کتاب متوسطی بود. اول اینکه من نیمهی اول کتاب فهمیدم داستان اصلی چیه و این برای یه کتاب معمایی خوب نیست.
مورد بعدی اینکه کتاب حفره زیاد داشت. زمان بندیها خوب توضیح داده نشده بود. مارک ۵ سال با رافائل دوست بود آنا شش ماه بود که با رافائل بود پس چرا مارک هفتهی آخر میره اثر انگشت کلر رو پیدا میکنه؟ وقتی کلر رو دوباره دزدیدن چرا بلافاصله نکشتنش؟ ۴ روز طول کشید تا رافائل پیداش کنه. وقتی کیفر دخترا رو دزدید چیکارشون میکرد اینم اصلا توضیح داده نشده یا شاید سانسور شده. خونه چطور آتیش زده شد اینم گفته نشده. چرا کیفر باید خودشم آتیش بزنه مگه اسگله؟ همینطور در پایان به نظر اومد رافائل در ازای آزاد شدن کلر از کل جنایتهایی که تاد و زورکین مرتکب شده بودن گذشت و لوشون نداد. که این خودش یه خطر بالقوه هست و هر لحظه اونا بیان و بخوان دوباره بکشنش. و در ضمن اصلا انسانی نیست که خون کسایی مثل جویس و فلورانس پایمال شد. همینطور این اصلا توجیه جالبی نیست که یه دختر پونزده ساله بعد از فرار از کلبه جنگلی به جای اینکه بره پیش پلیس و برگردونده بشه پیش خاله هاش بره تنهایی و غیرقانونی زندگی کنه فقط به خاطر اینکه خبرنگارا نیان سراغش.. کلا داستان مشکل زیاد داشت و زیاد هوشمندانه نبود. و به کسایی که خواننده حرفهای ژانر جنایی معمایی هستن پیشنهاد نمیکنم.
این سومین کتابی هست ک از این نویسنده میخونم واقعا عالی بود یه داستان جالب جنایی ک تا آخر ش پر از غافلگیری بود ترجمه خوب و روان بود کارهایی دیگهای هم از این مترجم خوندم ک واقعا دوستشون داشتم. پیشنهاد میکنم بخونیدش حتما.
راستی درباره سوالی ک دوستان داشتن در مورد کلبه جنگلی ب نظر من کار خود کیفر ه ک وقتی پی ب اشتباه ش برده و نتونسته کلر رو پیدا کنه خونه رو آتیش زده تا بقیه دخترا بمیرن نتونن اونو لو بدن. و کلرام در واقع با نشون دادن اون عکس میخواسته عذاب وجدان خودش رو نشون بده ک اگر ب پلیس میگفت شاید اون دخترا زنده بودن.
مدت زیادی بود این کتاب رو تو آرشیو خودم داشتم. اما به کل فراموش کرده بودم. تازه خوندم و به نظرم نه خیلی عالی بود نه خیلی ضعیف. داستان با یک چالش شروع شد و فراز و فرودهای زیادی رو طی کرد. بعضی قسمت هاش واقعا رو اعصاب بود. اینکه به کل پلیس و سیاستمدارها و رئیس جمهور و همه پست های رده اول یک مملکت رو اینجوری زیر سوال ببری با اینکه موضوع جدیدی نیست اما به نظرم یک کم بحث برانگیز هست. در نهایت هم داستان با یک غافلگیری نه چندان جذاب تموم میشه. پیشنهاد میکنم فقط بخونید و از کتاب خوندن لذت ببرید اما مثل من خیلی وارد جزئیات نشید.
کتاب خیلی خیلی جذابی بود.
تمام لحظاتش پر از استرس و هیجان و آدرنالین خالصه:>
تمام کلماتی که میخوندم و تمام شخصیتهایی که توی داستان وجود داشتن رو تصور میکردم مثل این بود که دارم فیلمی رو تماشا میکنم.
برای دوستانی که براشون سواله که خونه جنگلی رو کی آتیش زده میتونم بهتون بگم خود کیفر بوده به خاطر اینه نمیخواسته دیگه کسی زنده از اون کلبه بیرون بره و همه جا رو آتیش زده.
