون ملموس می کنه و همین روند ادامه پیدا میکنه تا اواسط داستان که دچار افت میشه و شما رسما فضا رو گم میکنید و در نهایت ناشیانه تمام میشه اما در کل برای یکبار خوندن برای علاقمندان به جهات موازی و... توصیه اش میکنم
داستان اونطور که کتاب به عنوان یک داستان علمی تخیلی و داستان جهانهای موازی معرفی شده بود، جذابیت نداشت. محتوای داستان خوب بود اما توصیفات زیاد خسته کننده بود، کل مطلب داستان رو میشد در نصف و حتی کمتر از این مقدار به انتها رسوند. البته شاید با سلیقه افرادی که از توضیحات زیاد لذت میبرن مطابقت داشته باشه.
این دومین کتابی بود که از این نویسنده میخوندم، واقعا متن روان و هم زمان داستان پیچیدهای داشت و ایده کلی داستان برام جدید بود، و نویسنده هنر خودش رو با اجازه ندادن به خواننده در حدس زدن ادامه داستان نشون میداد.
لذت بردم
با اینکه کتاب تخیلی بود و موضوع جوری نیست که به نظر بیاد قابل تجربه باشه ولی نویسنده به شیوهی جذاب و پر کششی اون را ارائه داده که خواننده اثر را دنبال میکنه و براش جذابه بدونه در آخر چی میشه و من از داستان خیلی خوشم اومد.
انگار یک فیلم سینمایی هالیوودی رو میدیدم هیجان انگیز و پر از اطلاعات مفید علمی و پزشکی و البته اغراق در جاهایی از کتاب ولی داستان پر کشش این اغراق رو کمرنگ جلوه میده
بسیار از خوندن این داستان لذت بردم با پیچیدگی داستان هیجان زده شدم وای کاش واقعا میشد با کسی در گذشته ارتباط برقرار کرد و اتفاقات رو اونجور که دوست داری رقم بزنی
فیلم خانهای روی دریاچه با شرکت کیانوریورز و ساندرابولاک بسیار شبیه داستان این کتاب است البته من فیلم را ترجیح میدم چون بازیگران تصویر بهتری از این ژانر تخیلی ارابه میدهند
سلام. کشش و جاذبه اثر تو رو تا آخر میکشوند ولی خیلی تخیلی بود و دور از واقعیت
مث اینکه دوس داشته باشی همون جور که میخوای زندگی تو از اول مرتب بچینی
ممنون از کتابراه