داستان غم انگیز و تا حدودی بعضی قسمتهاش ترسناک بود اما من برای لیدیا واقعا ناراحتم آخه ۷ سالگی و مرگ واقعا ناراحت کننده است راستش برای سارا هم یکم ناراحت شدم اما به نظرم حقش بود آخه تقصیر خودش بود سارا با خودخواهی هاش و کارهاش باعث فرو پاشی خانوادهاش شد وتمام مدت شوهرش رو مقصر میدونست
داستان در مورد خانوادهای با دو تا دوقلوی تک تخمکی کاملا شبیه هم هست که یکیشون بر اثر سانحهای از بالای ساختمان پرتاب میشده و جونش رو از دست میده بعد از اون اتفاق دو قلوباقی مانده دچار اختلال شخصیتی میشه و میگه من اونیم که مرده و مادرش باور نمیکنه و میخواهد اون رو امتحان کنه و بعد از اون امتحان فکر میکنه دخترش راستش رو میگه اما و....... عالیه حتما بخونید پشیمون نمیشی
داستانی بی نظیر و روانشناختی که در ابتدا بسیار معمولی و حوصله بر شروع میشه. در مورد یه خانواده که دختر دوقلو تک تخمکی داشتند ولی یکی از دخترها بر اثر سقوط مرده. ولی هرچه داستان پیش میره چالشهای پرهیجان و نفس گیری مطرح میشه. بیشتر اوقات فکر میکنید کل داستان رو حدس زدید ولی تا اخرین سطر داستان شگفت زده میشوید. مادری خیانتکار و پررو پر توقع که با کارهای بدش خانواده رو متلاشی کرده ولی تمام مدت از شوهر حمایتگرش طلبکارو تمام تقصیرهارو گردن شوهرش میندازه. اخر داستان رو خیلی دوست داشتم حق به حق دار رسیدومثل اکثر داستانها کلیشهای تموم نشد.
کتاب خوبی هست اما خیلی خیلی به فضا سازی جزیره و مکان هایی که در آن داستان جریان دارد پرداخته شده، مثلا در بخشی از داستان دقیقا سه صفحه کامل توضیح در خصوص رشته کوه و اسم دریاچه ها و علفزار فقط پرداخته شده تا جایی که اساسا در طول این سه صفحه فقط یک خط در خصوص جنایت و اسرار پیش آمده گفته می شود.
کتاب بسیار قشنگی بود و من در عرض ۲ روز تمومش کردم البته که یه جاهاییش ترسناک بود و اگر فیلمش ساخته بشه ترسناکتر هم میتونه باشه
کتاب خیلی راحت حس فضای سرد و رعد و برق رو توصیف میکرد و با توصیفهاش قشنگ اون صحنه هارو میشد تجسم کرد
خیلی غم انگیز بود نمیدونم از نظر علم رواشناسی یه همچین اتفاقی واقعا میشه از ذهن آدم پاک بشه؟ در کل کتاب بدی نبود، ولی اینکه دوستان میگن ترسناکه، به نظر من اصلا اینجوری نبود
داستان در مورد خانوادهای با دو تا دوقلوی تک تخمکی کاملا شبیه هم هست که یکیشون بر اثر سانحهای از بالای ساختمان پرتاب میشده و جونش رو از دست میده بعد از اون اتفاق دو قلوباقی مانده دچار اختلال شخصیتی میشه و میگه من اونیم که مرده و مادرش باور نمیکنه و میخواهد اون رو امتحان کنه و بعد از اون امتحان فکر میکنه دخترش راستش رو میگه اما و....... عالیه حتما بخونید پشیمون نمیشی