البته من انتظار داشتم پایان بهتری داشته باشه ولی هنوزم مارک شخصیت مورد علاقه منه:)))
کتاب دختری از بروکلین، با ترجمهی خوب و داستان جذاب برای کسانی که به ژانر جنایی و معمایی علاقه دارند، پیشنهاد مناسبی است. کتاب از نظر ادبی اثری فاخر محسوب نمیشود، با این حال برای کسانی که دوست دارند، با کتابهای معمایی و جنایی وقتشان را پر کنند و افرادی که تازه مطالعه را شروع کردند، میتواند جذاب و سرگرم کننده باشد. کتاب بیشتر جنبه سرگرمی و وقت گذارنی دارد، با این حال داستان در کششی است و معمای کتاب، شما را وادار میکند، قهرمان داستان را تا آخر دنبال کنید.
به نظرم یه داستان پر از رمز و رازه که از همون صفحات اول آدم رو کنجکاو نگه می داره و نمی ذاره ولش کنی. فضای رمان و پیچ وخم هاش جذابن، مخصوصاً اگه از کتاب های پرهیجان و رازآلود خوشت بیاد. از طرفی بعضی جاها ممکنه حس کنی الگوهای آشنای داستان های موسو رو داری می بینی و پایانش برای بعضی ها قابل حدس باشه. در کل تجربه ی سرگرم کننده ای بود و اگه دنبال یه کتاب روان و جذاب برای یه آخر هفته هستی، ارزش خوندن داره.
داستان جنایی خوبی بود. ولی به نظر من اسامی زیادی داشت به صورتی که بعضی از انها یکهو مطرح میشد و خواننده را گیج میکرد. وقایع را خوب در کنار هم قرار داده بودو با پیگیری خوبی به نتیجه میرسید. ترجمه خیلی خوب و سلیس بود بخصوص با توضیحات مربوطه اطلاعات کافی در اختیار خواننده میگذاشت. این کتاب مشوق خوبی برای خواندن سایر کتابهای همین نویسنده است و مطمئنن کتابهای دیگر او را نیز مطالعه خواهم کرد. ممنون از کتابراه.
سلام
اول اینکه میخوام از ناشرین محترم خواهش کنم، یه زحمتی بکشن اول کتاب رو بخونن بعدش جلد رو طراحی کنن، خیلی از کتابها رو دیدم که مثل این کتاب، تصویر جلدشون هیچ ربطی به خودشون ندارن. و اینکه ژانر کتاب رو فقط از روی دو سه جمله اول مشخص نکنین. مثلا این کتاب به هیچ عنوان عاشقانه محسوب نمیشه.
و در مورد خود کتاب... عالییییه! معرکس، خیلی کشش داره و واقعا جذابه. حتما بخونینش👌👌
خود کیفر از ترس لو رفتن کلبه و خودش و دخترا رو آتیش زده... منظور آنا یا همون کلر از این که به رافائل عکس جنازهها رو نشون داده و گفته که من این کار رو کردم این بوده که کاش از وجود اونا خبر داشت و به پلیس خبر میداد... این که گفته من این کار رو کردم منظورش این بوده که با فرارش و خبر ندادن به پلیس باعث شده کیفر خودش و دخترا رو آتش بزنه... حس عذاب وجدان داشت
کتاب خیلی عالی بود، نثر بسیار خوبی. داشت، ترجمه هم که خیلی درست و روان بود....
فقققطططط من یه چیزایی رو هنوز درک نمیکنم، یعنی همه اونا کارِ.....
مشخصه خیلی داستان پیچ در پیچیه و به همین دلیل هم خیلی عالیه
نویسنده خیلی خیلی ذهن خلاقی داره
تقریبا به همه توصیه میکنم، بخونند
من خودم یکبار دیگه هم میخونمش تا بهتر جا بیفته☺️
راستش کتاب پر از اسم و شخصیت های متفاوت بود که من واقعا با هم قاطی شون میکردم و گاهی یک اسم که میومد واقعا یادم نمیومد کی بود و چیا ازش گفته شده بود دوم اینکه خیلی داستانو پیچونده بود ولی اخرش یهو سر و ته داستانو هم اورده بود و کلی علامت سوال تو ذهن خواننده باقی میگذاشت انگار که نویسندش اصغر فرهادیه البته شاید بشه گفت ارزش خوندن داره
با سپاس از شما، مثل بقیهی کتابهای این نویسنده، واقعا عالی بود. پیشنهاد من برای کسانی که میخواهند اوقات فراغت شون رو پر کنند، کتاب مناسبیه، البته ترجمه یکمی ایراد داشت، ولی چیزی نبود که مانع لذت بردن از مطالعهی کتاب بشه. 👍
داستان خوب شروع شده بود و خیلی خوب ادامه داشت اما تو کتابهای پلیسی جنایی نباید هیچ نکتهای در آخر کتاب نگفته بمونه که تو این کتاب موند و معلوم نشد که خونه جنگلی رو کی آتیش زد ولی به هر حال داستا بدی نبود واسه سر گرمی خوب بود
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت عوامل و دست اندرکاران کتابراه، نظر من خرید نمایشنامه این اثر بود و سهوا"کتاب متنی رو خریداری کردم اما این اثر واقعا ارزش وقت گذاشتن و خواندنش را روی صفحه ۹ اینچ گوشیم روداشت. خسته نباشید سپاس وبدرود.
روال کتاب مناسب بود و مثل برخی از داستانهای جنایی دچار کندی و سردرگمی نبود. شخصیت پردازی برای بعضی از کاراکترهای داستان که تاثیر مهمی در داستان داشتند کم و ناقص بود اما در مجموع داستانی جذاب روالی منطقی و پایانی باورپذیر داشت.
کتاب بسیار خوبی بود. به علاقه مندان رمانهای معمایی و جنایی توصیه میشود آن را مطالعه کنند. تا انتهای داستان واقعیت مشخص نمیشود و از گزافه گویی در کتاب پرهیز شده است. ماجرای داستان تا آخر خواننده را با خود میبرد.
کتاب خوبیه و داستان معما گونه شما رو به خودش جذب میکنه اما بنظرم یه ایرادی که ترجمهاش داشت و کمی تو ذوق میزد استفاده از اصطلاحات و تکیه کلامهای فارسی بود که اصلا با متن کتاب جور نبود اما در کل خوب بود
ساعت ۸ امشب این کتاب رو گرفتم و الان ساعت یک بامداده که تمومش کردم تو این مدت اصلا نتونستم از صفحه گوشی جدا بشم
خیلی هیجان انگیز بود ارزش خوندن داره البته برا کسایی که علاقه دارند به این طرز داستان ها
کتاب خوبی بود، پر از هیجان و معما ولی خیلی جاهاش پر از ابهام بود و خوب جمع بندی نشده بود و خیلی از مسائل در پرده ابهام باقی ماند، بخصوص جمع بندی و پایان کتاب اصلا خوب نبود و سرنوشت بعضی از شخصیتها مشخص نشد.
کتاب بسیار مهیجی بود تا در طول خوندن داستان اصلا متوجه گذر زمان نشدم... ولی یه سوالی ذهنمو مشغول کرده که نویسنده بهش نپرداخته! چه کسی اون خونه جنگلی رو آتیش زده؟ خود کیفر؟ یعنی از ترس لو رفتن اینکارو کرده؟
داستان گرم و جذاب و گیرایی داشت پیچیدگی مناسب و هیجان لازم برای اینکه تا انتها داستان رو دنبال کنی داشت و همینطور احساسهای زیبایی که در طول داستان تجربه میکردی احساس زیبای پدر بودن همسر بودن
عالی بود 50صفحه اول انچنان جذابیتی نداره ولی بعدش تا حدی جزاب میشه که نمیتونی بزاریش کنار ولی یه سوال واسم روشن نشد خونه کیفر چرا اتیش گرفت در کل عالی بود اخرشم گریم رو در اورد
کتاب سطحی و بی سر و ته... انقدر که ازش تعریف الکی کرده بودن. الکی سرهم بندی کرده بودن.. ۵۰ صفحه آخرش فقط حرفی برای گفتن داشت.. نه به اون کش دادن اوایل کتاب.. نه به این سرهم بندی آخر کتاب.
کتاب در عین جذابیت داستان و سیر وقایع با تم پایدار در کل اثر متوسطی است ناگفتههایی باقی میمونه و گاه زمان بندی گنگ بنظر میرسه. در کل برای اوقات فراغت یک سرگرمی خوب و قابل قبوله.
خیلی کتاب جالبی بود، وقتی داری میخونیش اصلا حالیت نمیشه زمان چطوری میگذره. نویسنده خیلی خوب همه چیز رو توصیف کرده جوری که خودتو تو اون لحظه میبینی و هیجانش تو رو میگیره، آخرشم که سوپرایز کامل بود.
اگر از فیلمهای بزن بزن اکشن خوشت میاد این کتاب را خواهی پسندید. حادثه، نیروی محرکهی داستان هست. بدون درون نگری و شخصیت پردازی شخصیتهای داستان. برای من جذابیت نداشت
کتاب جذابیت ادامه دادن رو داشت هرچند وسطای کتاب انقدر واسم داستان دارک شده بود تصمیم گرفتم نخونم دیگه ولی گیرایی کتاب در حدی بود که بخوای ادامه بدی آخرشم من غافلگیر شدم جالب بود
خیلی داستان جذاب و خوبی بود. بدون کش دادنهای الکی. توصیه میکنم حتما بخونید بخصوص اونایی که به داستانهای پلیسی و جنایی علاقه مند هستن. ممنون از کتابراه
عالی بود داستان ولی یه جا یه سوال هست
چه کسی خونه جنگلی رو آتیش زده؟ یعنی کلر بعد از اینکه فرار کرده دوباره برگشته هیزکیفر رو کشته و خونه رو آتیش زده؟؟ 😑
برای سرگرمی و هیجان خیلی خوبه فقط باید توجه داشت که شاخ و برگ زیاد داره که البته به مرور به هم وصل میشن اما در کل باید حوصله انتظار کشیدن زیاد رو داشته باشید.
مورد بعدی اینکه کتاب حفره زیاد داشت. زمان بندیها خوب توضیح داده نشده بود. مارک ۵ سال با رافائل دوست بود آنا شش ماه بود که با رافائل بود پس چرا مارک هفتهی آخر میره اثر انگشت کلر رو پیدا میکنه؟ وقتی کلر رو دوباره دزدیدن چرا بلافاصله نکشتنش؟ ۴ روز طول کشید تا رافائل پیداش کنه. وقتی کیفر دخترا رو دزدید چیکارشون میکرد اینم اصلا توضیح داده نشده یا شاید سانسور شده. خونه چطور آتیش زده شد اینم گفته نشده. چرا کیفر باید خودشم آتیش بزنه مگه اسگله؟ همینطور در پایان به نظر اومد رافائل در ازای آزاد شدن کلر از کل جنایتهایی که تاد و زورکین مرتکب شده بودن گذشت و لوشون نداد. که این خودش یه خطر بالقوه هست و هر لحظه اونا بیان و بخوان دوباره بکشنش. و در ضمن اصلا انسانی نیست که خون کسایی مثل جویس و فلورانس پایمال شد. همینطور این اصلا توجیه جالبی نیست که یه دختر پونزده ساله بعد از فرار از کلبه جنگلی به جای اینکه بره پیش پلیس و برگردونده بشه پیش خاله هاش بره تنهایی و غیرقانونی زندگی کنه فقط به خاطر اینکه خبرنگارا نیان سراغش.. کلا داستان مشکل زیاد داشت و زیاد هوشمندانه نبود. و به کسایی که خواننده حرفهای ژانر جنایی معمایی هستن پیشنهاد نمیکنم.